دوشنبه
آذر ۱۷,۱۳۸۲
بار ديگر معبودم تعميدم داد
توبه ام اين بار توبه ي آخرين است
ديگر نه هزار يکشنبه به دنبال خواهد بود
و نه هزار عيسا که خود را قرباني گناهانم کند
آخرين يکشنبه ي من رسيد
و رفتم که اخرين بار عروج کنم
بر پله هاي قدر شناسي
بناي زندگي نهم
و بر پله هاي عشق
بستايمش با آخرين شعرم
و بگويم
عيسي اگر تعميد يافت
و اگر عروج کرد
زندگي جاودانه يافت در عشق
عشقي بي همتا
من نيز
در بستر يک کلام مقدس
و در بستر يک عشق بي مثال
مي روم تا زندگاني جاودانه بيابم
تعميد يافته ام
مسيح اگر رفت
و بر خود گرفت تمامي گناهان خلق را
باز خواهد گشت
پيروز
پر عشق
سربلند
بازگشت مسيحا را هر لحظه منتظر باش
چنانچه من نيز
به بازگشت ناگزير عشق
اعتماد و اعتقادي استوار دارم
و مي دانم خواهمش يافت او را اگر
به بازگشت عشق
و به بازگشت شعر
عاشقانه مومن
و عاشقانه وفادار باشد
دوستتون دارم. خوش بگذره. به اميد ديدار
۱۵ Responses for "توبه ي آخرين"
چشم!!
گولبولت
خیلی قشنگ بود . شاد ب
اشی
خیلی قشنگ بود . شاد ب
اشی
خیلی قشنگ بود . شاد ب
اشی
خیلی قشنگ بود . شاد ب
اشی
خیلی قشنگ بود . شاد ب
اشی
خیلی قشنگ بود شاد باشی به توان یک میلیا
کی میگی میشه ؟
من خیلی نفهمیدمش ، شاملو نشی یهو…
آخه من اونم بعضی اوقات نمیفهمم.
دوباره شاعر شد
ین. خیلی زیبا بود. واقعا میگم استعداد خوبی در این زمینه دارین. تبریک میگم و بتون حسودیم
میشه. مست باده عشق باشید سرخ سرخ
به نام کلام که درآغا
ز کلام بود کلام هم نزد خدا بود
باز هم شاعر شدی! بابا
زیبا بود
سلام خیلی زیباست
خیلی ه
م به موقع!
سلام خیلی زیباست
خیلی ه
م به موقع!