بدي كار اينه كه فرقي نداره چرا و از دست كي عصبي شده اي. آخر كار انگشتهاي هيچ كس غير از خودت رو نمي توني بجوي!!!
—-
گاهي وقتها اينقدر به هرچيزي زبون مي زني, يا بيمزه است يا مزه ي تلخي مي ده كه آخر سر مي ترسي و اينقدر هيچي نمي خوري كه دور از جون بميري!!!
—-
حرف تلخيه. تلخ و ناخوشايند و دلازار. ولي مي گم مردن هر جورشم كه باشه از زندگي كردن راحت تره. چرا اينقدر ازش مي ترسيم و تلخ مي دونيمش؟ فقط به خاطر اين كه هيچ وقت تجربه نكرديمش؟
سهراب يا هر كس ديگه مي گه “تا شقايق هست, زندگي بايد كرد”, يا چيزي شبيه اين. تكليف زمان هايي كه هيچ شقايقي هيچ كجاي دنيا نيست چي مي شه؟ تكليف دنيايي كه اصلا شقايقي توش نيست چي ميشه.
تكليف كسي كه هيچ شقايقي رو نمي بينه چي مي شه؟
دوستتون دارم, خوش بگذره, به اميد ديدار
۵ Responses for "تلخ"
- ما برای فسقل یک چیزی گرفتیم که شبیه د
ستکشه اما رو نداره و سر انگشتهاش هم یک جسم پلاستیکی محکم هیست که میبندیم به مچ دستش و و
قتی میخواد انگشتهاش و بجوه این چیز و میکنه تو دهنش (برای دندونهاش خوبه) برای مشکل شماره
’ یک میتونی این روش رو امتحان کنی (تویز آر آس داره، خواستی هم صبر کن دندونهای فسقل که در
اومد میدیمش به تو!)
- موضوع جالبی بود. مزه مثل حس گرما و سرما نسبی هست. اگه یک چیز شیرین
بخوری مثل نبات بعد یک چیز شیرین دیگه مثل چه میدونم هندوانه، هندونه به نظرت اصلا شیرین
در وا
قع شقایق موجود دوست داشتنی زندگی هر کسیه. من هم یه روز هایی خیلی دلم می خواست بمیرم اما
بخاطر شقایق هام هنوز زنده ام.
سلام . ممنونم آدرسم رو عوض
کردی . دوستت دارم خوش بگذره . به امید دیوارهای فرو ریخته
سلام .. راستش
متوجه نمیشوم که چه میخواهی بگویی ، اما (فضول به من میگند که با اینکه متوجه نمیشود، فضالت
میکند) ازینکه مرگ ترس ندارد باهات موافقم اما چونکه یک چیز حتمی هست و فراری ازش نیست، چه
عجله؟؟؟
فکر کنم اون کس نمیخواهد ببیند، وگرنه دنیا پر از شقایق هست
مواظب خودت باش عزیز .. دلم برات تنگ شده . زودی میام پیشت با هم می ریم می گردیم و دیگه حرفهای تلخ نمی زنیم..