Buy Ambien Without Prescription

Archive for اردیبهشت, ۱۳۸۴

شکست

جمعه
اردیبهشت ۳۰,۱۳۸۴
به تو گفتم کوهم؟ به پف رهگذری کاه شدم پوک, تمام. دوستتون دارم, خوش بگذره, به امید دیدار
جمعه
اردیبهشت ۳۰,۱۳۸۴
مارتين گاهي وقت ها بامزه است. حسابي از دستش مي خندم. مي پرسه كه با ليبرال ها هستي يا محافظه كارها. مي گم از محافظه كارها خوشم نمياد. يه كمي مذهبي هستند. ميگه واسه چي مي گي مذهبي اند؟ ميگم مثلا فرض كن ازدواج همجنس گرا ها رو مجاز نمي دونند. مي گه ولله راستش رو بخواي من مشكلي با همجنس گرا ها ندارم. خوب همجنسگرا باشند. عيب نداره. ولي ازدواجشون, خير. يا مثلا واسه ي چي بايد به عنوان "معمول" جامعه به بچه ها آموزش بديم و توي كتابهاي درسي شون بگنجونيم كه فرضا "پيتر با پدر و پدرش(!!!)‌رفت گردش". يا مثلا براي چي بايد رژه ي همجنس گراها رو راه بندازيم اگه قراره طبيعي باشه. خوب اگه كسي همجنسگراست, باشه, ولي ديگه رژه و جشن گرفتن نداره. كم مونده من هم برم و فرضا واسه ي شام خوردن ام, يا خوابيدن ام رژه راه بندازم و جشن بگيرم!!!! ولله در جواب مارتين خان چه عرض كنم. بنده مي گم همجنس گراها بايد در انجام فرايض (!!) آزاد باشند. منتها خوب رژه رو...ولله حسابي بامزه است, يه ذره هم بي تربيتيه. چون گلاب به روتون ملت توي اون رژه همه ي جاهاي ديدني و ناديدني شون رو به معرض نمايش مي گذارند. دليل رژه هم...چه مي دونم. چي بگم. خوب لابد مي خوان بگن اين موضوع پنهان كاري نداره.يا اين جمع تحت حمايت هستند. راستش به نظرم در طول تاريخ يه كمي حقشون رو پايمال كرديم. به هر دليل جسمي يا روحي به همجنس تمايل دارند. نمي شه گفت بده, مثل تمايل به غير همجنسه ديگه. بزرگترين دلايل منطقي مارتين براي مخالفت يكي اين بود كه اگه همه اينطوري باشند تداوم نسل به مخاطره مي افته و دوم اين كه بچه هايي كه براي سرپرستي به اين خانواده ها داده مي شند در مدارس و توسط همسن هاشون مورد تمسخر قرار مي گيرند. راست مي گه البته. ولي هيچ كدوم دليل قانع كننده اي نيستند. در مورد رژه اشون هم,‌ بامزه است ديگه. مناظري مي بينين كه در زندگي روزمره قطعا نمي شه ديد!!!! به هر صورت كه شخصا عليهشون نيستم. به نظرم دوجنس گرا بودن و همجنس گرا بودن هم وجود داره, گرچه در اقليت, ولي بايد پذيرفت. يه جورايي مثل چپ دست بودنه!!!! ------ كارن اعلام كرد فضوله, و به فضول بودنش افتخار مي كنه!!! عالي. فعلا كه ما هم افتخار مي كنيم. تا حالا مزاياي فضول بودنش نصيب ما هم شده!!! يه جايزه كه ما ازش جا مونده بوديم, و يه سري اطلاعات. دستش درد نكنه. تصحيحش كردم البته. بهش گفتم كارن عزيز, تو فضول نيستي. تو حواست جمعه و از آخرين اخبار اطلاع داري. طي ساليان طولاني به اين نتيجه رسيدم كه گاهي وقت ها بسته به اين كه چه اسمي رو روي چه عملي بگذاري, ماهيتش مي تونه خوب يا بد به نظر برسه!!!!
چهارشنبه
اردیبهشت ۲۸,۱۳۸۴
دلم برای کسی تنگ است... دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صدافت را به میهمانی گل های باغ می آورد و گیسوان بلندش را به بادها می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید. دلم برای کسی تنگ است که آن دو نرگس جادو را به عمق آبی دریای واژگون می دوخت و شعرهای خوشی چون پرنده ها می خواند دلم برای کسی تنگ است که همچو کودک معصومی دلش برای دلم می سوخت و مهربانی خود را نثار من می کرد دلم برای کسی تنگ است که تا شمال ترین شمال و در جنوب ترین جنوب در همه جال همیشه در همه جا آه با که بتوان گفت که بود با من و پیوسته نیز بی من بود و کار من ز فراقش فغان و شیون بود کسی که بی من ماند کسی که با من نیست کسی... دگر کافی ست شعر از حمید مصدق دوستتون دارم, خوش بگذره, به امید دیدار
پنجشنبه
اردیبهشت ۲۲,۱۳۸۴
يوهو....كلاس گلف برقراره. بهتر از قبل. به جاي آقا جيمي, يوگيش داره مياد. يه پسر هندي ماهيه كه خدا مي دونه. گوشت لب نمي زنه و مي خواد با اولين دوست دختر زندگيش ازدواج كنه!!!!! به ارتباط جنسي قبل از ازدواج اعتقاد نداره و تا جايي كه بهش مربوط مي شه هر كسي مي تونه هر كاري دوست داشته باشه بكنه. هيچ كس هم بد نيست. نمي دونم دين و مذهبش چيه, ولي يه جورايي پسر نابيه. از اونها كه كمتر مي شه مثلش رو پيدا كرد. باهوش و نظيف و اخلاقي, آماده ي كمك و كارش هميشه بي عيب و نقص. يه بار هم پدرش رو ديدم. به نظرم مثل خودش باشه. به هر حال شديم من و كارن و وينيفرد و يوگيش و ديويد بامزه. تمام آدم هاي تيم كه من باهاشون كلي كيف مي كنم و اصلا خياليم نيست كه تمام ضربه هام رو گل كنم يا خراب كنم. فقط وينيفرد توصيه كرد كه كفش پاشنه بلند نپوشم, عمر هم كه عاشق گلفه توضيح داد كه خانم ها بايد براي گلف دامن كوتاه كوتاه بپوشند كه جلوي دست و پاشون رو نگيره!!!!! حالا من و وينيفرد ممكنه, ولي كارن رو محاله بتوني راضي كني كه جاي شلوار دامن پاش كنه!!! چه واسه ي گلف, چه واسه ي رقص عربي يا واسه ي شركت در مراسم رسمي تاجگذاري ملكه اليزابت.
چهارشنبه
اردیبهشت ۲۱,۱۳۸۴
خركيفم نافرم. يه چيزي اختراع كردن مدل جايزه. هركي تشخيص بده كه يه كسي دمش خيلي گرمه به اون شخص يه برگه مي ده و روش مي نويسه كه اين خانومه يا اقاهه تو اين مايه يه چشمه اومده و ما كيف كرديم. اونوقت خانومه يا آقاهه اون برگه رو مي ده به كسي كه مسئول جمع كردن برگه هاست, و به ازاي هر برگه بيست و پنج دلار جايزه مي گيري. من امروز برگه هام رو كه به ۵ تا رسيده بود بردم دادم به خانم مسئول و .... يه دونه بليط دونفري سينما,‌ دو تا كارت خريد به ارزش كلي پنجاه دلار,‌و دو تا كارت رستوران به ارزش كلي پنجاه دلار گرفتم. خلاصه عيش تعطيلي مون تكميل شد!!!! يو...هوو... ---- اين بچه ها رو ديدين كه يه ضربه مي خورن, دردشون مياد,‌ بعد تا وقتي درد اون ضربه هه هست طرفشون رو مي زنند يا مي رن تو مايه هاي تخس بازي و اين حرف ها؟ اين آقا جلال يا همون جي خودمون هم من رو ياد همون بچه تخس ها مي اندازه. توي ميتينگ امروز اومده واستاده كنار من, دوباره تلفن من رو نگاه كرده كه عكس براد پيت با صورت نصفه روشه!!! (خاطرتون هست ديگه). مي گه هنوز كه اين اينجاست. ميگم درستش كه نكردي هنوز, نصفه است. ميگه چرا, صبر كن. با تلفن ام يه سري بازي كرد و رفت روي سرور و معلق و وارو زد و دادش دستم. نگاه مي كنم مي بينم عكس يه سوپرمدل سكسي با بيكيني رو گذاشته روي صفحه!!! بهش مي گم اين چيه؟ اين كه به درد من نمي خوره. ميگه صبر كن حالا. رفته روي سرور, مي بينم يه قسمت اونجا گذاشته "فقط براي آقايون", و يه سري عكس سوپرمدل ها ي بيكيني پوش رو هم اونجا گذاشته!!! بهش ميگم "خوب پس قسمت خانوم هاش كو؟" مي گه برو بقيه ي سرور ها رو نگاه كن. رو اين سرور چيزي نداريم. فقط براد پيت رو گذاشتم, اون هم كه مثل زنها مي مونه. بابا بي خيال. يه براد پيت از روي سرورشون دانلود كرديم, چه جوشي شدن اينها. زدن همه چي رو درب و داغون كردن. سرور رو آوردن پايين. مي گن پاكستاني ها غيرتي اند. حكايت همين آقا جلال خودمونه!!! جغله ي بيست و چهار پنج ساله, عكس دانلود كردن حتي واسه تست رو هم واسه همكارهاي خانم محدود كرده ديگه!!!! حسود... ---- كلاس گلف جور نشد!!! دمغ شدم راستش. عيب نداره ديگه. توي يه روز نمي شه همه چي همه چي بر وفق مراد باشه!!! دوستتون دارم, خوش بگذره, به اميد ديدار
سه شنبه
اردیبهشت ۲۰,۱۳۸۴