"خود" م را کشته ام به هر سو می کشانم هیکلی بی روح را تکه گوشتی با نام بیولوژیک قلب هدایت ترافیک گلبولهای سفید و گلبول های قرمز در رگهایم را با موفقیت عهده دار گشته است عشق به شکلی نوین در قلب بی "خود" ام جلوه گر خواهد شد در گونه ی جدید زندگی می توان پر افتخار پر غرور بی "خود" در چشمان همه ی کودکان دنیا شادان و بی گناه نگریست و مدتها خیره شد خود را بر محراب یک عشق معتقد بی رحمانه سلاخی کرده ام دوستتون دارم, خوش بگذره, به امید دیدار