یکی از تروریست هایی که حدود دو سال قبل در کانادا دستگیر شده بود به حبس ابد محکوم شد. اما بعد از شش سال و نیم می تونه درخواست تجدید نظر در حکمش رو به دادگاه ارایه بده. دلایلی که برای اجازه داشتن اش جهت درخواست تجدید نظر ارایه شده این هستند که این تروریست در زمان طرح نقشه هجده ساله و در زمان دستگیری بیست ساله بوده. به دلیل این که بسیار جوان بوده مجازاتش تخفیف پیدا کرده. خصوصا این که از مردم کانادا عذرخواهی کرده و به دادگاه گفته که پشیمان هست و دیگه دست به عملیات تروریستی نخواهد زد. اینطور که گزارش می گفت این مرد جوان بسیار باهوش هست. طرح یک بمب کنترل از راه دور رو داده بوده که با ارسال اس ام اس منفجر می شده. طرح هم این بوده که چندین نقطه ی بسیار پر تردد مرکز شهر تورنتو از جمله مرکز بورس رو بمب گذاری کنند.
به همراه این گزارش و همینطور طرح ناموفق بمب گذاری کریسمس هواپیما با مسلمان ها خصوصا رییس کالج یمنی که بمب گذار حادثه ی اخیر دانشجوی آنجا بود و دو امام جمعه ی مساجد تورنتو مصاحبه کردند که هر سه, عملیات تروریستی رو به شدت محکوم کردند و مخالف روح اسلام دونستند.
بحث در مورد عملیات تروریستی و حکم اسلام در مورد اونها نیست. بحث در مورد این که کار القاعده بوده یا نقشه ی خود دولت آمریکا هم نیست. بحث در مورد مقایسه ی تورنتو است و کانادا با ایران. حکم دادگاه کانادا در مورد یک مسلمان تروریست و چگونگی محاکمه کردنش و چگونگی ارایه کردن مساله به جامعه و مقایسه با ایران.
فکر می کنم برای اولین بار در سده ای از تاریخ زندگی می کنیم که به علت وسایل ارتباطی پیشرفته می شه دو برخورد کاملا متفاوت با انسان و کرامت انسانی رو قیاس کرد فقط و فقط بر اساس این که هر کدوم در محدوده ی کدام طول و عرض جغرافیایی اتفاق افتاده باشند.
دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار
زلزله ی هاییتی بزرگترین بلای طبیعی در هاییتی در دویست سال اخیر بوده.
مردم درمانده هستند و فقیر و به همه چیز از آب آشامیدنی گرفته تا غذا و کمک های اولیه نیاز دارند.
کانادا و آمریکا کمک های زیادی فرستاده اند. نماینده ی ملکه ی انگلیس در کانادا که به شکلی حداقل از نظر تشریفاتی بالاترین مقام در کاناداست یه بانوی سیاهپوست قشنگ هاییتی الاصل هست. بنابراین علاوه بر انگیزه های سیاسی و بشردوستانه انگیزه های شخصی و احساسی هم برای کمک به هاییتی خواهد داشت.
برای من جای سوال هست آیا دولت ایران خبر زلزله در هاییتی رو پوشش داده یا خیر و آیا مبلغی جهت کمک فرستاده. کنجکاوی من از این جهت هست که خیلی واضح به خاطر میارم حدود ده یازده ساله بودم که تلویزیون تصاویر کودکان گرسنه و محروم هاییتی رو نشون می داد و می گفت در هاییتی قحطی آمده و نیاز به کمک دارند. اونقدر که بچه ای به سن و سال من واقعا و عمیقا نگران کودکان قحطی زده ی هاییتی بود…تا به امروز که بیشتر در موردشون می دونم و ماه پیش مدتی رو مهمون همسایه شون بودم که مهاجرین قانونی و غیر قانونی زیادی از هاییتی داشت.
به هر حال…از تمام این حرف ها گذشته اگر ساکنین کانادا بخواند کمکی بکنند راه های بسیاری هست. از ساده ترین هاش این هست که اگر مشتری راحرز یا بل هستید یه اس ام اس بفرستید و خود به خود پنج دلار کمک می شه برای هاییتی و روی قبض تلفنتون منظور می شه. درآمد حاصل از اس ام اس ارسالی هم توسط راجرز یا بل برای کمک به هاییتی ارسال می شه. لینکش اینجاست: http://www.citytv.com/toronto/citynews/news/international/article/67963–how-to-donate-to-the-haitian-relief-effort
و نتیجه ی اخلاقی این که یادتون باشه همیشه موبایلتون همراهتون باشه حتی المقدور با شارژ کامل. اس ام اس یه کانادایی به اتاوا از زیر آوار نجاتش داد:
http://www.pcgenius.com/tag/haiti-earthquake
دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار
آدم یه وقت هایی یه سال به سن اش اضافه می شه بی هیچ تغییری و بنا به جبر زمان. یه وقت هایی یه تغییری هم می کنه.
حس امسال من اینه که بی خود و بی جهت یه سال به سنم اضافه نشد. خیلی یاد گرفتم. خیلی تغییر کردم. خیلی خوشحال تر شدم.
امروز سی و ششمین سالروز به دنیا اومدنم بود.
خوشحالم.
دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار
گاهی برای زندگی را زندگی کردن خوب است فراموش کرد و سکوت کرد و فکر نکرد.
می خواهم زندگی کنم.
…
آخه این پنج تا مرد جوان ایرانی دقیقا چی فکر کرده اند! اینقدر نامردی!!
هیچ دلیل عقلی ای برای این که چرا اصلیت ایرانی شون اینقدر عذاب آوره ندارم. تنها دلیلی که دارم احساسیه. این برای من یاد آور روحیه ی تجاوز گر و زن ستیزی و تحقیر کننده ای هست که در کشورم ازش فرار کردم.
مثل این هست که از کابوس بیدار بشی. چشمت رو باز کنی و ..چشمت به همون کابوس باز بشه.
نمی دونستم ایرانی هستند. برام یک حادثه ی ناخوش آیند بود و پنج مرد. اسم ها ایرانی بودند. برای من عینیت یک فرهنگ شد و یک کودکی و نوجوانی و جوانی و نسل ها و یک زندگی و یک درد آشنا .
…
برای زندگی کردن خوب است فراموش کرد و سکوت کرد و فکر نکرد.
دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار
نمایشگاه سالانه ی فن آوری طبق معمول همه ساله این هفته روز های هفتم تا دهم ژانویه برگزار خواهد شد.
معلوم نیست tablet جدید apple که این همه شایعه ساز شده است و موبایل جدید گوگل -محصول مشترک گوگل و اچ تی سی نمایش داده خواهند شد یا خیر.
ولله با این بازار داغ ای بوک و با توجه به روندی که اپل تا به امروز داشته بسیار نزدیک به یقین است که محصول جدید Apple iSlate رو هم تا دو سه روز دیگه ببینیم.
فعلا که بازار شایعه در سایت های مختلف مرتبط داغ است.
بسیار منتظریم.
دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار
بامزه ترین جمله ای که در زندگی ام خونده ام به این مضمون بوده که “نمی دانم آیا تا به حال توجه کرده اید بعضی موشها در زندگی اصلا پیر نمی شوند؟”
…..
بامزه ترین کاری هم که آدم ها می کنند اینه که یه واحدی از زمان رو نشونه می گذارند و به سر اون واحد که رسید جشن یا بزرگداشت می گیرند.
زمان یکی از جالبترین مفاهیم هست. اگر فرض کنیم در یک جسم یا موجود حرکت و تغییر وجود نداشته باشه و اون جسم ساکن مطلق باشه زمان برای اون جسم بی معنیه. به عبارت دیگه عینهو حرکت نسبی می مونه. زمان نیست که وجود داره و بر ما می گذره. ما -و کل کهکشان- حرکت و تغییر داریم و بر زمان عبور می کنیم.
به عبارتی این زمان بیچاره اصلا و اصولا وجود نداره. یک مفهومی هست برای این که تغییر و حرکت رو بر مبناش بسنجیم. یه واحد اندازه گیری فرضی هست عین مثقال یا خروار.
حالا فرض بفرمایید قرار بگذاریم به جای ابتدای هر سال ایتدای هر هفته رو جشن بگیریم -یا به پیشنهاد گل آقای ما- هر صد هزار ثانیه یک بار (یا حدود یک روز و نصفی مثلا) شمارش معکوس کنیم و عینهو دیشب بنده از خوشحالی نو شدن واحد زمان بپریم بالا پایین, به جای این که منتظر بشیم آقای کره زمین دور خورشید خانوم پرحرارت بگرده!.
حالا هر چی نسبت به زمان سریع تر تغییر کنی سریع تر پیر می شی و هر چی نسبت به زمان سریع تر حرکت کنی, بیشتر از بازه ی زمانی ات استفاده می کنی یه جورایی. به عبارتی مثل اینه که با کره ی زمین مسابقه گذاشته باشی یا قرار بگذاری در یه بازه ی زمانی از همه موجودات -یا فقط از خودت- سریعتر سبقت بگیری!
خلاصه که…اینطوری که فکر می کنی می بینی به فرض این که جمله مضحک نویسنده در مورد پیر نشدن موش ها درست باشه اون سری جماعت موش ها -غریزی یا اکتسابی- کمترین تغییر رو در یک بازه ی زمانی می کنند و… به فرض این که عمری با یک گله موش بزرگ شده باشید متوجه می شید بعضی هاشون -نسبت به شما آدمیزاد محترم- اصلا در زندگی پیر نمی شوند.
خلاصه که در این اولین روز ورود حرکت زمین به دو هزار و دهمین چرخش اش -بعد از تولد حضرت عیسی- به دور خورشید امیدوارم همگی موش بشیم الهی!!
دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار
دولت ایران کشته شدن هشت نفر در حوادث اخیر رو رسما تایید کرده.
به شدت می ترسم. به شدت نگرانم. از ایران رفتن بیزارم!
لذت می برم وقتی کانال های تلویزیون رو بالا و پایین میکنم. یک طیف نسبتا کاملی از آدم ها رو می شه در سری کامل کانال ها دید.
کانال دو در مورد آینده ی روباتیک برنامه داشت. میز گردی با حضور چهار نفر که دو تاشون دانشمند بودند و حدود صد نفر بیننده از زن و مرد و جوان و پیر. یکی از آخرین و قشنگترین و تکان دهنده ترین جمله ها ی دانشمنده این بود که انتخاب طبیعی و تکامل طبیعی و غیر هوشمند به آخر خواهد رسید و تکامل هوشمند و انتخاب هوشمند آغاز خواهد شد. در پاسخ به سوال مجری که بهش گفت حرف تو خیلی معنی داره. آیا تو به این اعتقاد داری که آفرینش طبیعی توسط یک غیر هوشمند انجام گرفته دانشمنده جواب داد اگر هوشمند بود این قدر نقص و اشتباه درش دیده نمی شد. احتمالش زیاد هست که ما اولین پدیده های هوشمند باشیم.
بحث تمام شده بود. کانال رو عوض کردم. اخبار مناظری از عاشورا در عراق و بنگلادش رو نشون می داد. زنجیرزنی و پشت تکه پاره و خون آلود مردم رو.
کانال چهل و چهار مستندی در باره ی اعدام دلخراش ژاندارک داشت. تراشیدن موهای سرش. تجاوز جنسی در زندان و…به آتش کشیدنش و باز آتش زدن جسدش. تمام اینها فقط و فقط برای یک دختر نوزده ساله.
و…فکر می کنم به عاشورا و آفرینش و هوشمند نبودنش و…نسل بعدی روبات ها و..آدم ها و آدم-ربات ها.
دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار
باز این چه شورش است که در خلق عالم است…
اولین خاطره ی من از کریسمس برمیگرده به زمانی که چهار سالم بود. کودکستان مریم می رفتم و کریسمس رو جشن می گرفتند. بابا نویل می اومد و برای همه امون کادو می آورد و باهامون عکس می گرفت. بعد هم عصرش یه مهمونی می گرفتند. سال پنجاه و نه مدرسه ی مریم به روی خانواده های مسلمون بسته شد. خاطره های بعدی من از کریسمس بر می گرده به همسایه ی ارمنی مون که هر سال برای کریسمس درخت می گذاشت و یه جشن بزرگ می گرفت. بعد از اون هم یکی از دوستان مون که تولد خانومش شب کریسمس بود و کریسمس و تولد خانومش رو با هم جشن می گرفت. بعد از اون تا چند سالی کریسمس فقط کارتون اسکروچ بود و بعد اومدیم کانادا.
اینجا هر سال بیش از سال قبل با کریسمس و سال نو ارتباط احساسی پیدا کردم تا امروز که درست مثل بیست و هشتم اسفند خودمون دست و دلم به کار نمی ره و فکرم توی کوچه و خیابون و مهمونی شام کریسمس و گلدون گل کریسمس هست.
یاد اولین کریسمس زندگی ام افتادم با عکسی که هنوز جایی توی آلبوم نشسته. یه دختر چهار ساله با موی چتری و روپوش کودکستان با یه کادوی بزرگ دستش کنار دست بابانویل.
هنوز دو تا کادویی که از بابا نویل گرفتم رو یادمه.
مرتبه ی اول عروسک من دست و پاش تکون نمی خورد و عروسک باقی بچه ها دست و پاش تکون می خورد. تا مدت ها این معما برام حل نشد که چرا بابا نویل برای من عروسکی که دست و پاش تکون بخوره نیاورده بود!
یه جورایی تو چشم بابا نویل می دیدم که هیچ تصوری از کادوهایی که آورده نداره و…چندان کنجکاوی ای هم نداره.
حالا که فکر می کنم می بینم بابا نویله عقل و هوش بچه ها رو اونقدری که باید جدی نگرفته بود.
…
به هر حال…به یاد اون روزها به یاد مدرسه ی مریم و…چون دست و دلم به کار نمی ره…
کریسمس شادی داشته باشین.
دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار
این درسته که احمدی نژاد میون میونجی مشایی رو مامور کرده خسارت های وارده به ایران طی جنگ جهانی و سال های بعدش رو ارزیابی کنه و بعد از دولت انگلستان تقاضای غرامت کنند؟!
بابا اگه درسته که ایول!
وسط این جنگ و جهاد درگذشتن آیت الله منتظری و شلوغ پلوغی جنبش سبز و محرم سبز و غیره و ذلک روحیه و زمان بندی احمدی نژاد ایول داره! ما یه گزارش چسکی که دستمون باشه همچین تمرکز می کنیم روش تا حل شه بره پی کارش بعد بریم سر باقی کار ها چه برسد به این که چنین بحران هایی پیش بیاد. بیخود نیست احمدی نژاد رییس جمهور شد و هفت دریا رو گشت و بنده هنوز گوشه این دفتر کار گزارش چسکی تهیه می کنم.
…
اونچه که برای من بسیار جالبه اینه که هنوز که هنوزه مذهب جزو بزرگترین محرک ها و معیارهای تاثیرگذار روی جامعه ی ایران هست. قرن هاست که هیچ جنبشی در ایران همه گیر نمی شه مگر این که مذهب درش داخل بشه. بحث بر سر خوب یا بد بودنش نیست. فقط تایید حقیقتی است انکار ناپذیر که باید به عنوان یکی از بزرگترین عناصر تاثیر گذار در جامعه ی ایران همیشه مد نظرش داشت.
دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار