دلم از عشق مژگونت غمینه
تنم خسته ست و قلب من حزینه
غم عشقت به درگاهش ببردم
بگفتا عاشقی, حقت همینه
****
توکه گفتی چشام جام شرابه
تنم اما ببین پاک همچو آبه
نترس ار از می چشمم شوی مست
برای پاک شستن چون تنم هست
****
دوستتون دارم, خوش بگذره , به امید دیدار
۹ Responses for "شعر"
شعرها مال کیه؟ لطفا.
یاد این ب
یت افتادم: رفتم بر درویشی گفتا که خدا یارت
گویی به دعا او شد چون تو شهی یارم.
از ه
مین حالا که اینجاییم ما عاشقیم و این رو اعلام میکنیمو وقتی هم دنیا بیاییم این و ثابت م
یکنیم.
کت بالو
مثل اینکه گل آقا یک کم دیر کرده!
زدی تو شعر و شاعری
کتیبالوی ما عاشق شد انگار
دلش نازک
شد و پر شد ز اسرا
گل آقا دارد و عشقی خدایی
خدایا هر دو را عاشق نگهدار
این شعر قشنگ شما به چه لهجه ای بود؟
آخی … چه قدر با احساس نوشتی.
کتی جان این یک کلیپ از بی بی سی :
http://news.bbc.co.uk/media/video/39438000/rm/_39438420_nobel22_robbins_vi.ram
میخوای بگی اینو خودت گفتی؟ به سبک ب
ابا طاهر عریون؟
واله چی بگم هاج و واج موندم.
این یکی شعرت الحق و الانصاف عالی بود. چ
سبیده به دلم ول نمیکنه