سه شنبه
تیر ۹,۱۳۸۳
همه چيز گم شده است
همه چيز را از ياد برده ام
و ذهنم پر از خالي است
منطق استفراغ مي كنم
و بيهوده در كوچه هاي تاريك بي احساس آدم ها
به دنبال مفاهيم فراموش شده ي عاشقي مي گردم
و باز سعي مي كنم, سعي مي كنم, بي ثمر
تا احساس مرده را اثبات كنم
كوچه هاي باريك احساس,
و بن بست هاي تنگ عاشقي
تاريكند
من سرتا پاي تو را
پي آن چراغي كه دست هاي من از آن تهي شده
باز دوباره جستجو مي كنم
دوستتون دارم, خوش بگذره, به اميد ديدار
۶ Responses for "گم شده"
منطق مطالعه می کنم
و
بیهوده در کتاب های کلفت بی احساس قدیمی به دنبال مفاهیم فراموش شده ی ریاضی می گردم
کت بالوی نازنینم
اونقدر
که تو دوست نادیده همیشه بمن مهر داشته ای من گاهی فکر میکم نزدیکترین دوست یا قوم و خویشم
رو اینجا توی اینترنت پیدا کرده ام.
یک دنیا دوستت دارم.
لی لی خانم. راستش رو بخوای من هم عاشق این
کت بالو ام.
سلام منهم گم شده ام . مدتهاست بین این آد
مها دنبال خودم می گردم ولی انگار بی نتیجه است .
حکما ح
رف نداشت.