باز هم شعر:

باز هم شعر:

دلم كرده دلش رو عاشق و ريش
خودش گفته به صد ترفندو تشويش
چو مي دونه كه در بندم اسيره
به دست پس مي زنه با پا كشه پيش

تو رو خدا يكي جلوي من رو بگيره.همين طوري داره از مغزم شعر تراوش مي كنه. خودم وحشت كرده ام.

دوستتون دارم, خوش بگذره, به اميد ديدار

8 Responses

  1. کتبالو جان خیلی عالیه عزیزم . ادامه

    بده مخصوصا” این سبک شعرو بهتر میگی. تازه مدعی تو این زمینه کمتر هم هست. ادامه بده.