Buy Ambien Without Prescription

Archive for the ‘دسته‌بندی نشده’ Category

یکشنبه
تیر ۲۹,۱۳۸۲

پروردگارا

یکشنبه
تیر ۲۹,۱۳۸۲
در وجود یا عدم وجود خالق یکتا, دانا و توانا و عشق مطلق مسلما تا پایان دنیا شک وجود خواهد داشت و به یقین نخواهد رسید.اما اگر طبق اعتقاد من و احساس من, چنین موجود برتر و مطلقی بر جهان حکمفرمایی کند دعای همیشگی من به درگاهش این است: پروردگارا به من کمک کن تا از تمام توانایی هایی که به من داده ای در جهت اراده تو استفاده کنم. خداوندا اراده تو در باره من جاری شود خداوندا عشق را در قلب من جایگزین نفرت کن خداوندا دانا و توانا و محبت مطلق هستی.بنابراین می دانی چه چیز برای من خوب است, می توانی آن را به من بدهی و چون محبت مطلق هستی این کار را خواهی کرد. به تو اعتماد و به تو توکل می کنم. درنام منجی ات آمین بامزه اینه که کسی به بی اعتقادی و در عین حال به معتقدی خودم در دنیا نظیر نداره. اگر یه روز یه وبلاگ دیگه به صورت ناشناس بزنم حتما کل اعتقاداتم رو می نویسم. منتها اگه شناخته بشم دوباره مجبور خواهم شد یه سری رو فاکتور بگیرم. خدای من که اصلا شباهتی به بعضی از پیامبرهاش نداره. جوک روزگاره که دین خداوند تبعیض مطلق نژادی و جنسی باشه. برده داری درش قانونی باشه. ازدواج به احمقانه ترین شکل ممکن باشه. همه دخترا در یک سن بالغ شن. همه پسرها از همه دخترها عاقل تر باشند. همه مردها از همه زن ها منطقی تر باشند. خدا اگه اینه تک تک ما از خدا و پیامبرهاش بهتروعاقل تر و منطقی ترو عادل تر هستیم. دوستتون دارم, خوش بگذره, به امید دیدار

See Kimia’s Weblog" href="http://www.katbalou.com/1382/04/26/see-kimias-weblog/" rel="bookmark">See Kimia’s Weblog

پنجشنبه
تیر ۲۶,۱۳۸۲
● تلفنی در کانادا گذاشته شد از طرف يک سايت تلويزيونی بسيار مشهور که تا ساعت ۸ شب امشب يک همه پرسی از تمام انسانهای دنيا می پرسند که ايا موافقيد سفارت ايران در کانادا بسته شود و نتيجه ان هم همين امشب اعلام خواهد شد از تمام دوستان خواهشمندم که به اين همه پرسی که به واسطه قتل خانم زهرا کاظمی انجام گرفته جواب دهيد . شماره تلفن: ۴۰۰۵-۲۶۰-۴۱۶-۱ متشکرم از شما می پرسند که اگر موافق با بستن سفارت ايران در کشور کانادا هستيد شماره ۱ را فشار دهيد .
شنبه
تیر ۲۱,۱۳۸۲
همین الان اخبار اعلام کرد که خانم خبرنگار تبعه کانادا و ایرانی الاصل که به ایران رفته بود بر اثر شدت جراحات وارده فوت کرد. واقعا جای تاسف داره. به این فکر می کنم که این یکی از صدها و شاید هزار نفری است که بر اثر حمله وحشی های متاسفانه (اسما یا رسما ایرانی( به قتل رسیده. مزخرفه. دولتی که ایران داره مزخرفه. یه عده عرب مفتخور دارند مردم رو می دوشند ویه عده بی عقل هم به اسم مذهب که متاسفانه توی کله پوک شون جای انسانیت و تفکر رو پر کرده, به این کثافت ها سواری میدهند. یه عده هم مثل بنده اومده اند فارغ و خوشحال نشسته اند این سر دنیا ... و البته و صد البته حرص و غم می خورند زمانی که بسیار چیزها ی خوب رو می بینند که نمی تونند سهمی ازش به کسانی که دوستشون دارند بدن. خشونت در تمام دنیا اتفاق می افته. مخصوص ایران نیست. اما مهم برخوردی است که با خشونت می شه. وقتی خشونت نه تنها تحریم و محکوم نشه بلکه تشویق هم بشه, اون موقع است که یه بیماری بدخیم یه جامعه رو در بر گرفته. برای شادی روحش دعا می کنم. او با مرگ خودش باعث شد مشکل ایرانی ها و حقیقت جدا بودن دولت از ملت به وسعت دنیا انتشار پیدا کنه. امیدوارم قبل از مرگ عذاب نکشیده باشه. روحش شاد. دوستتون دارم, خوش بگذره, به امید دیدار
جمعه
تیر ۲۰,۱۳۸۲
مکالمه سه نفره مادر, برادر, دوست دختر: برادر-آخه برای چی انیمیشن امتحان دادی؟ پول توش نداره که. (دوره زمونه رو ببین تو رو خدا. پسره پررو.( دختر خانم- لبخند فری-مامان جون خوب دوست داره. تازه کی می گه پول توش نیست. هر کسی که توی کار خودش خوب باشه حتما موفق هم میشه. برادر- این (منظورم دختر خانم است) دوتا ایراد داره. فری- خوب بگو مادر برادر- چاقه!!!! پس معلومه زیاد می خوره!!و هر وقت هم وقت گیر بیاره می خوابه!!! دختر خانم- من کی می خوابم؟ فری- نه مامان جون چاق نیست تپله یه کم. توضیحات کت بالو: بنده اگر جای دختر خانم بودم احتمالا بعدا حق این آقا پسر رو کف دستش می گذاشتم. چاقه!!!! می خوابه!!!! یهو بگه یه دختر بخور و بخوابیه دیگه. دختر خانمی که من دیدم لاغر نیست البته اما طفلک چاق هم نیست. نسبتا یه کم تپلیه. اون هم نه خیلی. یه کمی فقط. عجب برادری تربیت کرده ایم من و مامانم. دست ننه ام درد نکنه با پسر بزرگ کردنش. حالا دنباله جریان: برادر- مامان این خیلی خجالت می کشید که بیاد خونه ما. دختر خانم- نه . من کی خجالت می کشیدم. توضیح کت بالو: حالم از این برادر به هم خورد. خدا کنه همین دختر خانم زنش بشه وگرنه چشمم آب نمی خوره دختر دیگه ای بااین گند اخلاق زندگی کنه. دنباله ماجرا: فری- خوب من دیگه می رم پایین که تو و دوستت راحت باشین. برادر- نه . این اومده که تورو ببینه. باید باشی. فری- باشه .پس ما غذا خورش کرفس داریم که توی یخچاله اما اگر هم خورش کرفس دوست ندارین می تونم براتون تندی یه غذای دیگه درست کنم. دختر خانم- نه من خورش کرفس خیلی دوست دارم. گزارشات فری به کت بالو: فری -آره طفلکی خیلی هم نخورد. کت بالو-ولله فری جون با اون حرفی که پسرت بهش زده طفلک اگه از گرسنگی هم در حال مرگ بود چیزی نمی خورد. فری-قراره امروز با برادرت قرارداد امضا کنند برای سر کار رفتنش. گفت که می خواد بهشون بگه "من زندگی نمی کنم که پول دربیارم. پول در میارم که زندگی کنم. بنابراین شیفت شب یا عصر نمی مونم." توضیح کت بالو: این شازده مهندس پولیمر است. خارج از تهران حاضر نیست کار کنه. شیفت شب و عصر هم حاضر نیست کار کنه. مامانش هم در جواب من که می گم کار ایشون کار شب و عصر و خارج شهره می فرمان که این بچه اگه شب بیدار بمونه فرداش مریض می شه. واقعا که. حالا وقتی من جز بلا می زنم که این دختر خانم اگه زن برادر من بشه گناه داره. یا برادر من باید شیفت عصر و شب هم واسته و کار کنه و یا هم این که نمی تونه زن بگیره بنابراین لطفا تکلیف رو باهاش روشن کنین که آیا به دختر خانم گفته که می خواد ازدواج کنه یا نه که اگه نمی خواد ازدواج کنه اون دختر خانم بره سر زندگی خودش و یا اگر شازده می خوان ازدواج کنن زورشون کنیم که شیفت عصرو شب هم کار کنند, فری خانم به من می فرمان که لابد حرف هاشون رو باهم زده اند و شاید اصلا چنین حرفی بین شون نباشه. لج من یکی که داره در میاد. گل آقا رو کشته ام از بس هر جا می رم می گم ببین اگه برادرم می خواست زن بگیره الان این رو برای زنش می گرفتم و می فرستادم. جیغ گل آقا به هواست. به برادرم هم که به کنایه می گم اگه بخوای زن بگیری یه عالمه چیز میز هست که براش بفرستم, بهم می گه برای خودم بفرست. من که زن نمی خوام بگیرم. یکی به من بگه چه کنم. چطور می شه یه پسر رو وادار کرد بره سر کار و زن بگیره؟؟؟؟ اطلاعات جنبی درباره دختر خانم: یه خواهرش دکترای معدن داره می گیره و اگه توی ایران کار پیدا نکنه می خواد بیاد خارج. یه خواهر دیگه اش هم یه چیز دیگه ای خونده (یادم نیست چی) و ازدواج کرده و خارجه. خواهر کوچکه هم یه چیزی داره می خونه.( یادم نیست چی)!!! در ضمن تلفن یکی از دوستای من که گرافیست هست رو خواسته که بهش زنگ بزنه و در باره محل کارش و این که کجاها می شه کار گرافیک گیر بیاره بپرسه. خانواده دختر خانم هم در بابل همسایه مامان بایای همکار مامانم هستند. همین دیگه. یه سوال: ببینم همه عاشق زن برادرهاشون می شن؟ من که برای خودم دلم نمیاد هیچی بخرم دنبال بهانه هستم چیز میز بخرم بفرستم برای این دختر خانم. دوستتون دارم, خوش بگذره, به امیددیدار
جمعه
تیر ۲۰,۱۳۸۲