یکشنبه
آذر ۲۳,۱۳۸۲
"خود" م را کشته ام
به هر سو می کشانم
هیکلی بی روح را
تکه گوشتی
با نام بیولوژیک قلب
هدایت ترافیک گلبولهای سفید
و گلبول های قرمز در رگهایم را
با موفقیت عهده دار گشته است
عشق به شکلی نوین
در قلب بی "خود" ام
جلوه گر خواهد شد
در گونه ی جدید زندگی
می توان پر افتخار
پر غرور
بی "خود"
در چشمان همه ی کودکان دنیا
شادان و بی گناه
نگریست و
مدتها خیره شد
خود را بر محراب یک عشق معتقد
بی رحمانه سلاخی کرده ام
دوستتون دارم, خوش بگذره, به امید دیدار
۳ Responses for "بی “خود”"
چه زیبا بود عزیزم…
زیبا بود. مست
باده عشق باشید سرخ سرخ
سلام کتی جون
از نوشته رسم عاشقی ات خیلی
لذت بردم.
خوش باشید. در پناه خدا.