شنبه
تیر ۱۳,۱۳۸۳
نمی دانی چقدر دلم برایش تنگ شده است.
نمی دانی چقدر دلم برای خودم تنگ است.
دلم برای تمام لحظه های سال ها سال پیش تنگ است. اصلا دلم برای همه چیز تنگ شده است.
برای کار تا حد جنون, برای سال ها تنهایی دلم تنگ است.
دلم به اندازه ی یک دنیا برای چشم های تو که روزهاست در چشمهایم خیره ننگریسته است تنگ است.
امروز بدجور دلم هوای نگاه تو را کرده است, دروغ های رنگ و وارنگ, فریب ها و تمام احساس های عاشقانه ی پوسیده ات که به تلنگری فرومی ریخت..
امروز بدجور دلم هوای شنیدن صدایی را کرده که صد بار ترانه ی عاشقی سروده بود, تلخ, پرلذت, بی محتوا, طبل:پرصدا و تو خالی.
امروز دلم بدجور هوای دست های تو را کرده, دلم نوازش های بی دریغ تو را می خواهد, پر از دروغ, نیرنگ.
امروز دلم هوای همان خیانت های همیشگی ات را هم کرده است, می فهمیدم و زجر می کشیدم و دروغ می شنیدم و تلخ می شنیدم و باز می پرستیدمت.
وه که امروز چه دلتنگم, وه که امروز دلم چقدر هوای دلتنگی های تو را کرده, ..
وه که امروز چقدر با تمام بدی ها و خوبی ها هنوز دوستت دارم.
دوستتون دارم, خوش بگذره, به امید دیدار
۷ Responses for "امروز"
اصلاح: ژست=پست
دوره وبلاگ شوخی به سر آمد، از سال گذشته که دیگر رمقی برای ادامه آن ن
داشتم. دوستان برای آخرین یادداشت این وبلاگ ۱۱۸ پیام گذاشتند اما باز هم نتوانستم ادامه اش
بدهم. فلش وبلاگ جدیدم است. مسیری هم که معین میکند نامعلوم است. ممکن است مسیر مستقیم را
دلت برای خودت تنگ شده..این نیز بگذرد..
امیدوارم دوره دلتنگی شما هم زودتر سر ب
یاد.
سلام
کتی جونم. خوبی؟ مرسی که به وبلاگ احسان سر زدی. منم قراره هر وقت رسیدم اونجا بنویسم. الب
ته احسان خودش به تنهایی هم می رسه هر روز آپدیت کنه چون هنوز سربازه (تا اواخر شهریور) و ب
عد از ظهرا اگه نره روزنامه وقایع اتفاقیه خونه ست. منم بعد از ظهرا سر کار نمی رم ولی درگ
یر ترجمه شعرای بورخسم اساسی. چون مهر ماه باید تحویل ناشر بدمش. راستی چه خبر از خودت خان
ومی؟ دلم واسه نوشته های خوشگلت تنگ شده بود.
با وجود دلتنگیه که میشه
فاصله ها رو اندازه گرفت .