July 06, 2005

حب الكلب

كسي از شهري به اسم "حب الكلب" خبر داره؟
ديشب خواب ديدم دارم برنامه ريزي مي كنم كه با يكي از اقوام دور پياده برم تا اون شهره!!!!
بامزه اينه كه داشتم توي خواب توضيح مي دادم كه اسم اين شهر به معني "دوست داشتن سگ" هست!!!

حالا همچين چيزي چطوري و از كجا ديشب توي ذهن من پيدا شد, الله اعلم.
---
بله. كارن خانم چينيه.
---
ولله در مورد مسافرت به خدمتتون عرض كنم كه كبك سيتي از قشنگترين جاهايي هست كه در زندگيم ديدم. مونترال قشنگه اما كبك سيتي حكايت ديگريه. نشان از بهشت برين داره.

همين ديگه. تموم شد!!

دوستتون دارم, خوش بگذره, به اميد ديدار

نوشته شده توسط :katbalouدرJuly 6, 2005 03:32 PM | TrackBack
نظرات
پانته‌آ

کتبالو جان من که اسم انگليسی بلغور رو هم گفتم. چيزی نيست جز گندم پاک شده و پوست گرفته و خرده شده که آماده به فروش ميرسه. شکر وانيلی يعنی شکر با طعم وانيل که اون هم در بسته‌های کوچيک در فروشگاهها عرضه ميشه.

July 6, 2005 06:45 PM
غزل

کتبالو جانم،
باور مي کني که من اگه خوابهايي رو که بصورت فيلم سينمايي مي بينم و غالبا خودم در دو نقش قاتل و فراري بازي مي کنم رو بتصوير دربيارم، يکي از بزرگترين فيلم سازان جهان خواهم شد؟؟!!!
ولي باور کن بدجوري از خواب فراري شدم و تا جايي که امکان داره نمي خوابم.
خلاصه مثل اينکه ويروس خواب ديدن بدجوري به جون همه افتاده؛ اونهم خوابهاي وحشتناک...( مي گم از ايدز بدتره؟؟؟؟ )
بهرحال که من فکر مي کنم تاثير اتفاقات بيروني هستش که خواسته و نخواسته همه رو درگير کرده ...از بس همه جوره خوش مي گذره!!!

July 7, 2005 07:56 AM
Avra

يه سرچ بكن شايد يه زماني يه جايي يه همچين شهري وجود داشته يا داره

July 7, 2005 08:20 AM