<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>Comments on: آخرش نوشته!</title>
	<atom:link href="http://www.katbalou.com/1385/08/21/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.katbalou.com/1385/08/21/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sun, 15 Jan 2012 20:54:56 -0600</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.4</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>By: حمید</title>
		<link>http://www.katbalou.com/1385/08/21/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87/comment-page-1/#comment-6125</link>
		<dc:creator>حمید</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.katbalou.com/?p=829#comment-6125</guid>
		<description>درمورد مسابقه اسم این پست پیشنهاد من : &quot; فلسفه لذت روز تعطیل&quot; یا &quot; فلسفه ی خوشگذرانی یا : لذت بودن
.........................................................................
در مورد اینکه با پول یه سالاد فصل میشه تو اون رستوران به اندازه سه ماه سوشی خورد خیلی جالبه اما مشگل اینه که من فقط اسم سوشی را شنیدم و هنوز حتی عکس اش رو هم ندیدم.
یاد یه فیلم جالب که اسمش یادم رفته افتادم یه خانم معلم رفته بود به یه کوره ده در ایران و از شاگرد ممتازی سوال می کرد: اگه دو تا آناناس داشته باشیم یکی ازش برداریم چند تا آناناس باقی می مونه؟ و اون دانش آموز نگون بخت هاج  و واج همیجوری نگاه می کرد. ازش می پرسید : ده تا موز داریم چهار تا دیگه موز بهش اضافه می کنیم چند تا موز میشه ؟ و اون فقط نگاه می کرد یه مرد که فکرکنم حسین پناهی نقششو بازی کرده بود به اونا که توی کپر درس می خوندند نزدیک شد و از همون دانش آموز سوال کرد : دو تا سیب زمینی داریم یکی اشو برداریم چند تا باقی می مونه و اون جواب درست داد و همینطور مثالاشو با سیب زمینی و ... ادامه داد. نگو اون شاگرد نگون بخت تو عمرش اسم موز و آناناس را هم  نشنیده بوده چه رسه به اینکه ببینه  و مفهموم سوال رو هم درک نمی کرده تا بتونه جواب بده.
---------------------------------------------------------------------------اگه دوست داشته باشین من هر روز یه مختصری از فلسفه براتون اینجا می نویسم . من عاشق فلسفه هستم و خودم یه پا استاد فلسفه ام اگه چشم نخورم  !و شما دیگه نیازی به مطالعه ی وقت گیر ندارین!!!
فلسفه به زبان ساده یک
مفهمومی که از اصطلاح فلسفه در ذهن بسیاری نقش می بندد،آنرا بصورت موضوعی مجرد ،تجملی ،بریده از دنیای مادی و مملو از ذهنیات متناقض و دور از ذهن در آورده است. برای اینان ، فلسفه در اصطلاحات پیچده اید یالستی عوالم ماورای مادی خلاصه می شود،عوالمی که عموما ساخته و پرداخته ذهن مبتدعان آن است و با واقعیت های عینی جهان خارج رابطه مشخص و عینی ندارند.بهمین دلیل ، فلسفه در ادبیات جامعه ی ما جای خود را نیافته است و بجز دانشجویان  این رشته عموم  کتابخوانها رغبت چندانی به مطالعه متون فلسفی نشان نمی دهند. در صورتیکه بحق باید گفت ، فلسفه کردن (نه فلسفه بافی) هم ، چون اندیشیدن از خصوصیات جدایی ناپذیر انسان متفکر است. هرکس که می اندیشد، و حتی کودکی که تازه با اندیشه سروکار پیدا کرده ، همین قدر که در برخورد با طبیعت ، جامعه و جهان خارج، از سطح به عمق می رود و به اصول می پردازد و یا دنبال علت ها و عوامل پدیده ها وقضایا می گدد به فلسفه پرداخته است. فلسفه در وجود ما است وما همه روزه باآن سرو کارداریم .آنچه که میماند این است که به آن نظم منطقی بدهیم  و اندیشه های فلسفی خود را از صورت پراکنده بشکل موزون و هماهنگ در آوریم . و این فلسفه کردن است.
دیگر اینکه فلسف درباره هستی است، یعنی در باره جهان، ما ، طبیعت ،ماده و هرچه که هست. بنابراین علیرغم تصورمتداول ،فلسفه با عوالم مالیخولیایی وموهوم سرو کار ندارد. این زندگی روزمره ما و مسایلی که با آن سرو کارداریم است که ما را به فلسفه می کشاند. و این فلسفه است که کلی ترین و در عین حال  بدیهی ترین و پیش پا افتاده ترین قضایا  و مسایل زندگی را در بر می گیرد.
در واقع  مسایل فلسفه گاه آنقدر ساده و پیش پا افتاده مینماید که آدمی از جهل برعلم خویش  بشگفت در میماند. این واقعیت ، هم چنین  اهمیت اساسی فلسفه  را در هر تلاش و فعالیت فرهنگی و مطالعاتی بنمایش می گذارد.
این نوع از فلسفه  دیگر نمی تواند  در انحصار &quot; خواص برج عاج نشین&quot; باقی بماند و باید به جای واقعی خود بین مردم ، آفریننده ارزشها و اندیشه ها باز گردد.
این فلسفه  همچنین بسیاری از قالبهای متحجر فلسفه خواص را درهم می شکند و بنابراین طبیعی است که از طرف متولیان رسمی فلسفه نیز مورد طعن و انتقاد قرار گیرد.....ادامه دارد
دلتون شاد لبتون همیشه خندون

</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درمورد مسابقه اسم این پست پیشنهاد من : &#8221; فلسفه لذت روز تعطیل&#8221; یا &#8221; فلسفه ی خوشگذرانی یا : لذت بودن<br />
&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.<br />
در مورد اینکه با پول یه سالاد فصل میشه تو اون رستوران به اندازه سه ماه سوشی خورد خیلی جالبه اما مشگل اینه که من فقط اسم سوشی را شنیدم و هنوز حتی عکس اش رو هم ندیدم.<br />
یاد یه فیلم جالب که اسمش یادم رفته افتادم یه خانم معلم رفته بود به یه کوره ده در ایران و از شاگرد ممتازی سوال می کرد: اگه دو تا آناناس داشته باشیم یکی ازش برداریم چند تا آناناس باقی می مونه؟ و اون دانش آموز نگون بخت هاج  و واج همیجوری نگاه می کرد. ازش می پرسید : ده تا موز داریم چهار تا دیگه موز بهش اضافه می کنیم چند تا موز میشه ؟ و اون فقط نگاه می کرد یه مرد که فکرکنم حسین پناهی نقششو بازی کرده بود به اونا که توی کپر درس می خوندند نزدیک شد و از همون دانش آموز سوال کرد : دو تا سیب زمینی داریم یکی اشو برداریم چند تا باقی می مونه و اون جواب درست داد و همینطور مثالاشو با سیب زمینی و &#8230; ادامه داد. نگو اون شاگرد نگون بخت تو عمرش اسم موز و آناناس را هم  نشنیده بوده چه رسه به اینکه ببینه  و مفهموم سوال رو هم درک نمی کرده تا بتونه جواب بده.<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;اگه دوست داشته باشین من هر روز یه مختصری از فلسفه براتون اینجا می نویسم . من عاشق فلسفه هستم و خودم یه پا استاد فلسفه ام اگه چشم نخورم  !و شما دیگه نیازی به مطالعه ی وقت گیر ندارین!!!<br />
فلسفه به زبان ساده یک<br />
مفهمومی که از اصطلاح فلسفه در ذهن بسیاری نقش می بندد،آنرا بصورت موضوعی مجرد ،تجملی ،بریده از دنیای مادی و مملو از ذهنیات متناقض و دور از ذهن در آورده است. برای اینان ، فلسفه در اصطلاحات پیچده اید یالستی عوالم ماورای مادی خلاصه می شود،عوالمی که عموما ساخته و پرداخته ذهن مبتدعان آن است و با واقعیت های عینی جهان خارج رابطه مشخص و عینی ندارند.بهمین دلیل ، فلسفه در ادبیات جامعه ی ما جای خود را نیافته است و بجز دانشجویان  این رشته عموم  کتابخوانها رغبت چندانی به مطالعه متون فلسفی نشان نمی دهند. در صورتیکه بحق باید گفت ، فلسفه کردن (نه فلسفه بافی) هم ، چون اندیشیدن از خصوصیات جدایی ناپذیر انسان متفکر است. هرکس که می اندیشد، و حتی کودکی که تازه با اندیشه سروکار پیدا کرده ، همین قدر که در برخورد با طبیعت ، جامعه و جهان خارج، از سطح به عمق می رود و به اصول می پردازد و یا دنبال علت ها و عوامل پدیده ها وقضایا می گدد به فلسفه پرداخته است. فلسفه در وجود ما است وما همه روزه باآن سرو کارداریم .آنچه که میماند این است که به آن نظم منطقی بدهیم  و اندیشه های فلسفی خود را از صورت پراکنده بشکل موزون و هماهنگ در آوریم . و این فلسفه کردن است.<br />
دیگر اینکه فلسف درباره هستی است، یعنی در باره جهان، ما ، طبیعت ،ماده و هرچه که هست. بنابراین علیرغم تصورمتداول ،فلسفه با عوالم مالیخولیایی وموهوم سرو کار ندارد. این زندگی روزمره ما و مسایلی که با آن سرو کارداریم است که ما را به فلسفه می کشاند. و این فلسفه است که کلی ترین و در عین حال  بدیهی ترین و پیش پا افتاده ترین قضایا  و مسایل زندگی را در بر می گیرد.<br />
در واقع  مسایل فلسفه گاه آنقدر ساده و پیش پا افتاده مینماید که آدمی از جهل برعلم خویش  بشگفت در میماند. این واقعیت ، هم چنین  اهمیت اساسی فلسفه  را در هر تلاش و فعالیت فرهنگی و مطالعاتی بنمایش می گذارد.<br />
این نوع از فلسفه  دیگر نمی تواند  در انحصار &#8221; خواص برج عاج نشین&#8221; باقی بماند و باید به جای واقعی خود بین مردم ، آفریننده ارزشها و اندیشه ها باز گردد.<br />
این فلسفه  همچنین بسیاری از قالبهای متحجر فلسفه خواص را درهم می شکند و بنابراین طبیعی است که از طرف متولیان رسمی فلسفه نیز مورد طعن و انتقاد قرار گیرد&#8230;..ادامه دارد<br />
دلتون شاد لبتون همیشه خندون</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: pari daryayi</title>
		<link>http://www.katbalou.com/1385/08/21/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87/comment-page-1/#comment-6124</link>
		<dc:creator>pari daryayi</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.katbalou.com/?p=829#comment-6124</guid>
		<description>اسمش هست رضایت دورنی . کتبالو جان آی حال میکنم وقتی نوشته هاتو میخونم . انگار از دهن من مینویسی . مخصوصا اون عشق به زندگیت . اون سرزندگیت . اون عشق به پولت . اون الکی خوشیت . خلاصه که دوست دارم زیاد .
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اسمش هست رضایت دورنی . کتبالو جان آی حال میکنم وقتی نوشته هاتو میخونم . انگار از دهن من مینویسی . مخصوصا اون عشق به زندگیت . اون سرزندگیت . اون عشق به پولت . اون الکی خوشیت . خلاصه که دوست دارم زیاد .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: parastoo</title>
		<link>http://www.katbalou.com/1385/08/21/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87/comment-page-1/#comment-6123</link>
		<dc:creator>parastoo</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.katbalou.com/?p=829#comment-6123</guid>
		<description>از اونجا که عاشششششششششششششق پولی پس می شه
علم بهتر است یا ثروت/!
بردم جایزه رو؟
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از اونجا که عاشششششششششششششق پولی پس می شه<br />
علم بهتر است یا ثروت/!<br />
بردم جایزه رو؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: Anonymous</title>
	<atom:link href="http://www.katbalou.com/1385/08/21/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.katbalou.com/1385/08/21/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sun, 15 Jan 2012 20:54:56 -0600</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.4</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>Comments on: آخرش نوشته!</title>
	<atom:link href="http://www.katbalou.com/1385/08/21/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.katbalou.com/1385/08/21/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sun, 15 Jan 2012 20:54:56 -0600</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.4</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>By: حمید</title>
		<link>http://www.katbalou.com/1385/08/21/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87/comment-page-1/#comment-6125</link>
		<dc:creator>حمید</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.katbalou.com/?p=829#comment-6125</guid>
		<description>درمورد مسابقه اسم این پست پیشنهاد من : &quot; فلسفه لذت روز تعطیل&quot; یا &quot; فلسفه ی خوشگذرانی یا : لذت بودن
.........................................................................
در مورد اینکه با پول یه سالاد فصل میشه تو اون رستوران به اندازه سه ماه سوشی خورد خیلی جالبه اما مشگل اینه که من فقط اسم سوشی را شنیدم و هنوز حتی عکس اش رو هم ندیدم.
یاد یه فیلم جالب که اسمش یادم رفته افتادم یه خانم معلم رفته بود به یه کوره ده در ایران و از شاگرد ممتازی سوال می کرد: اگه دو تا آناناس داشته باشیم یکی ازش برداریم چند تا آناناس باقی می مونه؟ و اون دانش آموز نگون بخت هاج  و واج همیجوری نگاه می کرد. ازش می پرسید : ده تا موز داریم چهار تا دیگه موز بهش اضافه می کنیم چند تا موز میشه ؟ و اون فقط نگاه می کرد یه مرد که فکرکنم حسین پناهی نقششو بازی کرده بود به اونا که توی کپر درس می خوندند نزدیک شد و از همون دانش آموز سوال کرد : دو تا سیب زمینی داریم یکی اشو برداریم چند تا باقی می مونه و اون جواب درست داد و همینطور مثالاشو با سیب زمینی و ... ادامه داد. نگو اون شاگرد نگون بخت تو عمرش اسم موز و آناناس را هم  نشنیده بوده چه رسه به اینکه ببینه  و مفهموم سوال رو هم درک نمی کرده تا بتونه جواب بده.
---------------------------------------------------------------------------اگه دوست داشته باشین من هر روز یه مختصری از فلسفه براتون اینجا می نویسم . من عاشق فلسفه هستم و خودم یه پا استاد فلسفه ام اگه چشم نخورم  !و شما دیگه نیازی به مطالعه ی وقت گیر ندارین!!!
فلسفه به زبان ساده یک
مفهمومی که از اصطلاح فلسفه در ذهن بسیاری نقش می بندد،آنرا بصورت موضوعی مجرد ،تجملی ،بریده از دنیای مادی و مملو از ذهنیات متناقض و دور از ذهن در آورده است. برای اینان ، فلسفه در اصطلاحات پیچده اید یالستی عوالم ماورای مادی خلاصه می شود،عوالمی که عموما ساخته و پرداخته ذهن مبتدعان آن است و با واقعیت های عینی جهان خارج رابطه مشخص و عینی ندارند.بهمین دلیل ، فلسفه در ادبیات جامعه ی ما جای خود را نیافته است و بجز دانشجویان  این رشته عموم  کتابخوانها رغبت چندانی به مطالعه متون فلسفی نشان نمی دهند. در صورتیکه بحق باید گفت ، فلسفه کردن (نه فلسفه بافی) هم ، چون اندیشیدن از خصوصیات جدایی ناپذیر انسان متفکر است. هرکس که می اندیشد، و حتی کودکی که تازه با اندیشه سروکار پیدا کرده ، همین قدر که در برخورد با طبیعت ، جامعه و جهان خارج، از سطح به عمق می رود و به اصول می پردازد و یا دنبال علت ها و عوامل پدیده ها وقضایا می گدد به فلسفه پرداخته است. فلسفه در وجود ما است وما همه روزه باآن سرو کارداریم .آنچه که میماند این است که به آن نظم منطقی بدهیم  و اندیشه های فلسفی خود را از صورت پراکنده بشکل موزون و هماهنگ در آوریم . و این فلسفه کردن است.
دیگر اینکه فلسف درباره هستی است، یعنی در باره جهان، ما ، طبیعت ،ماده و هرچه که هست. بنابراین علیرغم تصورمتداول ،فلسفه با عوالم مالیخولیایی وموهوم سرو کار ندارد. این زندگی روزمره ما و مسایلی که با آن سرو کارداریم است که ما را به فلسفه می کشاند. و این فلسفه است که کلی ترین و در عین حال  بدیهی ترین و پیش پا افتاده ترین قضایا  و مسایل زندگی را در بر می گیرد.
در واقع  مسایل فلسفه گاه آنقدر ساده و پیش پا افتاده مینماید که آدمی از جهل برعلم خویش  بشگفت در میماند. این واقعیت ، هم چنین  اهمیت اساسی فلسفه  را در هر تلاش و فعالیت فرهنگی و مطالعاتی بنمایش می گذارد.
این نوع از فلسفه  دیگر نمی تواند  در انحصار &quot; خواص برج عاج نشین&quot; باقی بماند و باید به جای واقعی خود بین مردم ، آفریننده ارزشها و اندیشه ها باز گردد.
این فلسفه  همچنین بسیاری از قالبهای متحجر فلسفه خواص را درهم می شکند و بنابراین طبیعی است که از طرف متولیان رسمی فلسفه نیز مورد طعن و انتقاد قرار گیرد.....ادامه دارد
دلتون شاد لبتون همیشه خندون

</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درمورد مسابقه اسم این پست پیشنهاد من : &#8221; فلسفه لذت روز تعطیل&#8221; یا &#8221; فلسفه ی خوشگذرانی یا : لذت بودن<br />
&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.<br />
در مورد اینکه با پول یه سالاد فصل میشه تو اون رستوران به اندازه سه ماه سوشی خورد خیلی جالبه اما مشگل اینه که من فقط اسم سوشی را شنیدم و هنوز حتی عکس اش رو هم ندیدم.<br />
یاد یه فیلم جالب که اسمش یادم رفته افتادم یه خانم معلم رفته بود به یه کوره ده در ایران و از شاگرد ممتازی سوال می کرد: اگه دو تا آناناس داشته باشیم یکی ازش برداریم چند تا آناناس باقی می مونه؟ و اون دانش آموز نگون بخت هاج  و واج همیجوری نگاه می کرد. ازش می پرسید : ده تا موز داریم چهار تا دیگه موز بهش اضافه می کنیم چند تا موز میشه ؟ و اون فقط نگاه می کرد یه مرد که فکرکنم حسین پناهی نقششو بازی کرده بود به اونا که توی کپر درس می خوندند نزدیک شد و از همون دانش آموز سوال کرد : دو تا سیب زمینی داریم یکی اشو برداریم چند تا باقی می مونه و اون جواب درست داد و همینطور مثالاشو با سیب زمینی و &#8230; ادامه داد. نگو اون شاگرد نگون بخت تو عمرش اسم موز و آناناس را هم  نشنیده بوده چه رسه به اینکه ببینه  و مفهموم سوال رو هم درک نمی کرده تا بتونه جواب بده.<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;اگه دوست داشته باشین من هر روز یه مختصری از فلسفه براتون اینجا می نویسم . من عاشق فلسفه هستم و خودم یه پا استاد فلسفه ام اگه چشم نخورم  !و شما دیگه نیازی به مطالعه ی وقت گیر ندارین!!!<br />
فلسفه به زبان ساده یک<br />
مفهمومی که از اصطلاح فلسفه در ذهن بسیاری نقش می بندد،آنرا بصورت موضوعی مجرد ،تجملی ،بریده از دنیای مادی و مملو از ذهنیات متناقض و دور از ذهن در آورده است. برای اینان ، فلسفه در اصطلاحات پیچده اید یالستی عوالم ماورای مادی خلاصه می شود،عوالمی که عموما ساخته و پرداخته ذهن مبتدعان آن است و با واقعیت های عینی جهان خارج رابطه مشخص و عینی ندارند.بهمین دلیل ، فلسفه در ادبیات جامعه ی ما جای خود را نیافته است و بجز دانشجویان  این رشته عموم  کتابخوانها رغبت چندانی به مطالعه متون فلسفی نشان نمی دهند. در صورتیکه بحق باید گفت ، فلسفه کردن (نه فلسفه بافی) هم ، چون اندیشیدن از خصوصیات جدایی ناپذیر انسان متفکر است. هرکس که می اندیشد، و حتی کودکی که تازه با اندیشه سروکار پیدا کرده ، همین قدر که در برخورد با طبیعت ، جامعه و جهان خارج، از سطح به عمق می رود و به اصول می پردازد و یا دنبال علت ها و عوامل پدیده ها وقضایا می گدد به فلسفه پرداخته است. فلسفه در وجود ما است وما همه روزه باآن سرو کارداریم .آنچه که میماند این است که به آن نظم منطقی بدهیم  و اندیشه های فلسفی خود را از صورت پراکنده بشکل موزون و هماهنگ در آوریم . و این فلسفه کردن است.<br />
دیگر اینکه فلسف درباره هستی است، یعنی در باره جهان، ما ، طبیعت ،ماده و هرچه که هست. بنابراین علیرغم تصورمتداول ،فلسفه با عوالم مالیخولیایی وموهوم سرو کار ندارد. این زندگی روزمره ما و مسایلی که با آن سرو کارداریم است که ما را به فلسفه می کشاند. و این فلسفه است که کلی ترین و در عین حال  بدیهی ترین و پیش پا افتاده ترین قضایا  و مسایل زندگی را در بر می گیرد.<br />
در واقع  مسایل فلسفه گاه آنقدر ساده و پیش پا افتاده مینماید که آدمی از جهل برعلم خویش  بشگفت در میماند. این واقعیت ، هم چنین  اهمیت اساسی فلسفه  را در هر تلاش و فعالیت فرهنگی و مطالعاتی بنمایش می گذارد.<br />
این نوع از فلسفه  دیگر نمی تواند  در انحصار &#8221; خواص برج عاج نشین&#8221; باقی بماند و باید به جای واقعی خود بین مردم ، آفریننده ارزشها و اندیشه ها باز گردد.<br />
این فلسفه  همچنین بسیاری از قالبهای متحجر فلسفه خواص را درهم می شکند و بنابراین طبیعی است که از طرف متولیان رسمی فلسفه نیز مورد طعن و انتقاد قرار گیرد&#8230;..ادامه دارد<br />
دلتون شاد لبتون همیشه خندون</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: pari daryayi</title>
		<link>http://www.katbalou.com/1385/08/21/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87/comment-page-1/#comment-6124</link>
		<dc:creator>pari daryayi</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.katbalou.com/?p=829#comment-6124</guid>
		<description>اسمش هست رضایت دورنی . کتبالو جان آی حال میکنم وقتی نوشته هاتو میخونم . انگار از دهن من مینویسی . مخصوصا اون عشق به زندگیت . اون سرزندگیت . اون عشق به پولت . اون الکی خوشیت . خلاصه که دوست دارم زیاد .
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اسمش هست رضایت دورنی . کتبالو جان آی حال میکنم وقتی نوشته هاتو میخونم . انگار از دهن من مینویسی . مخصوصا اون عشق به زندگیت . اون سرزندگیت . اون عشق به پولت . اون الکی خوشیت . خلاصه که دوست دارم زیاد .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: parastoo</title>
		<link>http://www.katbalou.com/1385/08/21/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87/comment-page-1/#comment-6123</link>
		<dc:creator>parastoo</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.katbalou.com/?p=829#comment-6123</guid>
		<description>از اونجا که عاشششششششششششششق پولی پس می شه
علم بهتر است یا ثروت/!
بردم جایزه رو؟
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از اونجا که عاشششششششششششششق پولی پس می شه<br />
علم بهتر است یا ثروت/!<br />
بردم جایزه رو؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: Anonymous</title>
		<link>http://www.katbalou.com/1385/08/21/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87/comment-page-1/#comment-6125</link>
		<dc:creator>حمید</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.katbalou.com/?p=829#comment-6125</guid>
		<description>درمورد مسابقه اسم این پست پیشنهاد من : &quot; فلسفه لذت روز تعطیل&quot; یا &quot; فلسفه ی خوشگذرانی یا : لذت بودن
.........................................................................
در مورد اینکه با پول یه سالاد فصل میشه تو اون رستوران به اندازه سه ماه سوشی خورد خیلی جالبه اما مشگل اینه که من فقط اسم سوشی را شنیدم و هنوز حتی عکس اش رو هم ندیدم.
یاد یه فیلم جالب که اسمش یادم رفته افتادم یه خانم معلم رفته بود به یه کوره ده در ایران و از شاگرد ممتازی سوال می کرد: اگه دو تا آناناس داشته باشیم یکی ازش برداریم چند تا آناناس باقی می مونه؟ و اون دانش آموز نگون بخت هاج  و واج همیجوری نگاه می کرد. ازش می پرسید : ده تا موز داریم چهار تا دیگه موز بهش اضافه می کنیم چند تا موز میشه ؟ و اون فقط نگاه می کرد یه مرد که فکرکنم حسین پناهی نقششو بازی کرده بود به اونا که توی کپر درس می خوندند نزدیک شد و از همون دانش آموز سوال کرد : دو تا سیب زمینی داریم یکی اشو برداریم چند تا باقی می مونه و اون جواب درست داد و همینطور مثالاشو با سیب زمینی و ... ادامه داد. نگو اون شاگرد نگون بخت تو عمرش اسم موز و آناناس را هم  نشنیده بوده چه رسه به اینکه ببینه  و مفهموم سوال رو هم درک نمی کرده تا بتونه جواب بده.
---------------------------------------------------------------------------اگه دوست داشته باشین من هر روز یه مختصری از فلسفه براتون اینجا می نویسم . من عاشق فلسفه هستم و خودم یه پا استاد فلسفه ام اگه چشم نخورم  !و شما دیگه نیازی به مطالعه ی وقت گیر ندارین!!!
فلسفه به زبان ساده یک
مفهمومی که از اصطلاح فلسفه در ذهن بسیاری نقش می بندد،آنرا بصورت موضوعی مجرد ،تجملی ،بریده از دنیای مادی و مملو از ذهنیات متناقض و دور از ذهن در آورده است. برای اینان ، فلسفه در اصطلاحات پیچده اید یالستی عوالم ماورای مادی خلاصه می شود،عوالمی که عموما ساخته و پرداخته ذهن مبتدعان آن است و با واقعیت های عینی جهان خارج رابطه مشخص و عینی ندارند.بهمین دلیل ، فلسفه در ادبیات جامعه ی ما جای خود را نیافته است و بجز دانشجویان  این رشته عموم  کتابخوانها رغبت چندانی به مطالعه متون فلسفی نشان نمی دهند. در صورتیکه بحق باید گفت ، فلسفه کردن (نه فلسفه بافی) هم ، چون اندیشیدن از خصوصیات جدایی ناپذیر انسان متفکر است. هرکس که می اندیشد، و حتی کودکی که تازه با اندیشه سروکار پیدا کرده ، همین قدر که در برخورد با طبیعت ، جامعه و جهان خارج، از سطح به عمق می رود و به اصول می پردازد و یا دنبال علت ها و عوامل پدیده ها وقضایا می گدد به فلسفه پرداخته است. فلسفه در وجود ما است وما همه روزه باآن سرو کارداریم .آنچه که میماند این است که به آن نظم منطقی بدهیم  و اندیشه های فلسفی خود را از صورت پراکنده بشکل موزون و هماهنگ در آوریم . و این فلسفه کردن است.
دیگر اینکه فلسف درباره هستی است، یعنی در باره جهان، ما ، طبیعت ،ماده و هرچه که هست. بنابراین علیرغم تصورمتداول ،فلسفه با عوالم مالیخولیایی وموهوم سرو کار ندارد. این زندگی روزمره ما و مسایلی که با آن سرو کارداریم است که ما را به فلسفه می کشاند. و این فلسفه است که کلی ترین و در عین حال  بدیهی ترین و پیش پا افتاده ترین قضایا  و مسایل زندگی را در بر می گیرد.
در واقع  مسایل فلسفه گاه آنقدر ساده و پیش پا افتاده مینماید که آدمی از جهل برعلم خویش  بشگفت در میماند. این واقعیت ، هم چنین  اهمیت اساسی فلسفه  را در هر تلاش و فعالیت فرهنگی و مطالعاتی بنمایش می گذارد.
این نوع از فلسفه  دیگر نمی تواند  در انحصار &quot; خواص برج عاج نشین&quot; باقی بماند و باید به جای واقعی خود بین مردم ، آفریننده ارزشها و اندیشه ها باز گردد.
این فلسفه  همچنین بسیاری از قالبهای متحجر فلسفه خواص را درهم می شکند و بنابراین طبیعی است که از طرف متولیان رسمی فلسفه نیز مورد طعن و انتقاد قرار گیرد.....ادامه دارد
دلتون شاد لبتون همیشه خندون

</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درمورد مسابقه اسم این پست پیشنهاد من : &#8221; فلسفه لذت روز تعطیل&#8221; یا &#8221; فلسفه ی خوشگذرانی یا : لذت بودن<br />
&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.<br />
در مورد اینکه با پول یه سالاد فصل میشه تو اون رستوران به اندازه سه ماه سوشی خورد خیلی جالبه اما مشگل اینه که من فقط اسم سوشی را شنیدم و هنوز حتی عکس اش رو هم ندیدم.<br />
یاد یه فیلم جالب که اسمش یادم رفته افتادم یه خانم معلم رفته بود به یه کوره ده در ایران و از شاگرد ممتازی سوال می کرد: اگه دو تا آناناس داشته باشیم یکی ازش برداریم چند تا آناناس باقی می مونه؟ و اون دانش آموز نگون بخت هاج  و واج همیجوری نگاه می کرد. ازش می پرسید : ده تا موز داریم چهار تا دیگه موز بهش اضافه می کنیم چند تا موز میشه ؟ و اون فقط نگاه می کرد یه مرد که فکرکنم حسین پناهی نقششو بازی کرده بود به اونا که توی کپر درس می خوندند نزدیک شد و از همون دانش آموز سوال کرد : دو تا سیب زمینی داریم یکی اشو برداریم چند تا باقی می مونه و اون جواب درست داد و همینطور مثالاشو با سیب زمینی و &#8230; ادامه داد. نگو اون شاگرد نگون بخت تو عمرش اسم موز و آناناس را هم  نشنیده بوده چه رسه به اینکه ببینه  و مفهموم سوال رو هم درک نمی کرده تا بتونه جواب بده.<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;اگه دوست داشته باشین من هر روز یه مختصری از فلسفه براتون اینجا می نویسم . من عاشق فلسفه هستم و خودم یه پا استاد فلسفه ام اگه چشم نخورم  !و شما دیگه نیازی به مطالعه ی وقت گیر ندارین!!!<br />
فلسفه به زبان ساده یک<br />
مفهمومی که از اصطلاح فلسفه در ذهن بسیاری نقش می بندد،آنرا بصورت موضوعی مجرد ،تجملی ،بریده از دنیای مادی و مملو از ذهنیات متناقض و دور از ذهن در آورده است. برای اینان ، فلسفه در اصطلاحات پیچده اید یالستی عوالم ماورای مادی خلاصه می شود،عوالمی که عموما ساخته و پرداخته ذهن مبتدعان آن است و با واقعیت های عینی جهان خارج رابطه مشخص و عینی ندارند.بهمین دلیل ، فلسفه در ادبیات جامعه ی ما جای خود را نیافته است و بجز دانشجویان  این رشته عموم  کتابخوانها رغبت چندانی به مطالعه متون فلسفی نشان نمی دهند. در صورتیکه بحق باید گفت ، فلسفه کردن (نه فلسفه بافی) هم ، چون اندیشیدن از خصوصیات جدایی ناپذیر انسان متفکر است. هرکس که می اندیشد، و حتی کودکی که تازه با اندیشه سروکار پیدا کرده ، همین قدر که در برخورد با طبیعت ، جامعه و جهان خارج، از سطح به عمق می رود و به اصول می پردازد و یا دنبال علت ها و عوامل پدیده ها وقضایا می گدد به فلسفه پرداخته است. فلسفه در وجود ما است وما همه روزه باآن سرو کارداریم .آنچه که میماند این است که به آن نظم منطقی بدهیم  و اندیشه های فلسفی خود را از صورت پراکنده بشکل موزون و هماهنگ در آوریم . و این فلسفه کردن است.<br />
دیگر اینکه فلسف درباره هستی است، یعنی در باره جهان، ما ، طبیعت ،ماده و هرچه که هست. بنابراین علیرغم تصورمتداول ،فلسفه با عوالم مالیخولیایی وموهوم سرو کار ندارد. این زندگی روزمره ما و مسایلی که با آن سرو کارداریم است که ما را به فلسفه می کشاند. و این فلسفه است که کلی ترین و در عین حال  بدیهی ترین و پیش پا افتاده ترین قضایا  و مسایل زندگی را در بر می گیرد.<br />
در واقع  مسایل فلسفه گاه آنقدر ساده و پیش پا افتاده مینماید که آدمی از جهل برعلم خویش  بشگفت در میماند. این واقعیت ، هم چنین  اهمیت اساسی فلسفه  را در هر تلاش و فعالیت فرهنگی و مطالعاتی بنمایش می گذارد.<br />
این نوع از فلسفه  دیگر نمی تواند  در انحصار &#8221; خواص برج عاج نشین&#8221; باقی بماند و باید به جای واقعی خود بین مردم ، آفریننده ارزشها و اندیشه ها باز گردد.<br />
این فلسفه  همچنین بسیاری از قالبهای متحجر فلسفه خواص را درهم می شکند و بنابراین طبیعی است که از طرف متولیان رسمی فلسفه نیز مورد طعن و انتقاد قرار گیرد&#8230;..ادامه دارد<br />
دلتون شاد لبتون همیشه خندون</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comments on: آخرش نوشته!</title>
	<atom:link href="http://www.katbalou.com/1385/08/21/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.katbalou.com/1385/08/21/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sun, 15 Jan 2012 20:54:56 -0600</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.4</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>By: حمید</title>
		<link>http://www.katbalou.com/1385/08/21/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87/comment-page-1/#comment-6125</link>
		<dc:creator>حمید</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.katbalou.com/?p=829#comment-6125</guid>
		<description>درمورد مسابقه اسم این پست پیشنهاد من : &quot; فلسفه لذت روز تعطیل&quot; یا &quot; فلسفه ی خوشگذرانی یا : لذت بودن
.........................................................................
در مورد اینکه با پول یه سالاد فصل میشه تو اون رستوران به اندازه سه ماه سوشی خورد خیلی جالبه اما مشگل اینه که من فقط اسم سوشی را شنیدم و هنوز حتی عکس اش رو هم ندیدم.
یاد یه فیلم جالب که اسمش یادم رفته افتادم یه خانم معلم رفته بود به یه کوره ده در ایران و از شاگرد ممتازی سوال می کرد: اگه دو تا آناناس داشته باشیم یکی ازش برداریم چند تا آناناس باقی می مونه؟ و اون دانش آموز نگون بخت هاج  و واج همیجوری نگاه می کرد. ازش می پرسید : ده تا موز داریم چهار تا دیگه موز بهش اضافه می کنیم چند تا موز میشه ؟ و اون فقط نگاه می کرد یه مرد که فکرکنم حسین پناهی نقششو بازی کرده بود به اونا که توی کپر درس می خوندند نزدیک شد و از همون دانش آموز سوال کرد : دو تا سیب زمینی داریم یکی اشو برداریم چند تا باقی می مونه و اون جواب درست داد و همینطور مثالاشو با سیب زمینی و ... ادامه داد. نگو اون شاگرد نگون بخت تو عمرش اسم موز و آناناس را هم  نشنیده بوده چه رسه به اینکه ببینه  و مفهموم سوال رو هم درک نمی کرده تا بتونه جواب بده.
---------------------------------------------------------------------------اگه دوست داشته باشین من هر روز یه مختصری از فلسفه براتون اینجا می نویسم . من عاشق فلسفه هستم و خودم یه پا استاد فلسفه ام اگه چشم نخورم  !و شما دیگه نیازی به مطالعه ی وقت گیر ندارین!!!
فلسفه به زبان ساده یک
مفهمومی که از اصطلاح فلسفه در ذهن بسیاری نقش می بندد،آنرا بصورت موضوعی مجرد ،تجملی ،بریده از دنیای مادی و مملو از ذهنیات متناقض و دور از ذهن در آورده است. برای اینان ، فلسفه در اصطلاحات پیچده اید یالستی عوالم ماورای مادی خلاصه می شود،عوالمی که عموما ساخته و پرداخته ذهن مبتدعان آن است و با واقعیت های عینی جهان خارج رابطه مشخص و عینی ندارند.بهمین دلیل ، فلسفه در ادبیات جامعه ی ما جای خود را نیافته است و بجز دانشجویان  این رشته عموم  کتابخوانها رغبت چندانی به مطالعه متون فلسفی نشان نمی دهند. در صورتیکه بحق باید گفت ، فلسفه کردن (نه فلسفه بافی) هم ، چون اندیشیدن از خصوصیات جدایی ناپذیر انسان متفکر است. هرکس که می اندیشد، و حتی کودکی که تازه با اندیشه سروکار پیدا کرده ، همین قدر که در برخورد با طبیعت ، جامعه و جهان خارج، از سطح به عمق می رود و به اصول می پردازد و یا دنبال علت ها و عوامل پدیده ها وقضایا می گدد به فلسفه پرداخته است. فلسفه در وجود ما است وما همه روزه باآن سرو کارداریم .آنچه که میماند این است که به آن نظم منطقی بدهیم  و اندیشه های فلسفی خود را از صورت پراکنده بشکل موزون و هماهنگ در آوریم . و این فلسفه کردن است.
دیگر اینکه فلسف درباره هستی است، یعنی در باره جهان، ما ، طبیعت ،ماده و هرچه که هست. بنابراین علیرغم تصورمتداول ،فلسفه با عوالم مالیخولیایی وموهوم سرو کار ندارد. این زندگی روزمره ما و مسایلی که با آن سرو کارداریم است که ما را به فلسفه می کشاند. و این فلسفه است که کلی ترین و در عین حال  بدیهی ترین و پیش پا افتاده ترین قضایا  و مسایل زندگی را در بر می گیرد.
در واقع  مسایل فلسفه گاه آنقدر ساده و پیش پا افتاده مینماید که آدمی از جهل برعلم خویش  بشگفت در میماند. این واقعیت ، هم چنین  اهمیت اساسی فلسفه  را در هر تلاش و فعالیت فرهنگی و مطالعاتی بنمایش می گذارد.
این نوع از فلسفه  دیگر نمی تواند  در انحصار &quot; خواص برج عاج نشین&quot; باقی بماند و باید به جای واقعی خود بین مردم ، آفریننده ارزشها و اندیشه ها باز گردد.
این فلسفه  همچنین بسیاری از قالبهای متحجر فلسفه خواص را درهم می شکند و بنابراین طبیعی است که از طرف متولیان رسمی فلسفه نیز مورد طعن و انتقاد قرار گیرد.....ادامه دارد
دلتون شاد لبتون همیشه خندون

</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درمورد مسابقه اسم این پست پیشنهاد من : &#8221; فلسفه لذت روز تعطیل&#8221; یا &#8221; فلسفه ی خوشگذرانی یا : لذت بودن<br />
&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.<br />
در مورد اینکه با پول یه سالاد فصل میشه تو اون رستوران به اندازه سه ماه سوشی خورد خیلی جالبه اما مشگل اینه که من فقط اسم سوشی را شنیدم و هنوز حتی عکس اش رو هم ندیدم.<br />
یاد یه فیلم جالب که اسمش یادم رفته افتادم یه خانم معلم رفته بود به یه کوره ده در ایران و از شاگرد ممتازی سوال می کرد: اگه دو تا آناناس داشته باشیم یکی ازش برداریم چند تا آناناس باقی می مونه؟ و اون دانش آموز نگون بخت هاج  و واج همیجوری نگاه می کرد. ازش می پرسید : ده تا موز داریم چهار تا دیگه موز بهش اضافه می کنیم چند تا موز میشه ؟ و اون فقط نگاه می کرد یه مرد که فکرکنم حسین پناهی نقششو بازی کرده بود به اونا که توی کپر درس می خوندند نزدیک شد و از همون دانش آموز سوال کرد : دو تا سیب زمینی داریم یکی اشو برداریم چند تا باقی می مونه و اون جواب درست داد و همینطور مثالاشو با سیب زمینی و &#8230; ادامه داد. نگو اون شاگرد نگون بخت تو عمرش اسم موز و آناناس را هم  نشنیده بوده چه رسه به اینکه ببینه  و مفهموم سوال رو هم درک نمی کرده تا بتونه جواب بده.<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;اگه دوست داشته باشین من هر روز یه مختصری از فلسفه براتون اینجا می نویسم . من عاشق فلسفه هستم و خودم یه پا استاد فلسفه ام اگه چشم نخورم  !و شما دیگه نیازی به مطالعه ی وقت گیر ندارین!!!<br />
فلسفه به زبان ساده یک<br />
مفهمومی که از اصطلاح فلسفه در ذهن بسیاری نقش می بندد،آنرا بصورت موضوعی مجرد ،تجملی ،بریده از دنیای مادی و مملو از ذهنیات متناقض و دور از ذهن در آورده است. برای اینان ، فلسفه در اصطلاحات پیچده اید یالستی عوالم ماورای مادی خلاصه می شود،عوالمی که عموما ساخته و پرداخته ذهن مبتدعان آن است و با واقعیت های عینی جهان خارج رابطه مشخص و عینی ندارند.بهمین دلیل ، فلسفه در ادبیات جامعه ی ما جای خود را نیافته است و بجز دانشجویان  این رشته عموم  کتابخوانها رغبت چندانی به مطالعه متون فلسفی نشان نمی دهند. در صورتیکه بحق باید گفت ، فلسفه کردن (نه فلسفه بافی) هم ، چون اندیشیدن از خصوصیات جدایی ناپذیر انسان متفکر است. هرکس که می اندیشد، و حتی کودکی که تازه با اندیشه سروکار پیدا کرده ، همین قدر که در برخورد با طبیعت ، جامعه و جهان خارج، از سطح به عمق می رود و به اصول می پردازد و یا دنبال علت ها و عوامل پدیده ها وقضایا می گدد به فلسفه پرداخته است. فلسفه در وجود ما است وما همه روزه باآن سرو کارداریم .آنچه که میماند این است که به آن نظم منطقی بدهیم  و اندیشه های فلسفی خود را از صورت پراکنده بشکل موزون و هماهنگ در آوریم . و این فلسفه کردن است.<br />
دیگر اینکه فلسف درباره هستی است، یعنی در باره جهان، ما ، طبیعت ،ماده و هرچه که هست. بنابراین علیرغم تصورمتداول ،فلسفه با عوالم مالیخولیایی وموهوم سرو کار ندارد. این زندگی روزمره ما و مسایلی که با آن سرو کارداریم است که ما را به فلسفه می کشاند. و این فلسفه است که کلی ترین و در عین حال  بدیهی ترین و پیش پا افتاده ترین قضایا  و مسایل زندگی را در بر می گیرد.<br />
در واقع  مسایل فلسفه گاه آنقدر ساده و پیش پا افتاده مینماید که آدمی از جهل برعلم خویش  بشگفت در میماند. این واقعیت ، هم چنین  اهمیت اساسی فلسفه  را در هر تلاش و فعالیت فرهنگی و مطالعاتی بنمایش می گذارد.<br />
این نوع از فلسفه  دیگر نمی تواند  در انحصار &#8221; خواص برج عاج نشین&#8221; باقی بماند و باید به جای واقعی خود بین مردم ، آفریننده ارزشها و اندیشه ها باز گردد.<br />
این فلسفه  همچنین بسیاری از قالبهای متحجر فلسفه خواص را درهم می شکند و بنابراین طبیعی است که از طرف متولیان رسمی فلسفه نیز مورد طعن و انتقاد قرار گیرد&#8230;..ادامه دارد<br />
دلتون شاد لبتون همیشه خندون</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: pari daryayi</title>
		<link>http://www.katbalou.com/1385/08/21/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87/comment-page-1/#comment-6124</link>
		<dc:creator>pari daryayi</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.katbalou.com/?p=829#comment-6124</guid>
		<description>اسمش هست رضایت دورنی . کتبالو جان آی حال میکنم وقتی نوشته هاتو میخونم . انگار از دهن من مینویسی . مخصوصا اون عشق به زندگیت . اون سرزندگیت . اون عشق به پولت . اون الکی خوشیت . خلاصه که دوست دارم زیاد .
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اسمش هست رضایت دورنی . کتبالو جان آی حال میکنم وقتی نوشته هاتو میخونم . انگار از دهن من مینویسی . مخصوصا اون عشق به زندگیت . اون سرزندگیت . اون عشق به پولت . اون الکی خوشیت . خلاصه که دوست دارم زیاد .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: parastoo</title>
		<link>http://www.katbalou.com/1385/08/21/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87/comment-page-1/#comment-6123</link>
		<dc:creator>parastoo</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.katbalou.com/?p=829#comment-6123</guid>
		<description>از اونجا که عاشششششششششششششق پولی پس می شه
علم بهتر است یا ثروت/!
بردم جایزه رو؟
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از اونجا که عاشششششششششششششق پولی پس می شه<br />
علم بهتر است یا ثروت/!<br />
بردم جایزه رو؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: Anonymous</title>
		<link>http://www.katbalou.com/1385/08/21/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87/comment-page-1/#comment-6124</link>
		<dc:creator>pari daryayi</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.katbalou.com/?p=829#comment-6124</guid>
		<description>اسمش هست رضایت دورنی . کتبالو جان آی حال میکنم وقتی نوشته هاتو میخونم . انگار از دهن من مینویسی . مخصوصا اون عشق به زندگیت . اون سرزندگیت . اون عشق به پولت . اون الکی خوشیت . خلاصه که دوست دارم زیاد .
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اسمش هست رضایت دورنی . کتبالو جان آی حال میکنم وقتی نوشته هاتو میخونم . انگار از دهن من مینویسی . مخصوصا اون عشق به زندگیت . اون سرزندگیت . اون عشق به پولت . اون الکی خوشیت . خلاصه که دوست دارم زیاد .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comments on: آخرش نوشته!</title>
	<atom:link href="http://www.katbalou.com/1385/08/21/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.katbalou.com/1385/08/21/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sun, 15 Jan 2012 20:54:56 -0600</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.4</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>By: حمید</title>
		<link>http://www.katbalou.com/1385/08/21/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87/comment-page-1/#comment-6125</link>
		<dc:creator>حمید</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.katbalou.com/?p=829#comment-6125</guid>
		<description>درمورد مسابقه اسم این پست پیشنهاد من : &quot; فلسفه لذت روز تعطیل&quot; یا &quot; فلسفه ی خوشگذرانی یا : لذت بودن
.........................................................................
در مورد اینکه با پول یه سالاد فصل میشه تو اون رستوران به اندازه سه ماه سوشی خورد خیلی جالبه اما مشگل اینه که من فقط اسم سوشی را شنیدم و هنوز حتی عکس اش رو هم ندیدم.
یاد یه فیلم جالب که اسمش یادم رفته افتادم یه خانم معلم رفته بود به یه کوره ده در ایران و از شاگرد ممتازی سوال می کرد: اگه دو تا آناناس داشته باشیم یکی ازش برداریم چند تا آناناس باقی می مونه؟ و اون دانش آموز نگون بخت هاج  و واج همیجوری نگاه می کرد. ازش می پرسید : ده تا موز داریم چهار تا دیگه موز بهش اضافه می کنیم چند تا موز میشه ؟ و اون فقط نگاه می کرد یه مرد که فکرکنم حسین پناهی نقششو بازی کرده بود به اونا که توی کپر درس می خوندند نزدیک شد و از همون دانش آموز سوال کرد : دو تا سیب زمینی داریم یکی اشو برداریم چند تا باقی می مونه و اون جواب درست داد و همینطور مثالاشو با سیب زمینی و ... ادامه داد. نگو اون شاگرد نگون بخت تو عمرش اسم موز و آناناس را هم  نشنیده بوده چه رسه به اینکه ببینه  و مفهموم سوال رو هم درک نمی کرده تا بتونه جواب بده.
---------------------------------------------------------------------------اگه دوست داشته باشین من هر روز یه مختصری از فلسفه براتون اینجا می نویسم . من عاشق فلسفه هستم و خودم یه پا استاد فلسفه ام اگه چشم نخورم  !و شما دیگه نیازی به مطالعه ی وقت گیر ندارین!!!
فلسفه به زبان ساده یک
مفهمومی که از اصطلاح فلسفه در ذهن بسیاری نقش می بندد،آنرا بصورت موضوعی مجرد ،تجملی ،بریده از دنیای مادی و مملو از ذهنیات متناقض و دور از ذهن در آورده است. برای اینان ، فلسفه در اصطلاحات پیچده اید یالستی عوالم ماورای مادی خلاصه می شود،عوالمی که عموما ساخته و پرداخته ذهن مبتدعان آن است و با واقعیت های عینی جهان خارج رابطه مشخص و عینی ندارند.بهمین دلیل ، فلسفه در ادبیات جامعه ی ما جای خود را نیافته است و بجز دانشجویان  این رشته عموم  کتابخوانها رغبت چندانی به مطالعه متون فلسفی نشان نمی دهند. در صورتیکه بحق باید گفت ، فلسفه کردن (نه فلسفه بافی) هم ، چون اندیشیدن از خصوصیات جدایی ناپذیر انسان متفکر است. هرکس که می اندیشد، و حتی کودکی که تازه با اندیشه سروکار پیدا کرده ، همین قدر که در برخورد با طبیعت ، جامعه و جهان خارج، از سطح به عمق می رود و به اصول می پردازد و یا دنبال علت ها و عوامل پدیده ها وقضایا می گدد به فلسفه پرداخته است. فلسفه در وجود ما است وما همه روزه باآن سرو کارداریم .آنچه که میماند این است که به آن نظم منطقی بدهیم  و اندیشه های فلسفی خود را از صورت پراکنده بشکل موزون و هماهنگ در آوریم . و این فلسفه کردن است.
دیگر اینکه فلسف درباره هستی است، یعنی در باره جهان، ما ، طبیعت ،ماده و هرچه که هست. بنابراین علیرغم تصورمتداول ،فلسفه با عوالم مالیخولیایی وموهوم سرو کار ندارد. این زندگی روزمره ما و مسایلی که با آن سرو کارداریم است که ما را به فلسفه می کشاند. و این فلسفه است که کلی ترین و در عین حال  بدیهی ترین و پیش پا افتاده ترین قضایا  و مسایل زندگی را در بر می گیرد.
در واقع  مسایل فلسفه گاه آنقدر ساده و پیش پا افتاده مینماید که آدمی از جهل برعلم خویش  بشگفت در میماند. این واقعیت ، هم چنین  اهمیت اساسی فلسفه  را در هر تلاش و فعالیت فرهنگی و مطالعاتی بنمایش می گذارد.
این نوع از فلسفه  دیگر نمی تواند  در انحصار &quot; خواص برج عاج نشین&quot; باقی بماند و باید به جای واقعی خود بین مردم ، آفریننده ارزشها و اندیشه ها باز گردد.
این فلسفه  همچنین بسیاری از قالبهای متحجر فلسفه خواص را درهم می شکند و بنابراین طبیعی است که از طرف متولیان رسمی فلسفه نیز مورد طعن و انتقاد قرار گیرد.....ادامه دارد
دلتون شاد لبتون همیشه خندون

</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درمورد مسابقه اسم این پست پیشنهاد من : &#8221; فلسفه لذت روز تعطیل&#8221; یا &#8221; فلسفه ی خوشگذرانی یا : لذت بودن<br />
&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.<br />
در مورد اینکه با پول یه سالاد فصل میشه تو اون رستوران به اندازه سه ماه سوشی خورد خیلی جالبه اما مشگل اینه که من فقط اسم سوشی را شنیدم و هنوز حتی عکس اش رو هم ندیدم.<br />
یاد یه فیلم جالب که اسمش یادم رفته افتادم یه خانم معلم رفته بود به یه کوره ده در ایران و از شاگرد ممتازی سوال می کرد: اگه دو تا آناناس داشته باشیم یکی ازش برداریم چند تا آناناس باقی می مونه؟ و اون دانش آموز نگون بخت هاج  و واج همیجوری نگاه می کرد. ازش می پرسید : ده تا موز داریم چهار تا دیگه موز بهش اضافه می کنیم چند تا موز میشه ؟ و اون فقط نگاه می کرد یه مرد که فکرکنم حسین پناهی نقششو بازی کرده بود به اونا که توی کپر درس می خوندند نزدیک شد و از همون دانش آموز سوال کرد : دو تا سیب زمینی داریم یکی اشو برداریم چند تا باقی می مونه و اون جواب درست داد و همینطور مثالاشو با سیب زمینی و &#8230; ادامه داد. نگو اون شاگرد نگون بخت تو عمرش اسم موز و آناناس را هم  نشنیده بوده چه رسه به اینکه ببینه  و مفهموم سوال رو هم درک نمی کرده تا بتونه جواب بده.<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;اگه دوست داشته باشین من هر روز یه مختصری از فلسفه براتون اینجا می نویسم . من عاشق فلسفه هستم و خودم یه پا استاد فلسفه ام اگه چشم نخورم  !و شما دیگه نیازی به مطالعه ی وقت گیر ندارین!!!<br />
فلسفه به زبان ساده یک<br />
مفهمومی که از اصطلاح فلسفه در ذهن بسیاری نقش می بندد،آنرا بصورت موضوعی مجرد ،تجملی ،بریده از دنیای مادی و مملو از ذهنیات متناقض و دور از ذهن در آورده است. برای اینان ، فلسفه در اصطلاحات پیچده اید یالستی عوالم ماورای مادی خلاصه می شود،عوالمی که عموما ساخته و پرداخته ذهن مبتدعان آن است و با واقعیت های عینی جهان خارج رابطه مشخص و عینی ندارند.بهمین دلیل ، فلسفه در ادبیات جامعه ی ما جای خود را نیافته است و بجز دانشجویان  این رشته عموم  کتابخوانها رغبت چندانی به مطالعه متون فلسفی نشان نمی دهند. در صورتیکه بحق باید گفت ، فلسفه کردن (نه فلسفه بافی) هم ، چون اندیشیدن از خصوصیات جدایی ناپذیر انسان متفکر است. هرکس که می اندیشد، و حتی کودکی که تازه با اندیشه سروکار پیدا کرده ، همین قدر که در برخورد با طبیعت ، جامعه و جهان خارج، از سطح به عمق می رود و به اصول می پردازد و یا دنبال علت ها و عوامل پدیده ها وقضایا می گدد به فلسفه پرداخته است. فلسفه در وجود ما است وما همه روزه باآن سرو کارداریم .آنچه که میماند این است که به آن نظم منطقی بدهیم  و اندیشه های فلسفی خود را از صورت پراکنده بشکل موزون و هماهنگ در آوریم . و این فلسفه کردن است.<br />
دیگر اینکه فلسف درباره هستی است، یعنی در باره جهان، ما ، طبیعت ،ماده و هرچه که هست. بنابراین علیرغم تصورمتداول ،فلسفه با عوالم مالیخولیایی وموهوم سرو کار ندارد. این زندگی روزمره ما و مسایلی که با آن سرو کارداریم است که ما را به فلسفه می کشاند. و این فلسفه است که کلی ترین و در عین حال  بدیهی ترین و پیش پا افتاده ترین قضایا  و مسایل زندگی را در بر می گیرد.<br />
در واقع  مسایل فلسفه گاه آنقدر ساده و پیش پا افتاده مینماید که آدمی از جهل برعلم خویش  بشگفت در میماند. این واقعیت ، هم چنین  اهمیت اساسی فلسفه  را در هر تلاش و فعالیت فرهنگی و مطالعاتی بنمایش می گذارد.<br />
این نوع از فلسفه  دیگر نمی تواند  در انحصار &#8221; خواص برج عاج نشین&#8221; باقی بماند و باید به جای واقعی خود بین مردم ، آفریننده ارزشها و اندیشه ها باز گردد.<br />
این فلسفه  همچنین بسیاری از قالبهای متحجر فلسفه خواص را درهم می شکند و بنابراین طبیعی است که از طرف متولیان رسمی فلسفه نیز مورد طعن و انتقاد قرار گیرد&#8230;..ادامه دارد<br />
دلتون شاد لبتون همیشه خندون</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: pari daryayi</title>
		<link>http://www.katbalou.com/1385/08/21/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87/comment-page-1/#comment-6124</link>
		<dc:creator>pari daryayi</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.katbalou.com/?p=829#comment-6124</guid>
		<description>اسمش هست رضایت دورنی . کتبالو جان آی حال میکنم وقتی نوشته هاتو میخونم . انگار از دهن من مینویسی . مخصوصا اون عشق به زندگیت . اون سرزندگیت . اون عشق به پولت . اون الکی خوشیت . خلاصه که دوست دارم زیاد .
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اسمش هست رضایت دورنی . کتبالو جان آی حال میکنم وقتی نوشته هاتو میخونم . انگار از دهن من مینویسی . مخصوصا اون عشق به زندگیت . اون سرزندگیت . اون عشق به پولت . اون الکی خوشیت . خلاصه که دوست دارم زیاد .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: parastoo</title>
		<link>http://www.katbalou.com/1385/08/21/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87/comment-page-1/#comment-6123</link>
		<dc:creator>parastoo</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.katbalou.com/?p=829#comment-6123</guid>
		<description>از اونجا که عاشششششششششششششق پولی پس می شه
علم بهتر است یا ثروت/!
بردم جایزه رو؟
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از اونجا که عاشششششششششششششق پولی پس می شه<br />
علم بهتر است یا ثروت/!<br />
بردم جایزه رو؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: Anonymous</title>
		<link>http://www.katbalou.com/1385/08/21/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87/comment-page-1/#comment-6123</link>
		<dc:creator>parastoo</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.katbalou.com/?p=829#comment-6123</guid>
		<description>از اونجا که عاشششششششششششششق پولی پس می شه
علم بهتر است یا ثروت/!
بردم جایزه رو؟
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از اونجا که عاشششششششششششششق پولی پس می شه<br />
علم بهتر است یا ثروت/!<br />
بردم جایزه رو؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>Comments on: آخرش نوشته!</title>
	<atom:link href="http://www.katbalou.com/1385/08/21/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.katbalou.com/1385/08/21/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sun, 15 Jan 2012 20:54:56 -0600</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.4</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>By: حمید</title>
		<link>http://www.katbalou.com/1385/08/21/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87/comment-page-1/#comment-6125</link>
		<dc:creator>حمید</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.katbalou.com/?p=829#comment-6125</guid>
		<description>درمورد مسابقه اسم این پست پیشنهاد من : &quot; فلسفه لذت روز تعطیل&quot; یا &quot; فلسفه ی خوشگذرانی یا : لذت بودن
.........................................................................
در مورد اینکه با پول یه سالاد فصل میشه تو اون رستوران به اندازه سه ماه سوشی خورد خیلی جالبه اما مشگل اینه که من فقط اسم سوشی را شنیدم و هنوز حتی عکس اش رو هم ندیدم.
یاد یه فیلم جالب که اسمش یادم رفته افتادم یه خانم معلم رفته بود به یه کوره ده در ایران و از شاگرد ممتازی سوال می کرد: اگه دو تا آناناس داشته باشیم یکی ازش برداریم چند تا آناناس باقی می مونه؟ و اون دانش آموز نگون بخت هاج  و واج همیجوری نگاه می کرد. ازش می پرسید : ده تا موز داریم چهار تا دیگه موز بهش اضافه می کنیم چند تا موز میشه ؟ و اون فقط نگاه می کرد یه مرد که فکرکنم حسین پناهی نقششو بازی کرده بود به اونا که توی کپر درس می خوندند نزدیک شد و از همون دانش آموز سوال کرد : دو تا سیب زمینی داریم یکی اشو برداریم چند تا باقی می مونه و اون جواب درست داد و همینطور مثالاشو با سیب زمینی و ... ادامه داد. نگو اون شاگرد نگون بخت تو عمرش اسم موز و آناناس را هم  نشنیده بوده چه رسه به اینکه ببینه  و مفهموم سوال رو هم درک نمی کرده تا بتونه جواب بده.
---------------------------------------------------------------------------اگه دوست داشته باشین من هر روز یه مختصری از فلسفه براتون اینجا می نویسم . من عاشق فلسفه هستم و خودم یه پا استاد فلسفه ام اگه چشم نخورم  !و شما دیگه نیازی به مطالعه ی وقت گیر ندارین!!!
فلسفه به زبان ساده یک
مفهمومی که از اصطلاح فلسفه در ذهن بسیاری نقش می بندد،آنرا بصورت موضوعی مجرد ،تجملی ،بریده از دنیای مادی و مملو از ذهنیات متناقض و دور از ذهن در آورده است. برای اینان ، فلسفه در اصطلاحات پیچده اید یالستی عوالم ماورای مادی خلاصه می شود،عوالمی که عموما ساخته و پرداخته ذهن مبتدعان آن است و با واقعیت های عینی جهان خارج رابطه مشخص و عینی ندارند.بهمین دلیل ، فلسفه در ادبیات جامعه ی ما جای خود را نیافته است و بجز دانشجویان  این رشته عموم  کتابخوانها رغبت چندانی به مطالعه متون فلسفی نشان نمی دهند. در صورتیکه بحق باید گفت ، فلسفه کردن (نه فلسفه بافی) هم ، چون اندیشیدن از خصوصیات جدایی ناپذیر انسان متفکر است. هرکس که می اندیشد، و حتی کودکی که تازه با اندیشه سروکار پیدا کرده ، همین قدر که در برخورد با طبیعت ، جامعه و جهان خارج، از سطح به عمق می رود و به اصول می پردازد و یا دنبال علت ها و عوامل پدیده ها وقضایا می گدد به فلسفه پرداخته است. فلسفه در وجود ما است وما همه روزه باآن سرو کارداریم .آنچه که میماند این است که به آن نظم منطقی بدهیم  و اندیشه های فلسفی خود را از صورت پراکنده بشکل موزون و هماهنگ در آوریم . و این فلسفه کردن است.
دیگر اینکه فلسف درباره هستی است، یعنی در باره جهان، ما ، طبیعت ،ماده و هرچه که هست. بنابراین علیرغم تصورمتداول ،فلسفه با عوالم مالیخولیایی وموهوم سرو کار ندارد. این زندگی روزمره ما و مسایلی که با آن سرو کارداریم است که ما را به فلسفه می کشاند. و این فلسفه است که کلی ترین و در عین حال  بدیهی ترین و پیش پا افتاده ترین قضایا  و مسایل زندگی را در بر می گیرد.
در واقع  مسایل فلسفه گاه آنقدر ساده و پیش پا افتاده مینماید که آدمی از جهل برعلم خویش  بشگفت در میماند. این واقعیت ، هم چنین  اهمیت اساسی فلسفه  را در هر تلاش و فعالیت فرهنگی و مطالعاتی بنمایش می گذارد.
این نوع از فلسفه  دیگر نمی تواند  در انحصار &quot; خواص برج عاج نشین&quot; باقی بماند و باید به جای واقعی خود بین مردم ، آفریننده ارزشها و اندیشه ها باز گردد.
این فلسفه  همچنین بسیاری از قالبهای متحجر فلسفه خواص را درهم می شکند و بنابراین طبیعی است که از طرف متولیان رسمی فلسفه نیز مورد طعن و انتقاد قرار گیرد.....ادامه دارد
دلتون شاد لبتون همیشه خندون

</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درمورد مسابقه اسم این پست پیشنهاد من : &#8221; فلسفه لذت روز تعطیل&#8221; یا &#8221; فلسفه ی خوشگذرانی یا : لذت بودن<br />
&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.<br />
در مورد اینکه با پول یه سالاد فصل میشه تو اون رستوران به اندازه سه ماه سوشی خورد خیلی جالبه اما مشگل اینه که من فقط اسم سوشی را شنیدم و هنوز حتی عکس اش رو هم ندیدم.<br />
یاد یه فیلم جالب که اسمش یادم رفته افتادم یه خانم معلم رفته بود به یه کوره ده در ایران و از شاگرد ممتازی سوال می کرد: اگه دو تا آناناس داشته باشیم یکی ازش برداریم چند تا آناناس باقی می مونه؟ و اون دانش آموز نگون بخت هاج  و واج همیجوری نگاه می کرد. ازش می پرسید : ده تا موز داریم چهار تا دیگه موز بهش اضافه می کنیم چند تا موز میشه ؟ و اون فقط نگاه می کرد یه مرد که فکرکنم حسین پناهی نقششو بازی کرده بود به اونا که توی کپر درس می خوندند نزدیک شد و از همون دانش آموز سوال کرد : دو تا سیب زمینی داریم یکی اشو برداریم چند تا باقی می مونه و اون جواب درست داد و همینطور مثالاشو با سیب زمینی و &#8230; ادامه داد. نگو اون شاگرد نگون بخت تو عمرش اسم موز و آناناس را هم  نشنیده بوده چه رسه به اینکه ببینه  و مفهموم سوال رو هم درک نمی کرده تا بتونه جواب بده.<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;اگه دوست داشته باشین من هر روز یه مختصری از فلسفه براتون اینجا می نویسم . من عاشق فلسفه هستم و خودم یه پا استاد فلسفه ام اگه چشم نخورم  !و شما دیگه نیازی به مطالعه ی وقت گیر ندارین!!!<br />
فلسفه به زبان ساده یک<br />
مفهمومی که از اصطلاح فلسفه در ذهن بسیاری نقش می بندد،آنرا بصورت موضوعی مجرد ،تجملی ،بریده از دنیای مادی و مملو از ذهنیات متناقض و دور از ذهن در آورده است. برای اینان ، فلسفه در اصطلاحات پیچده اید یالستی عوالم ماورای مادی خلاصه می شود،عوالمی که عموما ساخته و پرداخته ذهن مبتدعان آن است و با واقعیت های عینی جهان خارج رابطه مشخص و عینی ندارند.بهمین دلیل ، فلسفه در ادبیات جامعه ی ما جای خود را نیافته است و بجز دانشجویان  این رشته عموم  کتابخوانها رغبت چندانی به مطالعه متون فلسفی نشان نمی دهند. در صورتیکه بحق باید گفت ، فلسفه کردن (نه فلسفه بافی) هم ، چون اندیشیدن از خصوصیات جدایی ناپذیر انسان متفکر است. هرکس که می اندیشد، و حتی کودکی که تازه با اندیشه سروکار پیدا کرده ، همین قدر که در برخورد با طبیعت ، جامعه و جهان خارج، از سطح به عمق می رود و به اصول می پردازد و یا دنبال علت ها و عوامل پدیده ها وقضایا می گدد به فلسفه پرداخته است. فلسفه در وجود ما است وما همه روزه باآن سرو کارداریم .آنچه که میماند این است که به آن نظم منطقی بدهیم  و اندیشه های فلسفی خود را از صورت پراکنده بشکل موزون و هماهنگ در آوریم . و این فلسفه کردن است.<br />
دیگر اینکه فلسف درباره هستی است، یعنی در باره جهان، ما ، طبیعت ،ماده و هرچه که هست. بنابراین علیرغم تصورمتداول ،فلسفه با عوالم مالیخولیایی وموهوم سرو کار ندارد. این زندگی روزمره ما و مسایلی که با آن سرو کارداریم است که ما را به فلسفه می کشاند. و این فلسفه است که کلی ترین و در عین حال  بدیهی ترین و پیش پا افتاده ترین قضایا  و مسایل زندگی را در بر می گیرد.<br />
در واقع  مسایل فلسفه گاه آنقدر ساده و پیش پا افتاده مینماید که آدمی از جهل برعلم خویش  بشگفت در میماند. این واقعیت ، هم چنین  اهمیت اساسی فلسفه  را در هر تلاش و فعالیت فرهنگی و مطالعاتی بنمایش می گذارد.<br />
این نوع از فلسفه  دیگر نمی تواند  در انحصار &#8221; خواص برج عاج نشین&#8221; باقی بماند و باید به جای واقعی خود بین مردم ، آفریننده ارزشها و اندیشه ها باز گردد.<br />
این فلسفه  همچنین بسیاری از قالبهای متحجر فلسفه خواص را درهم می شکند و بنابراین طبیعی است که از طرف متولیان رسمی فلسفه نیز مورد طعن و انتقاد قرار گیرد&#8230;..ادامه دارد<br />
دلتون شاد لبتون همیشه خندون</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: pari daryayi</title>
		<link>http://www.katbalou.com/1385/08/21/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87/comment-page-1/#comment-6124</link>
		<dc:creator>pari daryayi</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.katbalou.com/?p=829#comment-6124</guid>
		<description>اسمش هست رضایت دورنی . کتبالو جان آی حال میکنم وقتی نوشته هاتو میخونم . انگار از دهن من مینویسی . مخصوصا اون عشق به زندگیت . اون سرزندگیت . اون عشق به پولت . اون الکی خوشیت . خلاصه که دوست دارم زیاد .
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اسمش هست رضایت دورنی . کتبالو جان آی حال میکنم وقتی نوشته هاتو میخونم . انگار از دهن من مینویسی . مخصوصا اون عشق به زندگیت . اون سرزندگیت . اون عشق به پولت . اون الکی خوشیت . خلاصه که دوست دارم زیاد .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: parastoo</title>
		<link>http://www.katbalou.com/1385/08/21/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87/comment-page-1/#comment-6123</link>
		<dc:creator>parastoo</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.katbalou.com/?p=829#comment-6123</guid>
		<description>از اونجا که عاشششششششششششششق پولی پس می شه
علم بهتر است یا ثروت/!
بردم جایزه رو؟
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از اونجا که عاشششششششششششششق پولی پس می شه<br />
علم بهتر است یا ثروت/!<br />
بردم جایزه رو؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: Anonymous</title>
		<link>http://www.katbalou.com/1385/08/21/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%d8%b4-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87/comment-page-1/#comment-6122</link>
		<dc:creator>Anonymous</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 18:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.katbalou.com/?p=829#comment-6122</guid>
		<description>http://en.wikipedia.org/wiki/Philosophy
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Philosophy" rel="nofollow">http://en.wikipedia.org/wiki/Philosophy</a></p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

