چل تکه

چل تکه

باحال…چه تغییر بنیادی باحالی پیدا کردم فقط و فقط به دلیل شش هفت هفته ای که گل آقا خونه نبود!!
وابستگی ام کمتر که نشده هیچ بیشتر هم شده!
مسلما بدون شوهر -یا اسمش رو بگذارین شریک زندگی از هر نوعی- زندگی کردن برای من بسیار سخت و طاقت فرساست.
خوشحالم که دو نفری زندگی می کنم و..به نظرم زندگی شراکتی به مذاقم بیشتر می سازه تا زندگی یه نفره.
منتها هنوز که هنوزه پیشنهاد مصرانه ام به گل آقا به جای خودشه. زندگی دو نفره خارج از ازدواج به جای زندگی دو نفره در قالب ازدواج. گاسم اگه امتحانش کردم نخواستمش و خواستم دوباره ازدواج کنم!
….
بسیار زیاد و از ته دل خوشحالم.
—-

دیشب زورکی تمرین پای کرال کردم. طی طریق در این مسیر بسیار طاقت فرساست! در مراحل اول ساق پای شناگر به شدت درد می گیرد. قورباغه بسیار ساده تر است. طاقباز از همه راحت تر! منتها…خیال دارم کرال و بعدش هم پروانه رو یاد بگیرم. از شناکردن به شدت لذت می برم.
هنوز…از توی آب شیرجه زدن و سیخکی پریدن و دایو حسابی می ترسم. :( واسه چی؟ نمی دونم. در عین حال حاضرم در عمق هزار متری عین خرچنگ چهار دست و پا شنا کنم و فرو برم.
به نظرم از پریدنه که می ترسم!
—-

عجب حقیقت تلخی…هر جا نگاه می کنم هیچ جور مبنای علمی برای رمالی پیدا نمی کنم. تمام تحقیقات و علوم ردش کرده ان. بزرگترین پیشگو های دنیا هم توی تست ها شرکت نکرده ان! :( دیگه به چه امیدی برم فال بگیرم؟ تازه…دیگه به چه امیدی زندگی کنم؟ به نظر میاد آینده هیچ در هیچه!
زمان حال رو بچسب…همونه که عشقه.
به هر حال…طی طریق در مسیر ناهموار پیشگویی و رمالی همچنان ادامه دارد.
—-

خل شدم رفت پی کارش. همه اش می گردم دنبال یک شی استوانه ای با قطر مناسب!
آقای داریو گفته که همینطور که نشسته ام و بیکارم (!!!) گریپ تمرین کنم.
خط بین شست و سبابه ی دست راست باید شونه ی چپ رو نشون بگیره. گریپ روی انگشت ها سوار می شه. کف دست چپ روی شست دست راست قرار می گیره…انگشت ….ناخن…مچ دست…ستون فقرات…بازو ها… توپ… کله.. چشم.. قسمت قدامی درونی ران پای چپ…نوک پنجه ی پای راست..پاشنه ی پای چپ..!!!
فکری ام این کسایی که گلف بازی می کنن در یه لحظه باید به چند تا عضو بدن فکر کنن.
آقا داریو گفته (و دیونه شیر فهمم کرده) که من عملی یاد می گیرم. نه حرف به گوشم می ره نه از دیدن ملت چیزی یاد می گیرم.
بر منکرش لعنت… دقیقا از اسکی یاد گرفتنم پیدا بود.
و…دقیقا برای همینه که هرگز کاری رو بدون معلم یاد نمی گیرم. یاد که گرفتم ولی اصولی و قشنگ انجامش می دم جوری که خودم کیف می کنم.
و…گل آقا سال ها سال قبل بهم گفته بود: روش یادگیری تو فرق می کنه.
گل آقامون تقریبا هیچ وقت به معلم نیاز نداره. بهش که بگی یا نگاه که بکنه یاد می گیره. :(
بازم عین اسکی یاد گرفتنش.
—-

از بزرگترین فواید عید باستانی نوروز اینه که به هر کسی زنگ نزدی و ازش خبر نداری و کلی هم شرمنده هستی وقت عید زنگ می زنی. تبریک می گی. احوالپرسی می کنی و..از هولش در میای.
—-

باز هم در مورد فیلم ۳۰۰!

دوستتون دارم. خوش بگذره. به امید دیدار

4 Responses