به خدمتتون عرض شود که این کلیپ ستار کلی من رو به فکر انداخت.
ابراز احساسات "توده ها" نسبت به شهبانو تامل بر انگیز بود.
این که ملت ها هدایت می کنن, یا وسیله می شن, یا "توده ها" چه الگوی رفتاری ای دارن و مغزها -در خدمت یا مستقل از سرمایه دارها- چطور می تونن روی الگوهای رفتاری توده ها تاثیر گذار باشند بحث جالبی می تونه باشه.
بی هیچ منطق خاصی حکومت و نظام سلطنتی و شاهنشاهی رو دوست دارم. گمانم از دلایلش تجلی غلو شده ی قدرت و تجمل در یک مقیاس بالاست. عاشق قدرت و تجمل هستم و عاشق این بودم که یه روز یه ملکه ی راست راستی می شدم که غلت و واغلت بزنم توی استخر شیر و عسل, از سر تا پام طلا و مروارید اویزون کنم و لباس های گرونقیمت بپوشم و مهم تر از همه...تمام خونه رو خدمتکارها تمیز و مرتب کنن!!!!
به احتمال زیاد از واتیکان هم به همین دلیل خوشم میاد.
------
با کمال شهامت اعتراف می کنم, عاشق پول هستم و وحشت بزرگم از اینه که روزی برسه که نتونم پول در بیارم. می پذیرم که بسیاری چیزها از جمله سلامتی و خوشبختی و رضایتمندی با پول به دست نمیان. اما اعتقاد متقن و محکم دارم که بدون پول کلهم اجمعین از دست می رن!
-----
(لینک پایین سه چهارتا صحنه های خیلی واقعی و تکان دهنده از جنگ داره. اگه ممکنه حالتون بد بشه لینک رو باز نکنین.)
گمونم لینک به آهنگ دموکراسی این دو تا دخترها رو قبلا توی وبلاگم گذاشته بودم. منتها فرقی نمی کنه. امشب دوباره کلیپ رو دیدم. اونقدر حالم رو -درست مثل مرتبه ی قبل- عوض کرد که باز هم لینک می دم.
این دو تا دختر خیلی بامزه ان.
------
رفتیم کنسرت اینها. قبل از کنسرت می تونم بگم حتی یه آهنگ رو هم کامل ازشون نشنیده بودم.
صاحبنظر تر از من ها می گن از نظر موسیقیایی کارشون خوبه. من هم جسارت اظهار نظر هنرمندانه ندارم.
اظهار نظر کتبالویی چنین است که "ای.ی.ی.ی.ی...بدکی نبودن.".
کنسرت بخش های تکان دهنده ای داشت. از جمله آهنگ بی تربیت ,که جماعت کلی کیف کردند. (آهنگ دوم این آلبوم). دلیل این همه عشق ملت به دادن فحش خوار مادر رو نمی دونم. متاسفانه به نظر میاد بسیاری از آقایون لذت وافر وصف ناپذیر غیر قابل درکی (برای من) از به زبون آوردن این فحش ها -که متاسفانه اغلب تحقیر جنس مونث هست و احساسات جنسی من رو به ضد فحش دهنده به شدت بر می انگیزه- دارند.
تکان دهنده ترین بخش کنسرت زمانی بود که یکی از هواداران, که یه دخترخانوم حدود بیست ساله بود, یه سینه بند سفید رو پرت کرد روی سن!!!!!
من جلوی جلو ایستاده بودم. دستم روی سن بود. چیزی که ما دیدیم انصافا سوتین مرغوبی بود و نوی نو بود. حالا به چه درد این گروه می خورد, یا انگیزه چی بود, خیلی مطمئن نیستم.
به هر حال...حادثه ی تکان دهنده ای بود.
تکان دهنده ترش این که دختر خانوم بغلدست گل آقای ما ایستاده بوده -حق زنی که شوهرش رو ول کنه بره جلوی جلوی سن سه ردیف جلوی شوهره بایسته همینه- و بعد طبق شهادت گل آقا به دوستش گفته "پس این (آرش سبحانی) چرا کاری نکرد؟!!" گل آقا هم می گفت "هیچی, لابد دختر خانوم انتظار داشته گروه آهنگ رو قطع کنه, سوتین رو بلند کنه و بگه, خانوم این مال شما بود؟"
واقعا که...
بامزه تر یه اقایی بوده که به گفته ی گل آقا از اونطرف سالن اومده اینطرف و از دختر خانوم پرسیده, ببینم خانوم حالا مال خودتون بود؟!
خداییش از کار دخترک بدم نیومد. نوجوانی است و هزار درد بی درمون و خل و چلی!
-----
آقا این کامنت های دو سه تا نوشته ی اخیر من رو یه کمی به فکر انداخته ان. ببینم ملت لزوما اگه از کسی خوششون بیاد, آخر کار باهاش می رن توی تختخواب!؟ من نوشته ام از پسر فرانسوی و شراب و مرد فرانسوی خوشم میاد, سهراب یه چیزی گفته تو مایه های این که ممکنه اخر کار ناغافلی بامردهای فرانسوی بخوابم. گفته ام از دیانا و نعومی کلاین و یکی دو تا دختر دیگه خوشم اومد, یه خواننده ی محترمی گفته برم ماساژشون بدم و ماساژ بگیرم. لابد با توجه به این نوشته اخیر, اولا با شاه و فرح تریسام داشته ام, و تریسام با دو تا خواهر هم جزو فانتزی هامه, و چون از اون گروه موسیقی بالا که پنج تا پسر هستن همچین خیلی خوشم نیومده یه زن نجیب به حساب میام! با مزه تر, لابد با پاپ اعظم هم وسط ناف واتیکان یه دل سیر تا سانفرانسیسکو رفته ام!!!
لابد اگه بگم حالم از همه ی دنیا به هم می خوره هم سردی جنسی دارم!!!!
اگه بگم فقط و فقط عاشق دلخسته ی گل آقا هستم و غیر از اون از هیچ زن و مردی خوشم نمیاد, می شم یه زن نجیب اهل زندگی .
گمونم گذشته از این که آدم ها تمایل به جنس مخالف یا موافق یا هر دو جنس داشته باشن یا زندگی سنتی دوست داشته باشن یا سردی جنسی داشته باشن یا فعالیت جنسی غلو شده(که گمونم یه آدم معمولی مخلوطی از هر کدوم از اینهاست با درصد های کم و زیاد در مراحل سنی و روحی مختلف), آدم می تونه از یه کسانی خوشش بیاد و از اونها به هر علتی و در هر سطحی از تعامل لذت ببره! لزومی نداره به محض این که از کسی خوشش اومد با اون بره توی تختخواب یا اصولا اگه به کسی گفت سلام علیکم, ته جریان خودش رو با یارو تو اتاق خواب ببینه. بی خیال بابا!
این جوکه رو هم...ای..بدکی نیست بخونین.
-----
حدس من اینه که نتیجه ی انتخابات بعدی به نفع دموکرات هاست. دنیا طی سه تا هشت سال آینده بر می گرده دست دموکرات ها. گرچه نتیجه ی انتخابات بعدی کانادا به نظرم محافظه کارها هستن و گمانم بعدیش بشه دموکرات ها.
به امید پیروزی هر چه نزدیک تر حق بر باطل!!!
دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار
نوشته شده توسط :katbalouدرSeptember 9, 2007 10:04 PM | TrackBackسلام کتی خانم
بعد از چند روز دوباره موفق شدم به اینترنت وصل بشوم و خوب طبق معمول سری به وبلاگ هایی که می خوانم زدم.
اول تشکر بکنم از اینکه زحمت کشیدی و انرژی را برای جواب دادن به من حرام(با توجه به لحن نوشته) کردی!
واقعیت این هست که هیچکدام از جواب هایی که نوشتی را منطقی نمی بینم!
البته با شما در مورد اینکه در صورت عوض شدن محیط زندگی به ناچار باید بعضی از اخلاق ها و رفتارها را تغیر داد موافق هستم.
خوب بگذار یک کم راحتر حرف بزنم، تا همین چند دقیقه قبل، با تمام تضاد فکری که با شما داشتم، هیچوقت نه احساس تنفر در من به وجود آمد و نه این احساس بدی که الان در من هست را نسبت به شما پیدا کرده بودم.
البته توضیح بدم که از شخصیت شما بدم نیامد و نیامده، اما این نوع جواب دادن را که در واقع یک نوع دهن کجی نسبتا مودبانه به سوال کننده است را نپسندیدم.
(مجموعا شما را زنی دلسوز و مهربان می بینم)
راستی کتی جان من در ایران پرچم مبارزه در دست نگرفتم که بخواهم مجلس و دولت اینجا را به چالش بکشانم، من یک وبلاگی را چند سال هست که میخوانم، و گاهی که سوالی برایم پیش می آمد، بدون تعارف از نویسنده آن می پرسیدم، حالا که متوجه شدم، این سوال ها چقدر روح شما را آزار می دهد، از پرسیدن آنها خودداری می کنم.
باز هم ممنون برای جواب مفصلی که نوشتی و ضمنا به خاطر استریپ تیز روحی که در جواب به نوشته شما کردم پوزش می طلبم.
پی نوشت: کتی خام، یک روز که ایران آمدی، می توانی یک اعلامیه بزرگ در میدان انقلاب در دست بگیری و به همه چیزهایی که در آن برایت جای شک وجود دارد اعتراض بکنی!
قسم می خورم که اگر چنین کاری را انجام بدهی، من هم مشابه همان اعلامیه را در آن سمت خیابان و به طرفداری از شما در دست بگیرم!
موافقی؟
az Sattar khili bishtar umad. clip ghashangi bud.
September 10, 2007 12:29 PMbebakhshid balaye kalameye bishtar khosham umad naghese......
:((
خيلي با نمكي عزيزم. ولي راجع به ماساژ جدي ميگم. من جواب گرفتم. در ضمن چون طرف حسابت يه دختر يا زن باحالي مثل خودته، گل آقا حسودي نميكنه.
اينايي كه قبلا اسم بردي، چندتاشون بين لزبين ها از محبوترين ها هستند. معلومه سليقت حرف نداره.
با مزه مينويسي. جدي ميگم. يه نمكي تو حرفات هست كه آدمو جذب ميكنه. مطمئنم تو رفتارت هم بروز داره. كاشكي ميتونستم ببينمت و از نزديك حست كنم.
والا اينكه جماعت ايراني منتظرن ما يه چيزي بگيم هزاران برداشت ازش بكنن و با سيخ بيفتن به چش و چار ما كه شكي نيست.
جالبه شوهر من چند روزه بند كرده به گروه كيوسك و همش ميگه از سبك خوندنشون خوشم اومده خيلي راك مي خونن.اگه ميدونستم كنترت دارن حتما واسش بليط ميگرفتم.
راستي كنسرت تام جونز هم خانومها شورت جي استرينگ براش مي نداختن جوري كه كف سن پر بود از شوووووووووورت.ظاهرا يه رسمي چيزيه ما بي خبريم.
September 11, 2007 01:07 PM