نمی دونی. نمی تونی. خسته ای. گیج حتی گاهی.
اعتقاد داری به زیبا بودن زندگی و اعتماد داری به این که فردا حتما آفتاب هست چه اشک بباری چه لبخند.
دوستتون دارم. خوش بگذری. به امید دیدار
کودتای آرام شرکت های مولتی بیلیاردی در پنجاه ساله ی اخیر و سیاست در خدمت اقتصاد. صد و پنجاه صفحه ی کتاب اخیر که تمام شد و بعد از سیصد و هفتاد صفحه ی کتاب بعدی احتمالا نوبت این یکی می رسد.
بر منکرش لعنت, آب خوردن ما هم این روزها توسط شرکت های مولتی بیلیاردی دیسنی و فاکس و پروکتور و گامبل و پترولیوم های جورواجور و غیره و هذا رقم می خورد چه رسد به اتفاقات بزرگ و عمده ی میلیاردی و تریلیاردی.
دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار
این روزها خیلی به یاد داستان جراحی روح مخملباف می افتم. عجب داستانی…عجب وحشتی…
مخملباف را اگر ببینم می پرسم شاید او هم مثل من به جلد دوم جراحی روح فکر می کند… عجب وحشتی…
دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار
یه روز یه اتفاقی می افته که تازه نیست. قبلا یه ماه پیش یا یه سال پیش یا چند سال پیش همین اتفاق افتاده بوده.
اونچه متفاوتش می کنه عکس العمل تو و احساس تو هست نسبت به این اتفاق.
و این بعنی تعریف تغییر…خوب یا بدش به حس امروزت از این اتفاق بستگی داره غمگین باشی یا شاد.
دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار
کاش تمام روزها آفتابی باشند..یا بارانی…یا ابری…یا برفی.
کاش تمام روزها تمام آدم ها تمام وجودشان چشم باشد برای ادراک تمام اشعه های آفتاب…تمام قطره های باران…تمام تکه های ابر…یا تمام دانه های برف.
کاش تمام روزها تمام آدم ها چشم داشته باشند و مهر و پنجره.
دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار
برای اولین باره که اسم این جمعیت رو می شنوم.
بسیار جالب بود.
دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار
هفته ی گذشته تمام مدت به دادگاه های انکیزاسیون فکر می کردم و قرون و سطا و رنسانس و تاریخ انقلاب فرانسه و روسیه. یکی دو کتاب هم از کتابخانه گرفتم.
صبح که بیدار شدم از بیانیه ی جدید خبردار شدم. تشبیه به دادگاه ها و شکنجه های قرون وسطا.
تاریخ تکرار می شود. مغز متفکر پشت جریان احتمالا بیشتر و بهتر از من عکس العمل های جامعه به روش های قرون وسطایی را مطالعه کرده آن هم در عصر وانفسای فن آوری. قطعا می داند چه می کند.
این میان یکی قربانی هست و یکی جانی -که به نوعی قربانی است- و یک برنده و…تنها ناآگاه و بازنده ی مطلق این معادله همان جنایتکار است و بس که بازنده ی اصلی است و نهایی و ابدی. بدنام تاریخ و جاهل امروز. بیچاره…بی پناه…بدبخت…ملعون.
نسل های بعدی شاید زندگی بهتری داشته باشند. کاش تاریخ تکرار شود.
صادقانه اگر بگویم …می ترسم….مثل سگ.
دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار
بعضی روزها می شوند گذشته. بعضی روز ها می شوند خاطره.
گذشته ها فقط می گذرند. مثل مهره های گردنبند نه متمایز از یکدیگر. خاطره ها به خاطر می مانند. ثبت می شوند. از پس سالها خودنمایی می کنند گاه و بیگاه. مثل مهره ی شکسته ی گردنبند گاهی خراشنده…یا مثل نگین گردنبند چشم نواز و خیره کننده.
هر صبح فکر می کنم می خواهم خاطره ای از امروز داشته باشم. هر شب خاطره ی روز را مرور می کنم. درخشش… اشک یا لبخند…چه تفاوت دارد…
تا روز آخر…آخرین خاطره….
دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار
دل قوی دار…سحر نزدیک است…
از میان خبرها در مورد وقایع امروز ایران…
و…
According to the official count, a total of 30 people were killed in the security crackdown following the election. But human rights groups say the number is more like 100.
دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار
آدم ها و دنیا از دست من و ما خارجند.
حس خوشبختی اما هیچ کجا نیست غیر از درون من و ما.
صرفنظر از دنیا…صرفنظر از آدم ها و دنیا و من و ما خوشبختی همین جاست. همین لحظه ها و بهانه های ریز و درشت. همین تکاپو و تلاش.
مقصد مهم نیست. راه را باید دریافت.
دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار