کمی خسته و درگیر ذهنی هستم.
می خواستم کاری رو بکنم که فهمیدم آمادگی اش رو ندارم.
وبلاگم داره خیلی وقتم رو می گیره.
نیاز به استراحت دارم.
تامدتی چیزی نخواهم نوشت.
اما حتما دوباره برمی گردم. وقتی خستگی هام تموم بشه حتما برمی گردم.
چون که:
دوستتون دارم,
.
.
خوش بگذره, به امید دیدار
۱۸ پاسخ برای "استراحت"
کتی عزیز امیدوارم زود زود
خستگی از جسم و روحت بره و باز برگردی و شیرین زبونی (یا شیرین قلمی ) را از سر بگیری
خيلي متاسف ميشم اگه ننويسي.
اميدوارم اين مرخصی کوتاه باشد و دوباره
به نوشتن ادامه بدهی .
کتي جون ميدونم يکي دو روزه آمادگي اون کار
را پيدا ميکني و زود برميگردي … بدون تو دلمون خيلي ميگيره… منتظرت هستيم و خيلي دوستت د
من هم يکي دوبار به اين
فکر افتادم ولي ميدوني اعتياد بد چيزيه! چه وبلاگ نويسي باشه و چه ….
پس جای دوری نرو و زو
د برگرد
سلام.
باشه
اما به من سر بزن.. با گل آقا بيايين مهمونی خوشحال ميشم (-:
montazeret hastim katbalou
joon…golagha kojast??oonam hanooz nayoomade?
خوب منتظر ميمونيم. دلمون تنگ ميشه ولي
عادت داريم به اين دلتنگيها. كسي كه مهاجرت ميكنه به اولين چيزي كه عادت ميكنه دلتنگيه. و
ميدوني که تا هميشه منتظر شعرها و نوشته
خيلي منتظرم. زود برگرد.
چقدر قشنگ نوشتي محسن،
آفرين چرتين
كوف صد آفرين، اما يادت باشه وقتي هم كه اهلي ميشديم بفهمي نفهمي قبول كرديم كارمون به گريه
ميكشه.
سلام. اميدورايم زودتر خستگي در بره و برگرديد و بنويسيد.
سلام. حا
لا كه تابستون و تعطيلات تموم شده قبول نيست بري تعطيلات بشين و بنويس سال بعد تابستون همه
اش مرخصي.
كتي جون فكر نميكني مرخصي ديگه بسه ؟ اگه
چشم به
تو رو خدا توی این شبای طولانی پاييز ما رو
تنها نذار..:(
اومدم بگم با تقاضای مرخصی شما موافقت شد
که ديدم برگشتی.
کتی جان استراحت کن،خوب
خوب که شدی دوباره برگرد و مثل همیشه با نفس بنویسی.همه آدمها یه وقتهایی تو زندگیشون به
تنهایی نیاز دارن.به تنهایی که در اون فقط با خودشون باشن و ببینن کجان.یه کم با خودشون خل