پنجشنبه
دی ۲۴,۱۳۸۳
چی شد که شب تولدم یادم رفت تفال بزنم؟ عجیبه.
قضای تفال قبوله؟
دلم جز مهر مهرویان, طریقی بر نمیگیرد
ز هر در می دهم پندش, ولیکن در نمی گیرد
خدا را ای نصیحت گو, حدیث مطرب و می گو
که نقشی در خیال ما, از این خوشتر نمی گیرد
...
و شاه بیت ها
چه خوش صید دلم کردی, بنازم چشم مستت را
که کس مرغان وحشی را, از این خوشتر نمی گیرد
سخن در احتیاج ما و استغنای معشوق است
چه سود افسونگری ای دل, چو در دلبر نمی گیرد
...
و شاهد غزل: (اولین بیت شعر قبلی)
یادم چو قدح به دست گیرد
بازار بتان شکست گیرد
----------
دومین تفال:
طفیل هستی عشقند آدمی و پری
ارادتی بنما تا سعادتی ببری
بکوش خواجه و از عشق بی نصیب نباش
که بنده را نخرد کس به عیب بی هنری
...
کلاه سروریت کج مباد بر سر حسن
که زیب بخت و سزاوار تخت و تاج سری
...
چو مستعد نظر نیستی وصال مجوی
که جام جم نکند سود وقت بی بصری
...
و شاهد غزل:
خوش کرد یاوری فلکت روز داوری
تا شکر چون کنی و چه شکرانه آوری.
...
------
دو روز دوره ی آموزشی داشتم. نمی دونم آقا جیمی واسه چی من و ژولیت رو داره می فرسته واسه ی این دوره. شاید دقیقا نمی دونه این دوره در چه مورده. به غیر از من 8 نفر دیگه سر کلاس بودن و همه شون تیم لیدر بودند. اصلا دوره مال تیم لیدر ها بود.
بزرگترین چیزی که توی این کلاس یاد گرفتم این بود:
از این لحظه تا لااقل دو سال آینده باید لاینقطع زبان انگلیسی بخونم. فیلم ببینم. برنامه کودک نگاه کنم. کتابهای کودکان بخونم... حداقل 7 الی ده ساعت در هفته وقت روی زبان -به طور مطلق- بگذارم تا دو سال دیگه برسم به این که بخوام در مورد تیم لیدر شدن فکر کنم.
فوق العاده بود. چگونگی استفاده از کلمات, نوع حرف زدن, لحن حرف زدن,معلومات عمومی و اشاراتی که می شد, و...جالب بود, من تنها کسی بودم که سر کلاس, انگلیسی رو با لهجه ی غیر کانادایی حرف می زدم.
مدیریت توی این شرکت (بقیه ی شرکت ها رو نمی دونم) اصل و اساسش بر پایه ی زبانه. بقیه ی مهارت ها بر پایه ی اصل زبان (به طور کامل) دونستن بنا می شه.به عبارتی لازم و ملزوم هستند. مهندس ارشد می تونی بشی اگه زبانت در همین حد من هم باشه. اما مدیر..یا نمی شی, و یا اگه بشی کارت واقعا مشکله.
دوستتون دارم, خوش بگذره, به امید دیدار
۱۲ Responses for "تفال, دوره ی آموزشی"
تولدت مبارک خانوم امیدوارم سالهای سال سلامت زندگی کنی.
تفلدت مبارک، دمبت هم سه چارک!
)
تولدت مبارک. عجب تفال هات خوب اومده. به امید سالی پر بار.
تولدت مبارک باشه کتبالو خانوم
فکر کنم شعر باشه
یارم چ.و….
نه
یادم….
نمیدونم شایدهم من اشتباه میکنم باید یه نگاه به حافظ بندازم
تولدت مبارک.منم باید زبان بخونم.دلیلی ندارم ولی احساس میکنم باید بخونم.
والله کت بالو جان من هم آگر از این جاپن برم فکر کنم اول حتما باید برم کلاس انگلیسی. تا کسی بدونه من چی میگم.
سلام و تولد مبارö
تولدت مبارک کتبالو جون…
در مورد تیم لیدرشیپ هم بیراه نمیگی… منهم ۴ سال پیش تیم لید بودم (محل کار قبلی) ولی وقتی صحبت از فوتبال یا کارتونهای دهه ۶۰ یا ۷۰ یا ۸۰ میشد تو صحبتها کم میاوردم… ولی الآن وجود تیسی از این مورد خیلی کمکه… یادگیری فرهنگ و همینطور شوخیها و صحبتهای مصطلح خیابانی کسانی که تو این شهر بزرگ شده اند (که مسلما با شهرهای دیگه حتی کانادا ۱۰۰ در ۱۰۰ یکجور نیست!)
با مهر،
–سوسکی
با اینکه کیک تولدتون رو نخوردیم ولی باشه قبوله تولد تولد تولدت مبارک بیا شمعها رو فوت کن که ۱۰۰ سال زنده باشی.
سالهای پر از شادکامی در کنار همسر مهربونتون داشته باشید.
نوشته ی پایین قابل تعمقه. گاهی وقت ها باغبون گیاه رو میکاره. از گیاهه خسته می شه یا توی باغش جا کم میاره. گیاه قبلی ها رو ریشه کن می کنه و می اندازه دور.
سلام کتبالوی عزیز. من ماههاست که وبلاگتو می خونم ولی از اونجایی که آی کیوی بالایی دارم هنوز نفهمیدم که دقیقا کارت چیه و حالشم ندارم که تو آرشیوت بگردم. خیلی ناز می نویسی و جذاب و پر کشش. انگار من تو امریکام (یا کانادا.دقیقا کجایی؟) به هر حال خوش باشی.راستی اگه بهم بگی کارت چیه ممنون میشم .
والله کت بالو جان من هم آگر از این جاپن برم فکر کنم اول حتما باید برم کلاس انگلیسی. تا کسی بدونه من چی میگم.