چهارشنبه
اردیبهشت ۹,۱۳۸۳
کاش نمی شد احساس را پنهان کرد. کاش نمی شد عاشق بود و نگاهی به سختی سنگ و صدایی به برودت یخ داشت.
کاش نمی شد عاشق بود و فریاد نکرد.کاش نمی شد شعر نگفت. کاش نمی شد آواز نخواند..
کاش...
کاش قلب پیدا بود.
-------------
واه, خدا به دور. اگه از ایران تا کانادا رو شتر سوار می شدم و می اومدم این جماعت اینقدر به هیجان نمی اومدن که از بلوند شدن من به هیجان اومده اند.
دوستتون دارم, خوش بگذره, به امید دیدار
۸ Responses for "کاش-حیرت!!"
تو رو نمیدونم عزیز
ولی من دقیقا برعکس آرزوها تو دارم! یعنی کاشکی میتونستم احساسمو قایم کنم و موقع دیدنش
قلبم نزنه!! جدی اگه میشه اینکارو کرد به ما هم یاد بده!
راستی رسیدنت بخیر! دست راستت زیر
سر ما که بریم و دیدارها رو تازه کنیم.
Welcome home
سلام
ا
لبته مستحضرید که بلوند شدن معنای دیگری هم داره امیدوارم بخاطر اوون خوشحال نشده باشن
)
دوم!
ما که در کل نمیدونیم چه جورب بودی و چه جو
پس دیگه لازم شد
حتما ببینیمت
. البته خدا نکنه باوند بشین
تو که بلوند بودی!… بلوند تر شدی؟!:) حتماً بهت میاد دیگه عزیز.
be ghole bache-mis vajebe bebinimet.