یکشنبه
شهریور ۱,۱۳۸۳
این رو لرکای عزیزم برام فرستاده. اسم نویسنده رو نمی دونم. ولی خیلی قشنگه:
گاه می اندیشم,
خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟
آن زمان که خبر مرگ مرا,
از کسی می شنوی, روی ترا کاشکی می دیدم.
شانه بالازدنت را,
-بی قید-
و تکان دادن دستت,
-که مهم نیست زیاد-
و تکان دادن سر که,
-عاقبت مرد؟!
- افسوس!
کاشکی همه را می دیدم.
من به خود می گویم:
"چه کسی باور کرد, جنگل جان مرا, آتش عشق تو خاکستر کرد؟"
ک.م.
مرسی لرکای عزیزم, بابت شعر و همه ی چیزهای دیگه.
خوشبخت باشی همیشه.
دوستتون دارم, خوش بگذره, به امیددیدار
پیوست: یه آهنگ درخواستی داشتیم به نام "تو از چرخش یک رقص". خوب دیگه. بفرمایید. اوناهاش. بالا سمت راست, یه کمی پایین تر. بله همونجا. درسته. اسمش به نظرم" لوند" باشه. فرمت wma و حجم تقریبا 3 مگابایت.
بعد هم روی اینترنت دارم می گردم دنبال شعرهای حمید مصدق. سیاه, سفید خاکستری در اولویت است. آدرس دارین خریداریم!!!
۱۰ Responses for "از یک دوست"
قشنگ بود. منم اینو
یه جایی خوندم ولی اسم شاعرش یادم نیست
گشنگه.
کتی جان کانادائی ها به روتر م
یگن روتر یا راوتر؟ انگلیسیا میگن روتر، استرالیائها و آمریکائیها میگن راوتر. اونوقت ا
ینجا روتر خیلی معنیش بده، منم هی عادت داشتم بگم روتر – هی همه بهم خندیدن. حالا عادت کردم
بگم راوتر.
حمید مصد
ق.قصیده سفید،سیاه،خاکستری
موافقم
خوش به حالت
که همچین دوستی داری…
منم می خوا
ستم بگم حمید مصدق ..دیدم قبل از من گفتن .. همه اش رو بخون …همه این قصیده زیباست
سلام . تو کجا و خبر از
عشق کجا ؟ اینم بقیه اش . موفق باشی
Mehrabantar az barge sepid,inham adresy ke betonid
shearhaye morede nazareto peyda koni http://www.avayeazad,in shear az ghasideye abi,khakestary,siah ast.mehraban bash ke khoda ba mast.dar khodavand shad bashyd
سلام کتبالو جان…آلبا
لو جان:)اومدم بگم شعره مال حمید مصدق و کتاب سفید خاکستری و سیاه که دیدم قبل از من هما بهت
گفته..من این کتابشو از حفظم از بس دوستش دارم..هم آهنگینه و هم پرمعنی:)
http://pirtaak.blogspot.com/2003_11_16_pirtaak_archive.html