پنجشنبه
خرداد ۷,۱۳۸۳
وقتي يه روز صبح اصلا حوصله نداري و به دلايل مبهمي حالت خيلي خوش نيست, چي بيشتر از اين مي تونه سرحالت بياره كه يهو ببيني وسط اتوبان يه مامان غازه همه ي ماشين ها رو وايسونده و بچه هاش رو به تعداد ۷تا يا ۸ تا رديف كرده پشت سرش و مي خواد از خيابون رد كنه. همه ي ماشين ها هم واسادن كه خانوم غازي و جوجه ها از وسط اتوبان رد بشند.
من كه پشت فرمون ماشين از خنده ولو شدم كف زمين.
------
طبق معمول براي امروز و فردا به اندازه ي دو هفته كار دارم. خدا به داد برسه.
دوستتون دارم, خوش بگذره, به اميد ديدار
۶ Responses for "مامان غازه و بچه هاش"
سلام خوشگله. اینجا که از مامان
غازی هنوز ندیدم ولی انگلیس که بودیم تو ساینس پارک محل کارمون کلی اردک داشت که بهار جوجو
میاوردن و قشنگ ردیف از عرض خیابون رد میشدن. خیلی نازن.
چه جالب کتی جان که رئیس رئیس
سلام این جا که جوجه ارد
ک که هیچ حتی سوسک هم نداره فقط یه سری لز این جیر جیرکهای گنده که بیست وجهار ساعته می خون
ه اول دوستشون داشتم اما الان دارم از صداشون دویونه می شم. خوش به حال جایی این جیر جیرک ه
ای غر و غر اردک می بینی . در مورد رئیس ایرانی هم بگویم من چند سال پیش یه رئیس ایرانی داش
تم که پوستم رو به معنی واقعی کند. حالا خدا کنه ما تو انجوری نباشه که بخواهد هر روز توضیح
بده تو چون ایرانی هستی باید از همه بیشتر کار کنی تا واسه اون!!!! بد نشه . آخرش هم امیدوارم
به کارهای دو هفته ات در دو روز برسی.
اونی که من دیدیم یک زو
ج خوشبخت بودن که داشتن تو خیابون سلانه سلانه قدم میزدن و کل ماشین ها واستاده بودن تا ا
ین دوتا راه رفتنشونو تموم کنن.درضمن اردک بودن فکر کنم و جوجو نداشتن!
چقدر جالب! کدوم اتوبان؟ با این ترافیکهای
کتبالو جان!
خیلی
تصویری و زیبا بود.
jaleb bud.