پنجشنبه
آبان ۲۹,۱۳۸۲
گاهي اوقات چنان استفاده هاي ابزاري اي از خداوند مي كنم كه خودم مي مونم مات و متحير.
طفلك خداوند. فكر كنين كه به خاطر احتياجي كه به كسي دارين دوستش داشته باشين. اين همون احساسيه كه خداوند داره. من كه اصلا دلم نمي خواد به جاش بودم.
تازه هر كسي هم اونطوري كه دوست داره باشين پيش خودش تصورتون كنه.
اصلا چيز دوست داشتني اي نيست.
اما خدا رو شكر كه اعتقاد دارم خداوند هست. اگه اعتقاد نداشتم در تمام لحظات نگراني ام دلم رو به كي و به چي خوش مي كردم.
چقدر به خداوند اعتقاد داشتن زندگي آدم رو راحت مي كنه. كاري ندارم كه خداوندي هست يا نيست.
اگه قراره يه عمر زندگي كنم ترجيح مي دم بهم خوش بگذره و با اعتقاد به خداوند بسيار راحت تر زندگي مي كنم.
نگفتم از خداوند استفاده ي ابزاري مي كنم.
دوستتون دارم,خوش بگذره, به اميد ديدار
۶ Responses for "استفاده ي ابزاري"
خدا پشت و پناهت…
جانا سخن از زبان ما میگویی – عین من.
اه ببخشید – قبلیه من بود (بقول دختره. نم
یگه ‘من بودم’ – انگلیسی it was me رو ترجمه میکنه میگه ‘من بود’).
جالب بود
کتبالوی منحصر به فرد، منم یه زمانی مثل
تو فکر می کردم..اشکالش اینه که خودتو نمی تونی گول بزنی. نمیتونی خدایی که خودت خلق کرده ا
ی رو به عنوان خدا قبول داشته باشی و بپرستی و ازش کمک بخوای..
اینم که وقت ناخوشی و ناراح
تی بیشتر به یاد خدا می افتیم یه مقدار طبیعیه ولی باید یاد بگیریم و تمرین کنیم که وقت خو
hgv[hx tjp hgwtpi