Buy Ambien Without Prescription

Archive for شهریور, ۱۳۸۷

سندرم

جمعه
شهریور ۲۲,۱۳۸۷
نخیر...اصولا انگار وجودا و کلا در برابر بعضی سندرم ها مصونیت ندارم. عجب زندگی ایه ها...این رو گوش دادم...همچین حالم عوض شد...بدبختی! دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار
دوشنبه
شهریور ۱۸,۱۳۸۷
ولله خدمتتون عرض شود که این لایحه ی حمایت از خانواده بدکی هم نیست. اگه آقاهه تمکن مالی داشت می تونه هر چند تا زن دلش خواست بگیره به کسی هم ربطی نداره. بنده هم به سهم خودم یه لایحه ی مکمل اش رو می دم بیرون: اگه آقاهه تمکن مالی کافی برای خانومه نداشت و خانوم نیاز مالی بیشتر داشت بره هر چند تا شوهر از دستش بر اومد بکنه. موقت و دایم. شکر خدا وسایل جلوگیری و تست دی ان ای هم که جهت راه حل موجودند. لعنت به من اگه با این لایحه به شرط مکمل اش کوچکترین اعتراضی داشته باشم. تازه با مکمل اش بدون خود لایحه هم مشکلی ندارم! منتها لایحه بی مکمل اش به گمونم اسمش بی مسماست. می شه اسم مکمل اش رو گذاشت لایحه ی حمایت از اقتصاد خانواده. اسم خود لایحه می شه لایحه ی حمایت از عضو شریف خانواده! دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار

رویا

یکشنبه
شهریور ۱۰,۱۳۸۷
رفتم از گوشه ی سالن ورزش وزنه بردارم. آخرهای کلاس -شاید- یوگا بود. خانومه گفت به یکی از رویاهاتون فکر کنید و تحقق اش ببخشید. فکر کردم خوبه آدم هر روز به یکی از رویاهاش تحقق ببخشه. لزومی نداره رویاهه بزرگ باشه. شاید کوچک باشه به اندازه ی یاد گرفتن یه کلمه ی جدید..خوندن یه چیزی که مدت هاست منتظرشیم...یا یه کاری که مدت هاست می خواهیم انجامش بدیم. رویاهای ما مال ما هستند. نمی شه بنشینیم تا کسی غیر از خودمون محقق اشون کنه. هر روز یکی شون...اونوقته که زندگی قشنگه..خیلی قشنگ. دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار

چل تکه

دوشنبه
شهریور ۴,۱۳۸۷
خیلی باحال بود. عاشقش شدم...حاج آقا حرفه ای هم هست ماشالله!! --- یه اصطلاح جدید یاد گرفته ام: Prenuptial Agreement به معنی قراردادی هست که طرفین قبل از ازدواج با هم تنظیم می کنند که هر کس قبل از ازدواج چی داشته و بعد از طلاق چی به کی می رسه!!! خیلی اطمینان ندارم توی ینگه دنیا در مورد ازدواج هایی با تفاوت سنی بیش از بیست سال اینجور قرارداد ها نوشته و امضا شده باشه! شاید هم شده باشه...به نفع طرف جوون تر! یا چه می دونم...داد و ستده دیگه. به طرفین معامله مربوطه. عجب حکایتیه این ازدواج..خداوندگار عالم یه جفت اندام تناسلی آفریده با هورمون های خاص هر کدوم. به اندازه ی یه تاریخ گذاشته اتمون سر کار. شرط یک به شونصد میلیون می بندم آخر سر هم بهشت و جهنممون ته تهش بنده به همون اندام های تناسلی!!! زندگی ایه به خدا... --- رییسه گفت به خاطر کاری که به من داده اند خودش و رییسش و رییس رییسش با (نمی دونم کی!!) جنگیده اند. رمز پیروزی شون هم در این حمله عملکرد قوی من بوده! (نه یا زهرا و یا حسین و اینها...اصولا این کافر ها خیلی از این رمز ها حالیشون نیست.) بامزه اش اینه که دلیل اونطرفی ها (نمی دونم کی دقیقا!) این بوده که من عملکردم در تیم قبلی خیلی خوب بوده و بهتره به تیم جدید (که کارش یه سر و گردن بالاتره) منتقل نشم!!!!!!! به عبارتی دلیل هر دو طرف یکی بوده. نتیجه گیری هاشون مختلف! بدبختی حالا همچین نمک پرورده شده ام که ممکنه هول بشم عوضی رفتار کنم! --- یاد یارو افتادم که دقیقا یادش نبود تاکسی هول داده یا هول شده توی تاکسی داده!!! --- این آمریکن ایرلاینز کاری کرده بغایت نیکو! مرتبه ی آخری که تنهایی پرواز کردم بغلدستی ام توی لپتاپش فیلم مارها در هواپیما رو نگاه می کرد! باز خوبه فیلم پرنو تماشا نمی کرد. حسن انتخاب به این میگن. شاید حالا به جای فیلمهای عجیب و غریب ملت توی هواپیما اینترنت بازی کنند کمکی. به شخصه ترجیح می دم در هواپیما بخورم و بنوشم و به هیچ چیز جدی ای فکر نکنم. گمانم مشخصه ی بسیار ابتدایی و اولیه ی یک بیزنس وومن رو نداشته باشم. دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار

Archives