پنجشنبه
فروردین ۲۰,۱۳۸۳
رفته رفته دوباره به ياد مي آرم دليل تصميم بسيار سختي رو كه گرفتم و به ديار ديگه اي كوچ كردم. و فكر مي كنم چه شناخت درستي از خودم و از اونچه كه در زندگي من رو ارضا مي كنه به دست آورده بودم. فكر مي كنم هميشه در حال تاييد شدن هستم. تاييد صحيح بودن تصميم هايي كه گرفته بودم و تاييد اونچه كه فكر مي كردم.
دوباره تمام اونچه كه بايد ازش فاصله ميگرفتم رو به ياد آورده ام. و ..تمام ترسم از اينه كه تمام اين فاصله ها روزي از بين بره كه متاسفانه شايد..شايد..شايد گريزي ازش نباشه.
گاهي وقت ها حسابي از خود راضي ميشم. گاهي وقتها مثل الان, كه مي بينم چقدر درست تصميم گرفته بودم.
و گاهي فكر مي كنم نكنه من زيادي بي احساس هستم. خيلي زياد.
دوستتون دارم, خوش بگذره, به اميد ديدار
۴ Responses for "ياد اوري"
خیلی خوبه که ادم از تصمیمش
راضی باشه . و ته دلش شک نکنه
تأیید شدن، حس خوبی به آدم میده، ولی اگر به صورت یک نیاز باشه، و یک خواسته کودکانه، که ه
مش بخوایم کاری کنیم که تأیید بشیم، مشکل ایجاد می کنه .. ولی اینکه آدم از کارهای خودش راض
ی باشه و نتیجه ای رو که می خواد بدست آورده باشه.. یعنی اینکه کارش با قصدش و هماهنگ بوده و
این خوبه .. تو عزیزم خدای احساسی! .. الکی نگو من فکر می کنم بی احساسم!.. میگی نه؟.. از گل آقا
بپرس!
میفهمم چی میگی. من هم گاهی از اینکه فاصله ا
ز بین بره هراسانم. ولی اونوقت شاید زمان کار خودش رو کرده باشه. زمان تمام مشکلات رو حل م
یکنه.
زمان