جن کلوم گله گذاری رفاقتی.

جن کلوم گله گذاری رفاقتی.

عرضم به خدمیتون که باد به گوشمون رسوند یکی از رفیقا که موووینگ پووینگ داشته قرتی بازی در آورده و موور پوور خبر کرده.
خواسیم به خدمتشون بفرماییم که یا شوما حاجی تو نشناخته ای, یا ما رو دس کم گرفتی, یا این سبیل چخماقی مون دل شوما رو زده و نمی خای قیف مارو ببینی.
اصن مووینگ راسه ی کار ماس. به شلک و قیافه قلمی و باریک ما نیگا نکون, این هیکل و واسه ایز گوم کردن ایجور نیگر داشتیم و واس خاطر دل اونی که هر دفه نگاش می کونه دلش ضعف بره. وگرنه که زور بازومون رستم و سهراب و گله اسبشون رو رو یه انگش می چرخونه جون شوما.
راستیتش از ما اگه صلاح مصلحت می کونی اون موور پوور های سوسولی رو ردشون کن, ماشین پاشین هم اگه نیاری خیالیت نباشه. چشم به هم بزنی جلدی خونه رو می ذاریم رو دوشمون و یه یا امیر (!!) و می بینی ما و خونه رفتیم جای جدید, مبارکا باشه انشالله.
اونوختشم, مارو حواله داده بودی به این سوسول بازیای دل لرزونکی, داشم ما رو دست کم گرفتی بازم. می خوای حاجیتو با این وضع و هیئت و ریش و سبیل چخماقی برفستی این خیابونه . دیگه فردا کی روش می شه تو چش مردمون نیگا کنه. همین مون مونده بود که واسمون حرف دربیارن که حاجیت رفته بوده پی این آبروبریا. بابا دس مریزاد, از شوما توقع نمی رفت قربون.
حالاشم, اصلیتش که اگه از شلک و هیئت ما حالت کیشمیشی میشه که بابا بی معرفت, همین بود مرامت؟ بگو زدی زیر همه رفاقت مون و خیلمون رو راحت کن. اگه هم که حرف ته دلت بوده که آخه رفیقمون , همدم دود و دممون, پای شب شعرمون رو بذاریم دست تنها با دوسه تا موور بچه قرتی و بریم اون خیابونای ناکار رو بگردیم. آخه مصبتو شکر, حاجیت رو نشناخته ای؟

خلاصه اش کونیم, شوما که ختم شاعرایی خوت بهتر ما می دونی داشم:
سر که نه از بهر رفیقان بود
بار گرانی است کشیدن به دوش

دس مولا به همرات.
یاحق

دوستتون دارم, خوش بگذره, به امید دیدار

19 Responses

  1. ما فدای شما بشیم و دور هیکل ترکه‌ای

    تون صوب تا شوب بگردیم، آخه واس چی چوپ کاری میکونین ما رو؟
    جونمون براتون بگه، ما گو

    فتیم موور پوور بیات که شما اون کمر لامصب و واسه قر دادن نیگاش داری که بخ جون مولا خیلی ب

    ا صفا است.

    خلصه اینکه ایه اومدین یک چیزی پیدا میشه بردارین، نیودین هم هنوز ما خاک

    زیر پای همه لوتی های تورونتو اولشم آق وحید و آبجی کتی هستیم.

    دس آخر تا یادمون نرفته

    یک بیت یادمون اومد از مولای لوتیهای شیراز حافظ دم طلایی که هر وقت میخونیم ها، هیکلمون

    عین هو ضعیفه‌های دم حموم عمومی سر کوچه میلرزه و اشکمون عین هو بچه دماغوهای ته کوچه را

    میوفته.
    بی دوست زندگانی ذوقی چنان ندارد
    ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی

  2. نفهمد

    م… چطو شد؟

    اومدی یه ورو بسازی زدی ده جا دیگه رو خراب کردی داش؟
    هر کی بره کجا پش سر

    ش چی چی میگن؟

    کی میره پی کدوم آبرو بری؟

    این لوطی گیری رو کوجا یادتون دادن؟ :)

  3. کوکا مو ایی وسط لنگ انداختوم. مو یکی اه

    ل دعوا موا نیستوم بخدا. البته، کوکا پاش برسه، مو خودوم ۱۰۰ حریفوم. ولی اوفتادوم تو تخ شعر

    و مست باده عشق شدوم. فعلا م سرخ سرخم. دووستون دارم کوکاها..دـمتون هم گرم

  4. بیلیکم,

    یالله, یالله, کسی چادر سرش نباشه, خدایا این چش پاک و اَ ما نگیر. ببخشین طیب خان, تاریک

  5. سلام کت بالوی عزیز.بب

    خشید مزاحم شدم.میشه به دلایل امنیتی کامنتهای منو پاک کنین؟؟ممنون میشم.راسی به دلایل ا

    منیتی من نمیتونم برای مامان نیلو آدرسمو بگم.لطفا شما به یه طریقی بهش آدرس منو بدین.ببخ