سوغات

سوغات

دل سپرده ای همه ی آنجه داشت, از شعر و از خوشبختی, از عشق و از خدا, برای معبودش سوغات برد. آن را گرفت بی هیچ سخنی.

چندی بعد, معبود, دل سپرده را میهمان سرایش کرد. و دل سپرده سوغاتش را دید در میان تمام سوغات های دیگر, باز و دست نخورده, کهنه و نو, خاک گرفته و تازه, بی هیچ نشانی از وجود او, و سرای معبود هنوز پذیرای بی نهایت سوغات ها.

و دل سپرده تازه به خاطر آورد که این سوغات از آن خودش نبوده, که سال ها سال قبل سوغات را به دیگری هدیه کرده بوده, که سوغات را از دل سپرده ای به یغما برده بوده.
————————————–
شب حسرت

—————————————
امروز فهمیدم که مامانم خواننده ی وبلاگم شده.
مامان عزیزم, خیلی دوستت دارم.اگه وجود دارم , اگه اینجا هستم, اگه خوشبختم, اگه می تونم روی پای خودم واستم و وبلاگ بنویسم, اگه یه شوهر خیلی خوب دارم و یه سری دوستانی که دوستم دارند, همه به خاطر اینه که تو مامانم بودی. به خاطر اینه که به من دوست داشتن رو یاد دادی. برای اینه که تو و بابا خیلی خوشحال بودین و همه رو دوست داشتین و خوش حال بودن رو به من یاد دادین. اگه به من توی خانواده خوشحال بودن و دوست داشتن رو یاد نداده بودین هیچ وقت توی زندگیم یادشون نمی گرفتم.
بهت خیلی خوش بگذره . به من که خیلی خوش می گذره.

دوستتون دارم, خوش بگذره, به امید دیدار

11 Responses

  1. مامان کتی خیلی خوش اومدین … من کلی

    خوشحال شدم که شما هم خواننده وبلاگ کتی شدین . کتی جون نمیدونی چه حالی داره که مامان آدم

    وبلاگش را بخونه . من که نصف بیشتر نوشته هام برای مادرم است . برای کم کردن فاصله مون و برای

    نزدیک شدن بیشتر به مادرم … خوش اومدین مامان ف… جون

  2. میگن مردی که سواره مرد جنگه
    مو م

    یگوم برتر از اسبش تفنگه
    تفنگ دسته نقره ام رو فروختوم
    برای یار قبای ترمه دوختوم
    فر

    ستادوم برایوم پس فرستاد
    تفنگ دسته نقره ام ،‌داد و بیداد! داد و بیداد

  3. سلام. این خوبه که راحتی که خونواده ات ب

    خونن بلاگتو. من با اینکه با مادر و پدرم خیلی نزدیکم و میتونم راحت همه اینا رو که تو وبلا

    گم مینویسم براشون تعریف کنم (و گاهی هم میکنم) ولی اصلا” دوست ندارم خودشون بخونن. به هر ح

  4. سلام

    عزیزم :)) جات خالی بود کلی حال کردیم!!! عکساشو میتونی ببینی تو وبلاگ البته یخورده حجمش

    زیاد شده شاید نشون نده نمیدونم فدات بای عزیز