عقل و عصیان و حرکت

عقل و عصیان و حرکت

۱) اگه از دست دادن چیزی خیلی خیلی برای آدم سخت باشه و آدم بترسه که لطمه بخوره, احتمالش خیلی زیاده که از دستش بده. در چنین شرایطی من ترجیح می دم اون چیز رو هرگز به دست نیارم. خلاصه که یه جوری قبل از این که طعم بودنش رو بچشم پس می زنمش.مفهوم شد؟

۲) بیا یه بار یه کارخوبی کنیم.یه کاری کنیم مست مست شیم, بریم یه جایی خیلی خیلی دور, و هر کاری که می خوایم و نباید کرد رو بکنیم.اون روز من یه شرطی که برده بودم رو می گیرم. قبول؟

۳) دیرم شده, دیرم شده, هزار کار, هزار چیز که باید یاد بگیرم. هزار هزارهزار.. و من ابتدای راه, هر لحظه آهسته تر حرکت می کنم.
دیر شده. باید سریع تر باشم. باید سریع تر باشم. بدويم؟
دوستتون دارم, خوش بگذره, به امید دیدار

پيوست: مستر هكس جان.. شما هم ما رو گرفتي با اين كامنت دوني ها. اينقدر مراحل داره آدم پشيمون مي شه از يه كلوم حرفي كه مي خواد بزنه. بابا دو تا كلوم “خوش بگذره” كه ديگه username و password نمي خواد قربون شكل ماهت برم.

6 Responses

  1. توی این دنیای وارونه مفهوم بدست آوردن و

    از دست دادن حسابی قاطی پاطی شده . یه وقتایی فکر می کنی بدست آوردی، در حالی که در واقع در

    همون لحظه از دست دادی..یه وقتایی هم فکر می کنی از دست دادی ، در حالی که برای همیشه به دست

    آوردی… خلاصه اینا مهم نیست. مهم اینه که نترسی..نه از سخت . نه از خیلی سخت . نه از خیلی

    خیلی سخت ..
    دوستت دارم خوش بگذره به امید دیدار:)

  2. با اولی که ۱۰۰ درصد موا

    فقم! با دومی … به من چه! سومی هم شرمنده ! من این روزا حال راه رفتن هم ندارم!

    یکی نیست ب

    گه کی با تو بود!