کت بالو

Archive for the ‘کت بالوی متفکر’ Category

پنجشنبه
مهر ۹,۱۳۸۳

بزرگترين هنر او اين بود:

در مراسم تقدير و بزرگداشت هر چيز و هر كس در هنگامه ي هلهله و شادماني, به ناگاه, دژخيم وار او را به مسلخ ميبرد, قرباني و تا مزارش تشييع مي كرد.

————–
هر چيز را قيمتي است. هر كس بهايي دارد.
بر داشته هايت بيفزا, كه قيمتي ترين ها را مالك شوي, و قيمتي ترين ها مالك تو شوند.

دوستتون دارم, خوش بگذره, به اميد ديدار

سر کاری؟!!

چهارشنبه
مهر ۸,۱۳۸۳

چه عرض کنم ولله. حسابی رفتم سر کار و در انتظار که ببینم این آقای هخا چه می کنه.
از یه طرف مخالفین, از یه طرف موافقین. چندتاییشون رو هم خوندم.فعلا بعد از یه مقداری فکر در اوقات فراغت به این نتیجه ها رسیدم.

احتمالات زیادند.
یکی این که ایشون یه کمی همچین قوای مغزی شون ایراد داشته باشه. در اون صورت عجیبه که کسی که کانال تلویزیونی بهش داده چطور و روی چه حسابی این کار رو کرده. قوای مغزی یه نفر می تونه ایراد داشته باشه. ولی قوای مغزی یه دسته ی کامل که بتونند امکاناتی در حد کانال تلویزیونی هم داشته باشند بعیده که جمیعا مشکل داشته باشه.

دوم این که یه خالی بند باشه و بخواد معروف شه و پولی به جیب بزنه. من خودم به این یکی راحت تر رای می دم. مثلا دهم مهر یه اتفاقی می افته. فرض کنیم طیاره توسط دولت آمریکا توقیف می شه, یا مردم از آقای هخا عاجزانه تقاضا می کنند که همونجا بمونه و خودش رو به خطر نیندازه یا فیوز خلبان طیاره بسوزه, و آقای هخا در گوشه ای از دنیا به زندگی سعادتمندانه ی خودش ادامه بده و یواش یواش از صفحه ی تلویزیون و یاد ها محو بشه. یه چند تا اعلامیه ای هم این وسط مسط ها پخش کنه و کل جریان هم هیچی به هیچی.

سوم این که از طرف خود دولت جمهوری اسلامی علم شده باشه. چرا و به چه دلیل رو نمی دونم. بنابراین به این هم رای نمی دم.

چهارم این که جریان یه کمی جدی تر باشه و بشه بهانه برای یه کودتا در روز دهم مهر ماه !!! با این طرفداری هخا از سپاه پاسداران, بعید نمی بینم اگه چنین سناریویی وجود داشته باشه.تنها ایرادش اینه که این هم یک کم ایده آلی تر از واقعی بودن به نظر میاد.

پنجم هم این که راست راستی یک انسان معتقد و یک ایرانی وطن پرست باشه که درست یا غلط داره سعی خودش رو می کنه که ایران رو آزاد کنه. به این هم رای نمی دم. یه جای کار ایراد داره. من, که یک صدم این هم ادعای وطن پرستی و غیرت ندارم, زبان فارسی و ایران شناسی ام از آقای هخا به نظرم بهتره. تازه, چطور می شه که آدم بعد از نود و بوقی تازه یادش بیفته که میهن پرسته و عرق ملی داره. این همه سال مگه ملت توی پر قو بودند؟ یا دست و پای آقای هخا توی پوست گردو بوده. وطن پرستی که موسمی نمی شه. این سناریو هم چنگی به دل من نمی زنه.

ششم این که یه جریاناتی, یه اپوزیسیوناتی این آقا رو علم کرده باشه, به وعده و وعیدی. انداخته باشدش جلو که پشت سرش بیاد و به نون و نوایی برسه. از اونجایی که یه سری از این اپوزیسیون ها ممکنه همین جوری شب بخوابند و صبح پاشن و جریاناتی راه بندازند, این یکی هم خیلی بعید نیست. فقط عجب اپوزیسیون دور از ذهنی. آخه توی انقلاب قبلی, از سال چهل و دو -اونی که ما خبر داریم- تا سال پنجاه و هفت رهبر و کل اعوان و انصار تحت تعلیم بودند. مردم تعلیم می دیدند. هزار جور حزب و پایگاه درست شد.مسجدها و دانشگاه همه شد پایگاه های مسلح انقلاب. خلاصه حداقل پونزده سالی طول کشید. ولله من هر چی به مغزم فشار میارم با این مثقال معلومات تاریخی نداشته ام, تا جایی که یادمه انقلاب اینقدر آبکی نمی شه.

با این یه مثقال استدلال, من به شماره ی دو رای می دم. شاید یه کمی از شماره ی شش هم قاطی داشته باشه. بعد از اون در ایده آلی ترین حالت به شماره ی چهار رای می دم.

ولی آی کنجکاوم ببینم عاقبت کار به کجا می کشه. همین قدر که آدمی پیدا شده که این کار رو بکنه کلی واسم جالبه. تغییر رژیم, اینقدر آبکی. با نیروهای مثبت ماورای طبیعه ی هخا.
بابا این امام زمان هم با کل نیروهای ماورای طبیعه و مافوق طبیعه اش, که خود خدا هم تئوریسین اشه, قربونش برم یه هزار و چهارصد پونصد سالی داره مقدمه فراهم می کنه تا بیاد.
انقلاب راه داره, اصول داره.فلسفه داره, تئوریسین می خواد,اسلحه می خواد, ملت معتقد, یا جماعت پاپتی و گرسنه می خواد.
مگه یه چیزی باشه که ما ندونیم. بخیل که نیستیم, این همه قاجار و پهلوی و آخوند حکومت کرد, یه مدت هم هخایان بیان. اصلا گاسم بعد از یه مدت دستمون به انقلاب راه افتاد و همینطور -ببخشید- زرت و زرت واسه ی سرگرمی و رفع کسالت و بیکاری حکومت علم کردیم و انقلاب کردیم. کی به کیه؟

دوستتون دارم, خوش بگذره, به امید دیدار

کلمه ی فرانسه ی امروز:

coup d’etat

به معنی کودتا!! بعنی تغییر ناگهانی در وضعیت موجود. تشکیل شده از دو کلمه ی coup و etat.

خانوم ها و آقایون فرانسه دون. برای دو روز دیگه احتمالا به معادل فرانسه برای کلمه ی “سر کاری” نیاز خواهم داشت. کمک هاتون لطفا برسه. کلمه ی پیروزی و تبریک و اینها رو بلدم اگه مناسبتش باشه.

شمارش معكوس

سه شنبه
مهر ۷,۱۳۸۳

بدكي هم نگفته اين كاكتوس تيلا جان.

من كه از همه چيز گذشته فضوليم گرفته.

يكي از دوستام مي گه اين آقا با اين كارش مشهور شده. ايران هم بره از اونجا كه همه ي دنيا شناختنش احتمال اين كه رژيم بكشدش كمه. اين دوستم تاسف مي خورد كه چرا اين فكر قبل از هخا به فكر خودش نرسيده.

دوستتون دارم, خوش بگذره, به اميد ديدار

كلمه ي فرانسه ي امروز:

regarder

به معني “نگاه كردن”. فعل از دسته ي اول افعال فرانسه كه به er ختم مي شند.

درس چندم

دوشنبه
مهر ۶,۱۳۸۳

درس چندم بود اين يكي؟ دهم؟ صدم؟ هزارم؟ شايدم درس آخر. كي مي دونه.

اگه خواستي يه كسي كه سرش به تنش بيارزه, و رازت رو نگه داره, به حرفت گوش بده و خسته نشه و اذيت نشه, دنبال يه دوست نگرد كه “يافت مي نشود, جسته ايم ما”. اين يك حرفه است. دنبال كار دونش بگرد, مبلغي مي گذاري به حسابش, و يك گوش پيدا مي كني به مدت يك ساعت, خزعبلاتت رو با حوصله گوش مي ده, خسته نميشه, اذيت نمي شه, به كسي هم بروز نمي ده. آخر يك ساعت كارش باهات و كارت باهاش تموم مي شه. پول دادي و گوش خريدي براي شنيدنت.

توي اين دنياي نامرد, به اميد پيدا كردن دوست و كسي كه دوستت بداره نباش. هر كسي بهر چيزي مياد. تكرار دوباره ي باور سال هاي دور. و به ياد سپردن اين كه قانون دنيا قانون جنگله. توانايي هات رو زياد كن, قابليت هات رو, كه هرگز كسي نيست…نه, هرگز كسي نيست…ديگه هرگز تكرار نخواهد شد…سخته اما بايد باور كرد تمام حقايق سخت و تلخ روزگار رو.

و اشك هايي براي نريختن. كه با چشم بايد بي رحمانه نگريست و نه گريست.

و ياد آوري دوباره ي مكالمه ي حسن كچل با ديو:

-چي شد كه تو ديو شدي؟
-من اولش ميش بودم…

دوستتون دارم, خوش بگذره, به اميد ديدار

پيوست: كلمه ي فرانسه ي امروز:
Une fille
به معني “يك دختر”. اسم مونث
Un garcon
به معني “يك پسر”. اسم مذكر.
با تشکر از مامان نیلوی عزیز کلمه ی بالا تصحیح می شه به:
gar

عزیزترین ها

یکشنبه
مهر ۵,۱۳۸۳

اگه به زبون نمیاد, نه این که نیست.
چیزهایی هست, مثل “سکوت”, اگه به زبون بیاریشون, از دست می رن.

و…
عجبا که عزیزترین ها هستند.

دوستتون دارم, خوش بگذره, به امید دیدار

پیوست: عبارت فرانسه ی امروزهست

Je t’aime

به معنی “دوستت دارم”.

و ..آهنگ “دیشب” از فرامرز آصف که خواننده ی مورد علاقه ی من هست اون بالا اضافه شده. 7 مگابایته و فرمت ام پی تری!!

جباریت

شنبه
مهر ۴,۱۳۸۳

این رو نگاه کنین. هاله ی عزیز لینک داده.

راست می گن که می گن اون اواخر متن تمام اونها رو احمد خمینی می نوشته و بعد از خمینی امضا می گرفته؟
البته این رو کسی گفته که بالا بری پایین بیایی ته دلش از خمینی خوشش میاد.

یه کتاب بود, نقد و تحلیل جباریت. خیلی سال پیش خوندمش و خوشم اومد.الان خیلی کم ازش یادم مونده. اونموقع سنم کم بود و برداشتم مسلما متفاوت و ناقص بود. روی اینترنت دارم دوباره دنبالش می گردم. برای فهم جریانات خمینی و سایرین کمک می کنه.

دوستتون دارم, خوش بگذره, به امید دیدار

مهتاب شب پاييز

جمعه
مهر ۳,۱۳۸۳

زير نورمهتاب, كنار يه در ياچه, روي يه نيمكت چوبي, وسط چمن سبزمرطوب,كنار يه نهر روان,زير درخت بيد مجنون, فارغ, رها, آزاد, توي هواي ملس شب پاييز…بوس و كنار و آغوش…

مهتاب زده تاج سر كاج
پاشويه پر از برگ خزان ديده ي زرد است
بر زير لب هره كشيدند خدايان
يك سايه ي باريك
هستي شده تاريك
رنگ از رخ مهتاب پريده
برگونه ي او ابر اگر پنجه كشيده
دامان خودش نيز دريده

آرام دود باد درون رگ نودان
با شور زند ني لبك آرام
تا سرو دل آرام برقصد
تا آن كه بخواند
شبگير سر دار
……
……
پاييز چه زيباست
پاييز دو چشم تو چه زيباست
…….

اين شعر رو خيلي دوست دارم. حيف كه حفظ نيستمش. خيلي حيف.

دوستتون دارم, خوش بگذره, به اميد ديدار

كلمه ي فرانسه ي امروز:
l’ amie
به معني دوست.

پيوست: اين خلبان كور عزيز راست راستي غير قابل پيش بيني عمل مي كنه. بفرماييد. آدرسش رو تقديم كرده به “دخمر” خانم.

به اندازه ي يكربع كامل داشتم مي خنديدم.
فقط يكي به من اين رو بگه. آدرس وبلاگ خلبان به چه درد دخمر مي خوره؟

رنگارنگ ۱۸

چهارشنبه
مهر ۱,۱۳۸۳

زمانهایی هست که آدم اینقدر خوشبخته که دلش می گیره..به خاطر تمام کسانی که نمی تونن یا نمی خوان خوشبختی رو مزمزه کنن.
نکنه خوشبختی میزان محدودی توی دنیا داره, و وقتی یه عده سهم خیلی زیادی ازش بگیرند از سهم بقیه کم بیاد.
———————

همیشه بهت فکر می کنم, مست که هستم بیشتر.
———————-

عکسم رو در حال رقص بالای صحنه با یه خواننده گرفته بودم و فرستاده بودم ایران. بابام با کلی افتخار عکسم رو به مامان بزرگم نشون داده و گفته “خانم, ببینین چه بچه هایی تربیت کرده ام.”
مامان بزرگ حاضر جوابم هم گفته: “آره دیگه. می بینم. دستت درد نکنه. توی جمهوری اسلامی یه دختر رقاص تربیت کردی, یه پسر مطرب!!!”

دوستتون دارم, خوش بگذره, به امید دیدار

تصحيح- تعصب نژادي

سه شنبه
شهریور ۳۱,۱۳۸۳