یه عادت بدی که دارم اینه که تا وقتی چیزی رو به دست نیاوردم به نظرم میاد خیلی خیلی بزرگه. به دستش که میارم به نظرم کوچولو می شه قد نخود!!!
می شد درست برعکسش باشم. تا وقتی به دستش نیاورده ام قد ماش باشه. به دستش که میارم بزرگ بشه قد زرافه.
…
به دستش آوردم!!! داره می شه قد لیمو ترش…تا دو ماه دیگه حکما شده قد ارزن!!!
…
تا وقتی هست که از دستش بدم و هنوز چیز دیگه به دست نیاورده باشم. اونوقت دوباره می شه قد فیل. اگه چیز بزرگتری به دست آورده باشم کلا و تماما فراموش می شه. فقط احساس خوبش می مونه!!!
اینجوریاست دیگه.
…
اصولا حس بعد از از دست دادن چیزی کاملا بستگی داره به این که یه چیز بهتر به دست اومده باشه یا خیر.
انسان بسیار خودخواه است. اصولا به گمانم خود انسان یعنی خودخواهی مجسم. اینجانب تجسم مجسم جنبه ی خودخواهی انسان هستم.
دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار
پیوست: خیر. با گل آقا میونه ام از همیشه بهتره. شکرآب اصلا و ابدا نشده. با همکارهام هم بسیار خوب و خوش هستم. روزگار خوب است و ملالی نیست. شکر.
دچار بی انگیزگی شده بودم از نوع مدت دار.
یاد یه جمله افتادم که روی تی شرت یه کسی خونده بودم:
هر روز یه کاری رو که از انجامش می ترسیدی انجام بده.
…
یعنی…از اون نوع ادم هایی هستم که اگه هر روزی یه بهانه ی تازه واسه زندگی نتراشند بعد از یکی دو هفته به شدت سرخورده و بی انگیزه می شند.
اینجوری نیست که دلم بخواد یا مثلا هوسونه باشه و از این حرف ها. عینهو ویتامین که باید به بدن برسه من هم همیشه نیاز دارم به یه چیز جدید…یه کار جدید…یه برنامه ی جدید. حالا می خواد درست کردن یه غذای جدید باشه یا یاد گرفتن یه زبان جدید یا خوندن یه کتاب جدید یا دست گرفتن یه پروژه ی جدید یا شروع کردن یه کار جدید یا عوض کردن خونه یا یه راه جدید واسه پول در آوردن یا…حتی دوختن یه دگمه!!!
اصولا فکر می کنم نژاد بشر و جنس بشر همینطور باشه. منتها من از جمله ی خوشبخت هاشون هستم که به این نیاز مبرم پی بردم و فرصت و موقعیت پرداختن بهش رو هم دارم.
معتقدم هر فردی از ابنای بشر در سلامت کامل روحی محتاج تکاپو است و محتاج استقلال و محتاج تحول. وگرنه می پوسه و می ریزه و…می شه آدمی که فقط زنده است نه که زندگی کنه.
….
چطور آدم ها این طور به راحتی و در کمال خونسردی و خوشی حال زندگی یه انسان دیگه رو بی دلیل و بادلیل از بین می برند…این…من رو عصبی می کنه.
هر فشاری از بیرون روی زندگی من به شدت من رو عصبی می کنه.
دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار
دهه!!! واسه چی چپرو می شه پس؟!!!
اونی که نیم ساعت اشک ریخت و نهایتا هم کلی عذرخواهی کرد برام یه دسته گل بزرگ با یه کارت گرفت و به خاطر دوستی مون تشکر کرد!!!
اونی که به خاطر ترجیح من یه کار دیگه ای رو گرفت هم ازم کلی عذرخواهی کرد (گمانم) که حتی فکر کرده بوده خلاف میل من کاری رو انجام بده!!!
اونی که….
اونی که….
اونی که….
گمانم شیطان رجیم بسیار خوش می گذرونه!!!!
نگفتم زندگانی شیطانی شیرینی خواهم داشت!؟!!!…تا زمانی که این خداوند بدجنس باهام کج نیفتاده باشه!یا …یه شیطان عظمی به تورم نخورده باشه!!!
بدبختی ایه ها…
دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار
ولله اصلا قصد نداشتم دخترک رو گریه بندازم. اون هم به این شدت که به مدت نیم ساعت تمام گریه کنه و فین فین و هق هق. منتها قصد هم نداشتم هر روز بیست دقیقه دیرتر برسم سرکار!
اصلا هم قصد نداشتم کسی رو از کاری که بلد هست و موقعیتش رو داره بندازم. اما قصد هم نداشتم خودم شانس انجام کاری رو که دلم می خواد و دوست داشتم از دست بدم.
و…اصلا هم قصد نداشتم…اما قصد هم نداشتم…
و…اصلا هم قصد نداشتم…اما قصد هم نداشتم…
و…اصلا هم قصد نداشتم بی وجدان باشم اما قصد هم نداشتم با احساس عذاب وجدان خودم رو زجر بدم.
و این می شه تفاوت آدم خوب و آدم بد..
خدمتتون عرض شود که شیطان مجسم هستم..از دهنم هم آتش می زنه بیرون. چشمهام هم مدتیه رنگشون داره از قهوه ای به بنفش و نارنجی تبدیل می شه. ادامه پیدا کنه دو تا شاخ بزرگ هم روی کله ام سبز می شه.
منتها قصد دارم زندگی شیطانی شیرینی داشته باشم…
فرشته ها احتمالا بهشت مجسم رو خواهند داشت.
کتبالو هستم. از جهنم داغ گر گری جزجزی خدمتتون خسته نباشید عرض می کنم.
دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار
بچه که بودم همیشه رویام این بود که خواننده بشم…یه چیزی شبیه گوگوش.
…
بزرگ که شدم یاد گرفتم هر رویایی می شد واقعیت بشه. یاد گرفتم ایراد نه از رویا بود و نه از واقعیت. فاصله ی ما تا رویا اغلب اوقات فقط باور نداشتن ماست به اون رویا.
دوست داشتم با همین باور باز…بچه می شدم.
دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار
اگه یه مقاله ی حسابی در عمرم خونده باشم قطعا همین یکیه. ایناهاش:
خانوم سی و یک ساله گلوش پیش پسر بیست ساله گیر کرده. به شدت دلش می خواد با پسره بخوابه. قطعا چیزی بیشتر از هوس و شهوت در کار نیست. حرف عشق و عاشقی هم نیست. خانومه تلویحا می گه. و…بفرمایید. آقای پاسخگو می گه که هیچ اشکالی نداره. خانومه به پسره پیشنهاد همخوابگی بده. پسره قبول کرد که چه بهتر. خانومه به وصال می رسه. قبول هم نکرد که هفته ی دیگه داره از اون شرکت می ره. بی خیالش….
طبق معمول دارم از فضولی می ترکم که پسره و خانومه چه شکلی هستند.
…
اصولا فلسفه ی همخوابگی بی هیچ وابستگی احساسی برای من بسیار جذابه. قسمت لذت بردنش هست, بی نگرانی ها و تعهد های بعدی و لطمه های چپ و راست احساسی و عاطفی.. روز بعدش آقا رو به خیر و خانوم رو به سلامت.
آقایون از طرفداران پر و پاقرص ماجرا هستند. بهترین هاشون هم به هر حال به حکم وظیفه ی اجتماعی یکی دو موردی رو در کارنامه ی افتخارات شون دارند. اگه نداشته باشند هم ژستش رو می گیرند.
بانوان اما به دلایل متعدد روی خوشی به جریان نشون نمی دن. یا نگرانی از خراب شدن بازاره. یا موانع و فشارهای اجتماعی یا ساختار طبیعی و غریزی.
این خانومه اما بامزه بود. جواب آقاهه بامزه تر!
به گمانم زن یا مرد یک حق مسلم و طبیعی و بی بروبرگرد دارند که در هر لحظه که اراده کنند از خدمات جنسی مطلوبشون در معاوضه با پول یا به صورت رایگان با توافق طرفین برخوردار بشند صرفنظر از عشق و احساس و تعهد و غیره و ذلک. عین رستوران رفتنه به نظرم. حالا بعضی ها از این حقوق استفاده می کنند. بعضی ها خیر.
—
دوباره با این زبون نفهم سر و کله می زنم!!! خرابش کردم رفت!!!!! اعصاب معصاب ندارم.
اصولا روز خاکستری بی مزه ی بی خودیه!
دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار
این نوشته زنونه است. خیلی خیلی هم زنونه است. قطعا آقایون دوست داشته باشن و حس کنجکاوی (زنونه) هم داشته باشند می خونندش. منتها…نه به درد دنیاشون میخوره و نه به درد آخرتشون و نه مطلب جدیدی که ندونند توش داره. خلاصه….آقایون می تونن بخونن. می تونن بی خیال شن و نخونن. راستا حسینی من راحت ترم آقایون نخوننش. اگه هم خوندنش…به هر حال سایت عمومیه دیگه.
جونم براتون بگه این تغییرات هورمونی ماهیانه ی خانوم ها عوارض جنبی و غیر جنبی جسمی و روحی داره.
آدم جسما خسته ی خسته می شه. روحا خسته تر!
این دخترک همکار من می گه خانوم ها در دوره ی پریود قوی تر می شند. خداییش فکر نمی کنم.
بامزه این که شخصا از بی حالی جسمی اش لذت وافر می برم اگه زمان برای استراحت داشته باشم. اما این که به شدت منفی باف می شم و خودم رو ریز می بینم (!!! کلمه ی بهتر براش پیدا نکردم.!) اذیت می کنه. اگه مواقع عادی فکر کنم ملکه ی زیبایی هستم در اون دوره قطعا فکر می کنم از زشتی یه چیزی به فرانکشتن بدهکارم. اگه در مواقع عادی فکر کنم از ذکاوت و نوآوری دست ادیسون رو از پشت بسته ام در اون دوره فکر می کنم از شدت حماقت یه چیزی به زیر خط منگولیسم بدهکارم. اگه مواقع عادی فکر کنم تا ابدیت برای کارهایی که دوست دارم انجام بدم وقت دارم در اون دوره فکر می کنم زندگی من چند دقیقه است که تموم شده و خودم نفهمیده ام. اگه مواقع عادی فکر کنم از بذله گویی دست راسل پیترز رو از پشت بسته ام در اون دوره فکر می کنم یخ تر و بی نمک تر از من در کره ی زمین راه نرفته. اگه مواقع عادی فکر کنم همه ی ملت دنیا دوست دارند با من معاشرت کنند در اون دوره فکر می کنم عامه ی خلق ملت دلشون از قیافه ی من به هم می خوره. اگه در مواقع عادی دنیا و ملتش و این که سکنه ی دنیا چی می گند و چی فکر می کنند برام مهم نباشه در اون دوره حساسیت ام به ملت و گفتار و کردارشون یک به صد میلیون بالا میره. یک کلام اگه در مواقع عادی سرشار از شور شیرین زندگی باشم در اون دوره به نظرم میاد بهترین زندگی برای کره ی ارض و سکنه اش بدون وجود ذیجود من میسر باشه!!!!!! (یعنی…همچی مهم ام در به هم زدن زار و زندگی کلیه ی سکنه ی ارض و سماوات!!!!)
خلاصه همچین که پنداری زیر یه بار سنگین سنگین روحی مونده باشی واسه ی هر نصفه قدم روحی تلاش مضاعف باید بکنی تا هورمون ها کارشون با بدنت تموم بشه و طبیعت چیزی که بهت داده بوده رو باز بعد از اتمام هرج و مرج هورمون ها بهت برگردونه.
…
این دختره امروز می گفت به جای این که با تمام این تغییر حالت های روحی مبارزه کنی -هر بار سعی می کنم یادم بیفته که تمام این تغییر حالت ها و گذرها از حال خوب به حال بد ریشه دار نیست و فقط و فقط به خاطر هورمون هاست و بس- سعی کن بپذیری و خودت رو بدی دستشون.
فکر کردم ایده ی بدی هم نیست. اگه طبیعته خوب همینه که هست. لابد باید پذیرفت و دل به دلش داد.
…
حالا منتها روش خودم اینه که قبل از شروع تلاطمات هورمونی اون دوره ای که حالم خوبه و بشکن می زنم حداقل یه کار بزرگ قابل ذکر انجام بدم که در تمام دوره ی تلاطمات هورمونی یادم بیفته و فکر کنم عجب دمم گرمه!!!!
…
روش سوم این که با توجه به این که تصمیم خاصی در مورد بچه دار شدن ندارم یه روش برای یایسه شدن پیدا کنم. به دکتر محترم بگم می خوام هورمون هام یه جوری بشن که همیشه شاد و شنگول و بشکن زنون باشم و خلاصه یه بارکی اش کنم!
قطعا یایسه یا غیر یایسه..مرد یا زن یا خنثی یا بچه یا بزرگ قصد و مراد اصلی زندگی شادی است و خوشحالی و موفقیت و احساس خوب نسبت به خود.
اگه همه ی اینها بدون رحم یا بدون هورمون یا به شرط یایسگی یا به شرط چاقو یا هر جور دیگه میسره خوب تکلیف روشنه دیگه!
…
خلاصه. در مورد روش سوم به گمانم عقلمان می رسه…زبانمان به ..انمان نمی رسه!!!
(جوکش رو اگه نمی دونین از اونهایی که می دونن بپرسید).
دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار
خیر آقای امید. (از اسمتون حدس زدم باید آقا باشید. وگرنه نوشته می تونست مال آقا یا خانوم باشه) قصد و غرضی در کار نبوده. متاسفم اگه در جواب تبریکتون متقابلا تبریک نگفتم. امیدوارم شما و سایر هموطنان سال قشنگ و خوبی پیش رو داشته باشید.
جای شما و همگی دوستان خالی ما هم با خانواده لااقل سه شب رو جشن گرفتیم و زدیم و رقصیدیم و نوشیدیم و خندیدیم و شیرینی خوردیم و دید و بازدید کردیم. سر کار هم رفتیم.
متاسفانه ما هم دهل و سرنا را امسال نشنیدیم.
—
حاضرم یک ساعت از عمرم را بدهم به این شرط که بتوانم یک ساعت بعدی را بخوابم.
به شدت نیاز به استراحت دارم.
—
باحال…سال قبل چهل و دو هزار مورد ورشکستگی در کانادا اعلام شده. اکثریت قریب به اتفاق آقا بوده اند. حدود چهل سال داشته اند. یک وابسته (ی مالی) داشته اند. در آمدشان ماهی دو هزار دلار بوده و حدود پنجاه و یک هزار دلار قرض داشته اند.
دو دو تا چهار تای بسیار ساده ای ست. به غیر از دو هزار دلار باقی اش را می شد حدس زد!
—
یاهو یه سایت مختص بانوان راه انداخته. بفرمایید.
مخاطب اصلی سایت بانوان هستند با این ایده که در بسیاری خانه ها تصمیم گیرنده ی اصلی برای خرید بانوی خانه است.
….
احتمالا اگر سایت مختص آقایان بود سه موضوع بیشتر توی کل سایت پیدا نمی شد. ماشین. ورزش. زن..زن…باز هم زن!!!
….
بامزه این که امکان ندارد سایتی مختص بانوان باشد و در آن از مد و فنون مرد یابی -خصوصا از نوع ثروتمندش- و صد البته شکلات حرفی نباشد.
…
خدمتتان عرض شود اگر بخواهم سایتی را برای خود خودم طراحی کنم قطعا موارد زیر را در آن می گنجانم:
-آخرین اخبار در مورد کتاب های رمان جدید
-آخرین اخبار در مورد سهام های مورد علاقه ام
-چهار پنج خبر در مورد دنیای بی سیم(!!) و تکنولوژی
-یک داستان دنباله دار
-نکاتی در مورد زبان های خارجی
-عنوان ده خبر مهم روز کانادا و جهان
-یک نکته ی ساده ی آرایشی
و چیزی که امکان ندارد در آن بگنجانم:
-اخبار ورزشی
-اخبار در مورد حفظ سلامتی و رژیم های مختلف غذایی
-تبلیغات و آگهی حتی اگر آگهی منخصر به فرد فروش تاج جواهر نشان ژوزفین بناپارت به قیمت بیست سنت توی سوپرمارکت سر کوچه مان باشد!
به گمانم یک سایتی هست که امکان ایجاد سایت های متنوع شخصی را فراهم می کند یک جورهایی.
—
بامزه -یا شاید طبیعی- است که عموما ارتباط برقرار کردن با نوشته های خانم ها برای من بسیار ساده تر از ارتباط برقرار کردن با نوشته های آقایان است.
بخواهم نویسنده های مورد علاقه ام را لیست کنم قطعا شهرنوش پارسی پور و زویا پیرزاد و مارگارت آت وود و جی کی رولینگ توی لیست هستند.
از استفن کینگ کتاب دستم گرفتم. حدود ده تا داستان پنجاه صفحه ای! هیچ کدام از چهار داستان اولی را تا ته نخواندم. گمانم کنارش بگذارم و کتاب دیگری را دستم بگیرم.
…
کتاب یازده دقیقه از پاولو کویلو را خیلی خیلی دوست داشتم. منتها آن هم پنجاه صفحه ی آخرش حوصله ام را سر برد و …گذاشتم کنار.
—
کله ام منگ است!!!
دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار
سال پیش ماه آخر سال می خواستم برم دو روز یه کلاس آرایش صورت توی کالج نزدیک خونه امون. منتها از اونجا که از هر پنج باری که گل آقا می ره مسافرت سه بارش رو به سختی مریض میشم طوری که یه بارش مسافرت کاری رو نصفه گذاشت و برگشت باز هم مریض شدم و توی اون هاگیر واگیر حتی ثبت نام هم نکردم.
این بود که وقتی همکارم گفت که کلاس آرایش می گذاره و حاضره برای من مجانی یه جلسه درس بده روی هوا قاپیدم. کاچی به از هیچی. و…خوشحالم که قاپیدم.
دو سه تا توصیه ی ساده کلی من رو خوشحال و راضی کرده.
به دور چشم هیچ کرم و کرم پودری به غیر از کرم دور چشم نباید زد. شنیده بودم کرم دور چشم فقط برای چاپیدن جیب ملت است و غیر از اون هیچ. منتها از وقتی به توصیه ی همکارم عمل کردم و دور چشم رو فقط و فقط کرم دور چشم زدم خط و چین و چروک هایی که داشت دور چشم ام می افتاد خیلی خیلی بهتر شده. لااقل دیگه به شدت قبل نیست.
گفت که کرم پودرهایی که استفاده می کنم برای پوست صورت مضر هستند و نباید هفت روز هفته استفاده بشند. گفت که کرم پودر باید آبی باشه و نه روغنی. یا این که باید از مواد معدنی باشه.
خلاصه …صد البته کل توصیه ها و آموزش ها در راستای فروش محصولات کمپانی آرایشی هم بود. منتها از جمله خرید هایی بود که بعد از یک ماه از گذشت معامله هنوز بسیار راضی هستم.
کرم پودر درست رنگ پوست صورتم و با استفاده از آب درست کرد. بهم گفت چطور روی صورتم کرم و کرم پودر رو بزنم که پوست آسیب نبینه و …این سه چهار تا توصیه ی کوچولو کلی به نفعم شد.
یک ساعتی از عمرم بود که راست راستی صرف کار خوبی شد.
—
یعنی این مدلی ها که آدم برای خودش و هر لحظه از زمانی که دوباره به دست نمیاد حسابی ارزش قایل باشه و راحت دست این و اون نده اتش.
اونوقت هر لحظه فکر می کنه اون لحظه و اون ساعت ارزشمند رو برای چه کاری صرف کنه که شاد و خوشحال و راضی باشه.
اینجوری می شه که آدم به آخر عمرش که می رسه می بینه زندگی شاد و خوشی رو سپری کرده و راضی و شاد و خوشجال چشم هاش رو هم می گذاره که تا ابد استراحت کنه.
….
در این ساعت ارزشمند و عزیز دارم با یه وسیله ی نسبتا زبون نفهم سر و کله می زنم!
—
به خدمتتون عرض شود که صدایی که از سال هزار و هشتصد و شصت روی یک فونوگرام ضبط شده به عنوان قدیمی ترین صدای ضبط شده ی دنیا شناخته شده. مال یه خانوم فرانسوی هست که یه آواز رو خونده. بانمک…:)
—
عاشق این بانوی اول فرانسه هستم. تا جایی که شنیده ام باهوش است و بسیار زیبا و بسیار خوش اندام.
لیدی به تمام معنا.
و…از سارکوزی اصلا و ابدا خوشم نمیاد. دلیل منطقی ندارم. جسته و گریخته از چیزهایی که شنیده ام به این نتیجه رسیده ام کلا دوستش ندارم!
—
این آقا مارتینه داره هشت ساعت اتوبوس می شینه تا اوهایو. دو ساعت می مونه اوهایو و هشت ساعت اتوبوس می شینه برگرده.
حالا دو ساعت توی اوهایو می خواد چه کنه که ارزش شونزده ساعت اتوبوس سواری رو داره…خدمتتون عرض شود عاشق فوتباله! می ره مسابقه ی فوتبال ببینه و برگرده!!
حالا اگه فوتبال بین پرتغال و ایتالیا بود باز یه چیزی…یه لیگی هست که تا حالا اسمش رو هم نشنیدم. منتها قطعا نه پرتغال بازی می کنه و نه ایتالیا.
دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار
به به…دنبال CSW می گشتم. خوردم به سکس ورکر ها و پشت بندش به سکس توریسم و …ایناهاش:
خدمتتون عرض شود که همه راه ها به رم ختم می شود!
باز هم خدمتتون عرض شود از تونس و کنیا خبر نداشتم. ولی انصافا ایتالیا و یونان رو پسندیدم! عجیبه که فرانسه توی لیست مقصد خانوم ها نیست.
اگه وقتی…بی وقتی..موندین فکری واسه ی توریسم کجا برین این لینک شاید کمک کنه.
سکس بی دردسر.
تنها قسمتی اش که مشکل دارم و حسابی هم مشکل دارم قسمت سکس با کودکانه. بابا مصبتون رو شکر. طفلک بچه گناه داره به خدا. بی خیال.
دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار