شنبه
آبان ۳,۱۳۸۲
ازم شعر خواسته بودین؟ بفرمایین:
عاشق شده می دونم
بر تار دو زلفونم
تیری شده در قلبش
هر دونه مژگونم
-------------
عاشق شده ام دانم
بر مهر و جوونمردیش
بر رسم و به چشمونش
بر خوبی و بر رندیش
درجه یک نیست, ببخشید. اماخوب آخه من هم شاعر نیستم.
دوستتون دارم, خوش بگذره, به امید دیدار
۶ Responses for "شعر"
سلام ما هر چی میائیم اینجا شما اصلا از خودت نمیگیری یه سری به ما بزنی چرا؟
سلام. خو
ای وای نمیدونم چرا خندیدم..خیلی قشنگ بود
ولی به پای شعر نو های درجه یکت نمی رسید.البته شاعر باید همه جور شعری رو تجربه کنه دیگه..:)
تو بدری و خورشید تو را
بنده شدهست
تا بنده تو شدهست تابنده شدهست
زان روی که از شعاع نور رخ تو
خورش
ید منیر و ماه تابنده شدهست
یادم رفت بن
ویسم، از رباعیات حافظ بود.
شک نکن برای اونی که گفتی حس میکنه از
یک هم یک تر هست.