Colchicine 0.6

Colchicine 0.6

بعد از خوندن مطالبی که نیلوی عزیزم Colchicine 0.6, توی وبلاگش نوشته بود و با توجه به علاقه ی وافری که به اظهار نظر دارم و این که مسئله ی خیانت در خانواده ها به دلایلی از سال ها سال قبل خیلی فکر من رو به خودش مشغول می کرد و یکی از چیزهایی هست که خیلی توی زندگیم بهش فکر کرده ام, نتونستم در موردش ننویسم.

اول نظرم رو در مورد خود پدیده ی خیانت می گم و بعد عکس العمل و واکنشی که خودم نشون خواهم داد در صورتی که با این مشکل در زندگیم روبرو بشم.

اول این که در کشورها و جوامع سنتی (که شکلی از این سنت هم مذهب هست ) خیانت در مورد مرد به شکلی دیده و قضاوت می شه و در مورد زن به شکل دیگه. در بیشتر موارد خیانت در باره مرد اصلا تعریف نمی شه و از طرف مذهب و سنت و بنابراین جامعه و خانواده این حق مسلم او دونسته می شه که به منظور تصرف هر زنی که خواست, Colchicine 0.6 australia, به این شرط که زن صاحب قبلی نداشته باشه سعی و تلاش کنه. نمونه ی این مسئله قوانین بدیهی اسلام و یهود هستند. نمی خوام نوک پیکان رو به طرف مذهب بگیرم, Colchicine 0.6. درتمام جوامع و دوران های تاریخی که مرد قدرت اقتصادی و مالی رو در خانواده در دست داشته همین بوده که البته بعد هم به شکل قانون دینی در اومده. باز هم می بینیم که در خانواده هایی که اختلاف طبقاتی و مالی مرد و زن زیاده مرد خودش رو کاملا محق می دونه که در صدد تصرف هر زنی که خواست و به هر شکلی بر آید. در دفاع از آقایون بگم که در شرایط مساوی به نظر من بانوان خیلی هم بدتر رفتار می کنند, 100mg Colchicine 0.6. این جزو خلق و خوهای نکوهیده ی انسانی هست که فقط به خودش و خودخواهی خودش فکر کنه و در شرایطی که نفر بهتری براش پیدا بشه, صرفنظر از این که نفر قبلی با تمام توان براش انرژی صرف کرده یا این که کوتاهی کرده, بره سراغ موقعیت بهتر و شاید حتی نه بهتر که فقط متنوع تر و بیشتر. Colchicine 0.6, دوم این که بانوان محترم به علت عواقب بسیار سختی که ازسوی جامعه و قوانین براشون پیش می اومده -و مسلما نه به خاطر عشق به اخلاقیات- کمتر به طرف خیانت رفته اند و یا این که حتی به خودشون اجازه داده اند که این فکر رو بکنند و این رو حق خودشون بدونند چنانچه آقایون در طول تاریخ می دونسته اند. Colchicine 0.6 japan, به عبارت دیگه می خوام بگم که کمابیش و نه صد در صد خانم ها و آقایون در اخلاقیات و خلق و خوی انسانی, خوب یا بد مثل همدیگه هستند. کما این که در جوامعی مثل اروپا و آمریکا که سعی می شه -و هنوز صد در صد تحقق نیافته- خانم ها و آقایون در برابر جامعه و قانون در جایگاه مساوی بایستند آمار خیانت تقریبا در هر دو طرف یکی هست.

در مورد اونچه که افراد رو به طرف خیانت سوق می ده به نظر من دو چیز از عوامل مهم هست. یکی خود اون فرد -که عامل مهم تر هست- و دیگری همسر و شرایط خانوادگی اون فرد, Colchicine 0.6 coupon. مسلما اگر کسی کاری رو انجام بده با توجه به عنصر اراده و اختیار که به تصدیق همه -احتمالا غیر از فلاسفه!!- در همه وجود داره مسئول اصلی اون کار خود اون شخصه, Colchicine 0.6. به عبارتی قبل از هر عامل بیرونی, یه سری عوامل درونی هست که باعث می شه شخص به خودش اجازه ی خیانت رو بده. در این مورد دوباره بر میگردم و حرف می زنم. Colchicine 0.6 paypal, دومین چیز عوامل بیرونی هست که اغلب ما به عنوان دلیل برای خیانت بیان می کنیم. مثل این که توی زندگیش اونچه رو که می خواد نگرفته و جای دیگه می خواد پیدا کنه. Colchicine 0.6, خیلی از افراد-خصوصا به دلایلی که قبلا گفتم, آقایون- هستند که خودشون رو همیشه و همیشه محق داشتن چیز بهتر می دونند. این چیز بهتر می تونه خونه, ماشین و ...همسر باشه. گاهی حتی همسر رو نشونه ی پز می دونند, Colchicine 0.6 us. یا خودشون رو محق داشتن هر چیزی که خوششون بیاد و در حد توانشون باشه می دونند. درست مثل قانون چند همسری در صورتی که استطاعت مالی وجود داشته باشه. این یکی از همون دلایل درونی هست که قبلا هم بهش اشاره کردم, Colchicine 0.6. یکی دیگه از دلایل درونی به نظر من نیاز به تایید داشتن از اطراف و اطمینان از اینه که هر کسی که اونها بخوان مال اونها می شه , 40mg Colchicine 0.6, تاییدشون می کنه و در هر حدی که بخوان دوستشون خواهد داشت. که در شکل دیگه و با بدترین کلام این رو عقده ای بودن یا با کلمه ی مودبانه تر عدم اعتماد به نفس, یا از دید دیگه و به شکل تغییر یافته تر, نیاز به تایید شدن می گن. بازهم تاکید می کنم در شرایط مساوی و در جوامعی که زن و مرد از دید قانون و جامعه در جایگاه یکسان تری قرار دارند این کفه به طرف زن هم سنگین تر می شه, Colchicine 0.6 overseas. به همین دلیل هم هست که در بسیاری خانواده های ایرانی اعتقاد درست یا غلط بر این مبنا هست که وقتی خانواده ایرانی به غرب می ره از هم می پاشه. Colchicine 0.6, که البته خودش حسابی جای بحث داره.

دلایل بیرونی چیزهایی هست از جمله توجه نگرفتن از طرف مقابل,مورد عشق واقع نبودن, 50mg Colchicine 0.6, آرامش نداشتن در محیط خانواده, مشکلات مالی, سردی جنسی طرف مقابل, و خیلی خیلی چیزهای بی شمار دیگه که هر کدوم می تونه دلیل - و خیلی اوقات بهانه- برای خیانت کردن باشه. نظر شخصی من اینه که در چنین مواردی دو طرف باید به یک توافق مشترک برسند, 250mg Colchicine 0.6. که البته باز هم حسابی جای بحث داره که خیلی خلاصه توضیحش می دم.

گاهی اوقات طرف مقابل چاره ای به غیر از زندگی نداره, و بیشتر در جوامع سنتی ای دیده می شه که زن مطلقه تحت هیچ شرایطی در جایی پذیرفته نیست. در بقیه ی جوامع می شه در صدد رفع مشکل بر اومد و مدتی برای داشتن فرد خیانتکار و برگردوندنش به خصوص اگر این فقط یه لغزش و برای یک بار باشه سعی کرد, اما مسلما در دراز مدت زندگی کردن با فرد خیانتکار نیاز به توافق بیشتری داره و مسئله بیش از یک لغزش ساده است, Colchicine 0.6. به هر حال مسلم اینه که در بسیاری خانواده ها جدا شدن به این سادگی نیست. هر کسی رو باید در شرایط زمانی و اجتماعی و حتی روحی خودش قضاوت کرد. اما به نظر من در تمام این موارد, شخص خیانتکار هست که روح خودش رو قبل از هر کسی و روح طرف مقابلش و خانواده اش -خصوصا فرزندانش -رو در وهله ی دوم و روح تمام کسانی که باهاشون ارتباط داره رو در وهله ی سوم می خراشه و از بین می بره. طرف خیانت دیده زجر زیادی می کشه و تا حدود زیادی هم به دلیل این که زشتی ها رو می بینه روحش تاثیر می گیره اما مسلما کمتر از فرد خیانتکار خواهد بود.

قسمت دوم این بحث رو بعد پابلیش خواهم کرد که بیشتر به این می پردازم که اگر من با مسئله خیانت روبرو بشم عکس العملم به احتمال زیاد چی خواهد بود و این که چرا دوست ندارم خیانت کنم.

دوستتون دارم, خوش بگذره, به امید دیدار.

Similar posts: Phentermine And Prozac. Purchase Cheap Cialis Online. Amoxicillin Induced Rectal Impaction. Visine And Lumigan usa. Zithromax For Strep craiglist. Zithromax Safety In Pregnancy ebay.
Trackbacks from: Colchicine 0.6. Colchicine 0.6. Colchicine 0.6. Colchicine 0.6 australia. Colchicine 0.6 japan. 10mg Colchicine 0.6.

50 Responses

  1. میگن بزن سرمو بشکون. دلمو نشکون. ب

    زن دلمو بشکون غرورمو نشکون. آره آره تحمل ناپذیره ولی بازم عقیده دارم تا توی یه شرایط نب

    اشی نمیتونی بگی چیکار میکنی.آدم که جوون تر و سرپاتر باشه راحت همسرشو ترک میکنه. فکر کن

  2. سلام خانمی
    خیانت به عقیده من هر نوعش

    بده ولی بدترین جیز
    دروغ است و من هرگز کسی را که من را واداربه
    دروغ گفتن کنه نم

    یبخشم.
    خیلی دوست دارم مامان فری

  3. اسم من شیده است .بر خلاف شوهرم

    که مردی بسیار سرد است من زنی حشری هستم.بخاطر سرد بودن شوهرم سکس ما ۳ تا ۴ ماه یکبار است.هر

    کاری هم کرده ام موفق نشدم شوهرم را راضی کنم سکس بیشتر داشته باشیم.من نیاز دارم که هفته ا

    ی ۳تا ۴ بار سکس داشته باشم.من زنی ۳۰ ساله ام وزیبا نیز هستم.برای همین وقتی دیدم در اتش شهوت

    میسوزم یک معشوقه پیدا کردم وبا او هفته ای ۳ بار سکس دازم. ایا اینکار خیانت است؟به نظر من

    که نیست

  4. اسم من شیده است .بر خلاف شوهر

    م که مردی بسیار سرد است من زنی حشری هستم.بخاطر سرد بودن شوهرم سکس ما ۳ تا ۴ ماه یکبار ا

    ست.هر کاری هم کرده ام موفق نشدم شوهرم را راضی کنم سکس بیشتر داشته باشیم.من نیاز دارم که

    هفته ای ۳تا ۴ بار سکس داشته باشم.من زنی ۳۰ ساله ام وزیبا نیز هستم.برای همین وقتی دیدم در ا

    تش شهوت میسوزم یک معشوقه پیدا کردم وبا او هفته ای ۳ بار سکس دازم. ایا اینکار خیانت است؟ب

    ه نظر من که نیست

  5. به نظر ما خیانت در زنآشویی کار بد و غیر قابل

    تحملی از جانب زنان نسبت به مردان است و اصولاٌ کون این خانوم شیده رو باید همه بزنن ÷اره

    کنن

  6. منم همین مشکل رو دارم دنبال یه معشوقه م

    ی گردم چون یک مرد نمی تونه دوماه یکبار سکس داشته باشه اگه یه زن خوب پیدا شد دوست دارم به

    زنم خیانت کنم

  7. به نظر من ودوستم محمد

    آدرس بده هفته ای هفت روز تا هفتاد دفعه در خدمتیم
    واییییییییی چه حالییی میدهههههههههه

  8. بعد از ازدواج آدم تازه می فهمه چه خر

    یتی کرده و خودشو به یه زن محدود کرده و از یه عالمه خانوم خوشگل و کس درشت محروم کرده .واسه

    همین خودشو تحت فشار حس می کنه و خوب مشکلات هم شروع می شن . اولین زن ناجوری هم که به پست ط

  9. به نظر من آدم قبل از ازدواج هر کاری می خواد بکنه
    اما نه این که همه چیزشو از دست بده
    هنگام ازدواج هم خوب دقت کنه و راجع به چیز هایی که می خواد کمی صحبت کنه
    بعد از ازدواج هم وفادار باشه

  10. شیده جون سلام من میگم تو مقصر نیستی مقصر اون شوهر جاکشته که تو رو نمیکنه میزاره غریبه ها بکنن حیف نیست کسی مثل تو رو نکرد . تو باید زن من میشدی تا طوری میکردمت تا اسم کیر که میومد شصت جای بدنت رعشه میگرفت.

  11. به نظر من

    در جوانی تا توانی کس بکن

    اما مواظب باش کیرت فرسوده نشه که فردا حاج خانومت

    از دستت نره جای دیگه بدتش ها !

  12. نمی دانم در مقابل کاری که این شیده خانم انجام داده چی می توان گفت ولی من نظرم را با یک سوال شروع می کنم که اگر شوهر خودت عملی مشابه تو انجام می داد چه عکس العملی در مقابل خیانتی که به تو کرده انجام می دادی؟ قاعدتاً جوابی نداری که به سوال من بدهی.
    می توان به عنوان نظر کلی گفت که این عمل بسیار زشت و ناپسند است حالا می خواهد که انسان در هر شرایطی باشد.
    در این مورد صد در صد شیده خانم مقصر است و می بینیم که چه توجیهی هم اورده است . معمولاً افرادی که خیانت می کنند برای اینکه نزد وجدان خود راحت باشند توجیحی می اورند که مثلاً شوهر من از نظر روابط جنسی سرد است .
    من می توانم شرط ببندم که این شیده خانم حتماً قبل از ازدواج با افرادی سکس داشته است . چون سکس مثل اعتیاد می ماند و فردی که زیاد سکس داشته باشد دیگر نمی تواند خودش را کنترل کند و به قول شیده خانم فردی حشری می شود.
    باید به شیده خانم متذکر شد که چوب خیانت خود را خواهد خورد.
    داستان زنی را که به شوهرش خیانت کرده در زیر امده است که من در وبلاگ های دیگر خوانده ام می گذارم تا شما هم بخوانید :
    دو روز زودتر ماموریتش تموم شده بود ، یه هفته دوری از خونه و زنش دلتنگش کرده بود . از فرودگاه یه تاکسی در بست گرفت ، توی راه یه دسته گل سرخ واسه زنش خرید . دم در خونه که رسید ، زنگ نزد چون می خواست واسه زنش سورپرایز باشه . کلید انداخت و در و آروم باز کرد . ساعت ۵ بعد از ظهر بود . درو بست و آروم از پله ها بالا رفت . پشت در یه جفت کفش غریبه دید . مردونه بود . حالش یه جوری شد . دسته گل رو گذاشت روی زمین بعد کفشاشو در آورد و آروم رفت تو ضربان قلبش تند شده بود . از اتاق خواب صدایی به گوشش خورد . در اتاق بسته بود .
    پاورچین رفت جلو و گوشش رو گذاشت روی در .
    –… آه … اوه… آخ آخ … یواش … آه
    –… جیگر … شل کن … آها جون … چطوره …
    –خدای من … وای …آه آه آه وای.. . . . . . . .
    عرق سردی به تنش نشست . پاهاش می لرزید . تکیه داد به دیوار و نشست . سرشو با دستاش گرفت . می خواست نعره بزنه اما اصلا صداش در نمی اومد . چطور ممکن بود . صحنه توی اتاق رو توی ذهنش تجسم کرد ، دیگه هیچی نمی فهمید ، خون جلوی چشماشو گرفته بود . صدای قژو قژ تخت از توی اتاق بیرون می اومد . همه چیز دور سرش می چرخید . نمی تونست بلند شه . از در زد بیرون . پاشو گذاشت روی دسته گل و از پله ها اومد پایین . در زیر زمین رو باز کرد . از گوشه زیر زمین تبر رو برداشت . هیچی نمی فهمید . اومد بالا . از توی اتاق صدای خنده زنشو می شنید . درو با شدت باز کرد . منظره ای که دید آتیشش زد . دیوونه اش کرد . خردش کرد . زنش لخت و دمر روی تخت خوابیده بود . زنش ، یه مرد ، یه غریبه ، روی زنش دراز کشیده بود ، جفت اونا از دیدنش خشکشون زد . زن یهو خودشو از زیر مرد کشید بیرون و رفت گوشه اتاق . سفید شده بود و می لرزید .
    گفت : س..س..سع..عید..ب..ب..به..خد..ا..
    مرد غریبه از رو تخت افتاد و عقب عقب رفت تا خورد به دیوار . صورتش عین گچ شده بود . دنبال راه فرار می گشت . تبر رو توی دستش فشار داد . رگ روی پیشونیش باد کرده بود . تپش نبضشو زیر پوست گردنش حس کرد . نعره کشید . به سمت غریبه هجوم برد . تبر یه بار بالا و پایین رفت . هر چی زور داشت خالی کرد . نعرهاش با ناله مرد غریبه گره خورد . خون همه جارو گرفت . زنش جیغ می زد . ضربه تبر کمر غریبه رو شکسته بود . مثل کمر خودش . تبر دوباره رفت بالا . اینبار رو گردن غریبه فرود اومد . خون کثیف غریبه روی تنش میریخت . احساس تهوع می کرد . هیچی نمی فهمید . غیربه داشت جون می داد . بدنش مثل یه تیکه گوشت سلاخی شده تکون می خورد . زنش خواست فرار کنه . موهاشو گرفت و پیچوند دور دستش . کشیدش رو زمین . زن به پته پته افتاده بود . از تو آشپزخونه چنگال رو برداشت . سر زنش رو آورد بالا . برا آخرین بار تو چشای زن نگاه کرد . چنگال رو با تمام غیضی که داشت فرو کرد تو چشم زن . خون پاشید توی صورتش . نعره دلخراش زن خونه رو لرزوند . زن تقلا می کرد . زنشو خوابوند رو زمین . پاشو گذاشت روی گردنش . چنگال رو توی چشم دیگه زن فرو کرد . چشم از حدقه در اومد . آویزون به یه رگ باریک . مرگ برای زنش کم بود . زن جیغ میزد . نعره می زد . کشوندش روی زمین . بردش تو حمام . در رو از روش بست . برگشت توی اتاق . همه جارو لایه نازکی از خون پوشونده بود . حالش به هم خورد . صدای جیغ دلخراش زن توی حمام می پیچید . هیچی نمی فهمید . فکرش اصلا کار نمی کرد . تلفن رو برداشت و یه شماره گرفت . بعد رفت و روی پله ها نشست . اشک توی چشاش حلقه زد . همه چی خراب شده بود . دیگه هیچی نداشت . کاش می مرد و این لحظه ها رو تجربه نمی کرد . به دستاش نگاه کرد . از خودش می ترسید . بغضش شکست . گریه می کرد . گریه یه مرد . صدای آژیر اونو به خودش آورد . بلند شد . اما نه مثل همیشه . یکنفر دیگه شده بود . یه مرد تباه شده . به خاطر هوسبازی یک زن . . . . .

  13. من هممشکلی مشابه خانم شیده دارم فقط با این فرق که یک مرد هستم .همسر من حتی ماهی یک با ر با بنده حاضر به هم بستری نیست و این به دلیل تربیت غلط خانوادگی ایشان بوده که به سکس به عنوان یک عمل شیطانی نگاه میکنند . حالا با توجه که ما هم دیگر را دوست داریم آیا باید من به او خیانت بکنم؟در صورتی که او بفهمد به نظر شما دیکرما به همدیگر میتوانیم اعتماد بکنیم ؟