شماره ی یک- طبق معمول با عوض شدن محل کار و زندگی سلمونی هم عوض می شه. کارم هفت ماه پیش عوض شد و بعد از دو سه بار این ور و اون ور شدن بین دو سه جای نزدیک محل کارم بالاخره نزدیک ترین و منظم ترینشون پیدا شد.
شماره ی دو- این بار خانومی که برام بند و ابرو می کنه مال رومانیه. قد بلند و نسبتا باریک. میونسال حدود چهل و یکی دو سالشه. چشم های خوشرنگی داره. پوست برنزه و موهاش هم کوتاهه و یا بنفشه یا قرمز یا نارنجی! طبق اخبار زمان بند و ابرو, دخترش بیست و سه سالشه. مثل مانکن ها می مونه و داره درس توریسم و مهمانداری می خونه. یه دوست پسر خیلی خوبی هم داره. خود خانومه چهل و یکی دو سالشه. یه دوست پسر یونانی داره که توی جنرال موتورز مدیره و سی و یک سالشه!!!!!!! قراره خانومه و دوست پسرش برای سالگرد دوستی شون یه سفر برن یه جایی طرف جاماییکا یا مکزیک و شاید هم وگاس.
شماره ی سه- کسی که موهام رو رنگ و کوتاه و براشینگ و میزانپلی و قرطان و فرطان می کنه یه آقاهه است مال صربستان. اصلا و ابدا همجنس گرا نیست. دو ماه پیش عروسی اش بود و هفته ی پیش دختر کوچولوش به دنیا اومد. خانومش که برای عروسی اومده بود آرایشگاه, مو و صورتش رو درست کنه یه نی نی نازی توی دلش بود.
شماره ی چهار- اولین مشتری آقاهه بعد از به دنیا اومدن میلا کوچولو بودم. دختر ناز بامزه ی یه هفته ای, عکسش دل آدم رو می برد.
شماره ی چهار- از زندگی در کانادا بسیار خوشبخت و خرسندم. اروپایی ها, خصوصا برخی اروپایی ها رو بسیار دوست دارم.
دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار
یک پاسخ برای "سلمونی"
تولدت مبارک کتی خانوم. با آرزوهای خیلی خیلی خوب
نوشتن پاسخ