پدر من کلا بسیار منضبط و منظم است. فکر می کنم در دوران بچگی هم همین طور بوده. اما یک عیب اساسی دارد و ان هم این که وقتی مشغول انجام کاری می شود حساب زمان را از دست می دهد. جالب این است که همین موضوع کل مسیر زندگی اش را تغییر داد.
چنانچه از پدرم شنیده ام, در دوران دبیرستان می خواسته که در رشته پزشکی تحصیل کنه. بعد سر امتحان نهایی که می شه سر امتحان مثلثات صبح می شینه یه جا که قبل از رسیدن به دبیرستان چند تا مسئله حل کنه. همین که سرش گرم می شه گذشت زمان رو فراموش می کنه. نگاه که می کنه می بینه که ای داد, دیر شده. وقتی به جلسه امتحان می رسه راهش نمی دن و می گن که برای ورود به جلسه دیر رسیده.
این می شه که بابای من نمی رسه امتحان مثلثات رو بده و تجدید می شه. شهریور می ره و امتحان رو می ده و بیست می شه. اما تمام دانشکده ها دانشجو گرفته بوده اندو امتحاناتشون تموم شده بوده و فقط دانشکده افسری هنوز امتحان برگزار می کرده.
بابا می ره دانشکده افسری امتحان می ده و می ره و افسر می شه.
مامان من همیشه می گه که اگر پدرم مادر داشت به وضعش رسیدگی می شد و پدرش کمکش می کرد و خرج یک سالش رو می داد تا بابا سال بعد بره و هر رشته ای که می خواد مثل پزشکی یا مهندسی بخونه. اما بالاخره سرنوشته دیگه.
به هر صورت پدر من وارد دانشکده افسری می شه و درست مثل مامان من همیشه شاگرد ممتاز کلاس بوده.
پایان قسمت هجدهم سرگذشت خانواده کت بالو
دوستتون دارم, خوش بگذره, به امید دیدار
۹ پاسخ برای "داستان های یک خانواده-حکایت هجدهم"
سلام فاطمه از خوندن این مطالب شما به من هم توصیه می کند ..
gay fucking gay cum gay a
and what was going on there ?
تمام آدم های بزرگ و نوابغ دنیا به نوعی از ماجرا ها داشتند. ماجرای پختن
ساعت بجای تخم مرغ توسط نیوتن را یادتونه؟ ماجرای بیرون رفتن اینشتین با کلاه زنونه رو چ
ی؟
پس تو به کی رفتی ؟ ( علامت چشمک )
ye neveshteye jadid neveshtam
, mikham be sabke shoma benvisam yeki do ta , eshkal nadar ?
چه عجيب
، ببين يه حادثهء کوچولو چه جوری سرنوشت يک آدم رو رقم ميزنه. خوبه منی که سر اکثر قرارهام
دير ميرسم تا به حال از اين مشکلات سنگين نداشته ام!
ضمنا به آدم چترباز از اين تعارفها
نکن. اومد نيومد داره. يه وقت ديدی شوخی شوخی سرت خراب شدم.
بابا شما که
خوونوادگی نابغه هستید…علائمش هم که مشهوده..
حالا خدا كنه كه پدرتون از افسر بودن
راضي بوده باشه.
خدا هر دوشونو براتون نگهدا
خصلت منضبط بودن تو نظاميا خيلي دلپسنده
ره.
salam