چهارشنبه
آبان ۱۴,۱۳۸۲
ما هر هفته روزهاي چهارشنبه يه تيم ميتينگ داريم. اين آقا جيمي ما خيلي لغت هاي بد استفاده مي كنه. خيلي آدم خوبيه. من هم خيلي دوستش دارم. اما خوب ديگه يه عالمه لغت هاي بد و فحش هاي انگليسي رو من از آقا جيمي ياد گرفتم.
امروز اما به خاطر اين كه روزي بود كه كارمند ها مي تونستند بچه هاشون رو بيارن سر كار, اين دفعه دوتا تين ايجر هم توي ميتينگ ما بودند. يكي شون دختر خود آقا جيمي بود.
بنابراين, بعد از مدت هاي مديد اين اولين ميتينگي بود كه آقا جيمي نتونست كلمات دلخواه خودش رو استفاده كنه.
يه كم دلم مي سوزه. مي ترسم يه وقت كلماتي كه فوران نكرده بهش فشار بياره و بتركوندش. به نظرتون برم بهش بگم يه كم بهم فحش و بد و بيراه بگه كه دلش خالي بشه؟
دوستتون دارم, خوش بگذره, به اميد ديدار
۶ Responses for "تيم ميتينگ"
سلام …. نخی
یعنی میگی جلوی بچه هاش ف
نخیر
ahvale forogh khanom ( farokhzad ) eshare be neveshteye
ghablo khobe ?
سلام.
یعنی
جلوی خانومها هم رعایت نمیکنه؟
سلام کتی جان. فکر کنم فهمیده باشی که وبلاگ منو down کردن. نمی دونم چرا و
لی اینجوریه. حالا هم یکی دیگه زدم. آدرشس اون بالا هست. در ضمن آقایون و خانم ها یه دانشجوی
دکترای کامپیوتر می خواد فرصت مطالعاتیش رو بره کانادا. هیچ کس تو یکی از دانشگاه های اون
جا یه استاد متخصص Natural Language Processing سراغ نداره؟ ترجیحا زبان مورد مطالعه اش فارسی باشه. هر
کی خبری داشت به من میل بزنه یا برام کامنت بذاره. قابل توجه گل آقا خان.