سال جدید میلادی

سال جدید میلادی

سال گذشته برای من باور نکردنی بود. اتفاقاتی که افتاد. و کت بالویی که حسابی عوض شد. حسابی با یه جنبه های دیگه ی زندگی آشنا شد.
با شروع سال جدید, خداحافظی های ناگزیری پیش اومد, بی دلگیری اما. هر سال برای من یه سری خداحافظی داره و یه سری سلام های جدید.
بعضی هاش ارادی و بعضی هاش غیر ارادی.
زندگی به هر حال قشنگه. رنگیه..زندگی اشکه و لبخند, سال قبل لحظات بی نظیر داشتم, از کثرت شادی و از کثرت اندوه. سال قبل لحظه های شادی و اندوه برای خیلی ها هم آفریدم. لبخند روی لب ها نقاشی کردم, اشک روی چشم ها کشیدم. خندیدم, گریه کردم.
سال قبل قشنگ بود. با همه ی شادی و اندوهش خیلی با شکوه بود. بی نظیر بود. امسال شاید کس دیگه ای تجربه های پارسال من رو تجربه کنه و من شاید تجربه های پارسال یه کس دیگه رو تجربه کنم. کسی چه می دونه.

پارسال بیشتر به بقیه فکر می کردم, امسال بیشتر دارم به خودم فکر می کنم. میراث سال گذشته برای من خودخواهی بیشتر از قبل بود و یه سال بزرگ شدن. بعد از دوره هایی از زندگی, آدم دیگه هیچ وقت اون آدم قبلی نمی شه. آسیب نیست, رشد نیست, تغییره فقط. تبدیل غیر ممکنه به ممکن و بالعکس.

امسال برنامه هام زیاده. با انرژی زیاد شروع کرده ام و مهم ترین تصمیم امسالم اینه که هرگز بیشتر از ۹ ساعت در شبانه روز سر کار نمونم. پارسال زیادی کار کردن یه جورایی داغونم کرد. آخر سر دیگه انرژی ام کامل از دست رفته بود. خودم نبودم.
———

سرکار که برگشتم فکر نمی کردم دلم برای آقا جیمی اینقده تنگ شده باشه. و برای هانگ.. که اومد سر میزم و به بهانه ی تبریک سال نو به اندازه ی نیم ساعت از آسمون و ریسمون حرف زد. اوایل که اومده بود خیلی ازش بدم میومد. اوایل اصلا هر شب که از سرکار می اومدم خونه کلی گریه می کردم. اینجا کار کردن رو بلد نبودم. چیزهایی که می گفتند رو نمی فهمیدم. خیلی سخت بود. سر کار تحویلم نمی گرفتند. اگه سوال می کردم خیلی بهم جواب نمی دادند. خلاصه به تمام معنی کلمه وحشی شده بودم و با همه سر دعوا داشتم. حالا دیگه خیلی بهتر شده. با آلن و هانگ و جی مین دوست هستیم. روم می شه با جیمی حرف بزنم. “وی” یه عالمه باهام میگه و می خنده. با فرزانه نهار می خوریم. با دانیلا روبوسی می کنیم و همه ی همکارها عین بهت زده ها نگاهمون می کنند. خوشحالی رو توی چشم های هانگ یا دانیلا یا وی می بینم وقتی باهام حرف می زنند. و چی از این بهتر… وقتی می تونی خوشحال کنی و خوشحال بشی.
هنوز تا ایجاد یه همچین رابطه ای با آقا جیمی و للوید و دیو و ادوارد و یه عالمه ی بقیه مونده.. تا همین جاش هم اما خوبه, پیشرفتم بیشتر و بهتر هم خواهد بود. می خوام, پس می تونم.

دوستتون دارم, خوش بگذره, به امید دیدار

23 Responses

  1. سلام
    خسته نباش

    ی. امیدوارم سال خوبی داشته باشی. زیاد هم به خودخواهی فکر نکن. این خواسته سرشت آدمه!

  2. ما سه تا هم امیدواریم که شما دو تا

    سال خیلی خیلی خوبی در پیش رو داشته باشید. سالی پر از شادی و سلامتی و نشاط و موفقیت… سالی

    پر از همه اون چیزایی که دوست دارید… بهترین ها…

  3. تو رو خدا بیایید یک حرکتی رو شروع کنیم برای

    جلوگیری از خسارت های احتمالی زلزله در ایران. خبر جدید رو که حتما شنیدید : جابجایی پاتخت

    از تهران و نجات جان دولت گرام… یاد فیلم سلطان و شبان می افتم…

  4. سلام کتی عزیز… متنت

    خیلی خیلی پر امید و زیبا بود… انگار تمام امید و زیبایی هایی رو که یه نفر می تونه داشته

  5. خب دیگه. هر سالی

    یه جوری می گذره. اینم سالی بود که گذشت. ایشالا هزار سال زنده باشی و به خوبی و خوشی وبلاگ

    بنویسی.

  6. سلام..وبلاگ جالبی

    داری . امیدوارم موفق باشید.به وبلاگ من بیایید وشمعی برای عزیزان بم به نام خودتون روشن

    کنید . راستی نظرتون را هم چه در مورد وبلاگ چه در مورد نظر بقیه دوستان مرقوم بفرمایید. جا

    ودان ایرانمان .

  7. سلام خانمی

    برات شعری از رضا طباطبایی م

    ینویسم.با امید همه شادی ها برای تو وگل اقا.
    دری از اسمان گشوده شد
    ومرا به خود خواند

    وبه من گفت
    در دل شب های تاریک
    هزاران خورشید است
    وان کس افتاب را می بیند
    که طلوع

    وغروبش راباور دارد
    مامان فری

  8. به نظرم خودخواهی و از خودگذشتن هر دو د

    ر زندگی لازمه. ولی هر دو وقتی به افراط برسه خراب میشه .شاید سال گذشته بیش از حد از خودت گ

    ذشتی که حالا ناچاری یه کم بیشتر خودخواهی کنی:)

  9. امشب نزدیک ۳ ساعت با نوشته ها

    ت بودم . مسلما این امر برای خودم عجیب تر بود تا برای تو ؛ با این خواب و سنگینی در سرم که

    لحظه به لحظه بیشتر ساعت و زمان رو بهم یاد اوری میکرد . مامانم همیشه میگه در انتخاب دوست

    هنرمندم و راست میگه !! همه ی دوستهای من علیرغم تفاوتهای زیادشون ویژگیهای مشترکی دارند

    که منو جذب میکنه……تردید ندارم که اگه روزی همکلاسی من میشدی دوستی عمیق و شادی از اون م

    یرویید !! شاد و غبراق بمونی