کوچولو/بزرگ

کوچولو/بزرگ

یه عادت بدی که دارم اینه که تا وقتی چیزی رو به دست نیاوردم به نظرم میاد خیلی خیلی بزرگه. به دستش که میارم به نظرم کوچولو می شه قد نخود!!!

می شد درست برعکسش باشم. تا وقتی به دستش نیاورده ام قد ماش باشه. به دستش که میارم بزرگ بشه قد زرافه.

به دستش آوردم!!! داره می شه قد لیمو ترش…تا دو ماه دیگه حکما شده قد ارزن!!!

تا وقتی هست که از دستش بدم و هنوز چیز دیگه به دست نیاورده باشم. اونوقت دوباره می شه قد فیل. اگه چیز بزرگتری به دست آورده باشم کلا و تماما فراموش می شه. فقط احساس خوبش می مونه!!!

اینجوریاست دیگه.

اصولا حس بعد از از دست دادن چیزی کاملا بستگی داره به این که یه چیز بهتر به دست اومده باشه یا خیر.

انسان بسیار خودخواه است. اصولا به گمانم خود انسان یعنی خودخواهی مجسم. اینجانب تجسم مجسم جنبه ی خودخواهی انسان هستم.

دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار

پیوست: خیر. با گل آقا میونه ام از همیشه بهتره. شکرآب اصلا و ابدا نشده. با همکارهام هم بسیار خوب و خوش هستم. روزگار خوب است و ملالی نیست. شکر.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *